ریشهشناسی و مفهوم کلیدی: (Bi)
واژهٔ «Bi» به معنای همبستگی، اتحاد و همچنین "حمایت کردن از" است. در چین باستان، این مفهوم به محلهای متشکل از پنج خانواده و یک رهبر(چیزی مانند کدخدا) گفته میشد که بهصورت یک واحد همبسته و صمیمی بودند. ایدهنگار «بی Bi» تصویر دو نفر است که نزدیک به یکدیگر ایستادهاند که این همبستگی و نزدیکی را نشان میدهد. از این رو، هستهٔ اصلی «Bi» را «وجود یک رهبر»، «ارتباط تنگاتنگ ادامه دار»، و «صمیمیت و پذیرش متقابل» تشکیل میدهد تا کلی منسجم و یکپارچه پدید آید.
ساختارشناسی: زمین (☷) در پایین، آب (☵) در بالا
نماد این ششخطی، چشمه یا آبی است که بر روی زمین جریان دارد و خاک تشنه را سیراب میکند. از این رو "همبستگی و اتحاد" حول آن شکل میگیرد.
زمین☷: نماد پذیرش، حمایت، عشق، مردم و سرزمین است. این میتواند نماد مردم، جامعه، یا توانمندیها، مهارتها و تجربههای گوناگون فرد باشد که بدنهی این همبستگی را تشکیل داده است.
آب☵: نماد بینش درست، جریانی ادامهدار و پرفرازونشیب و صادقانه ادامه دادن است. ینگ میانی نماد این "چشمهی حیات"، "رهبر شایسته" یا "عنصر مرکزی" است که اعضای این همبستگی را به هم پیوند داده است.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
فرد از درون پاک، مهربان و پذیرا است (زمین) و در بیرون استوار، صادق و متعادل (آب) ادامه میدهد. به این ترتیب با بینش درست و خلوص نیت در طول مسیر با دیگران همراه میشود. این همراهی بسیار نزدیک است و فرد باید بتواند صادقانه به این همراهی ادامه دهد. پس لازم است به خوبی خود را واکاوی کند تا از توانمندی خود برای پیمودن و همراهی کردن در این مسیرْ مطمئن شود. در اینصورت خطایی نخواهد بود. اصل دستاورد این مسیر، رسیدن به انسجام و یکپارچگی در توانمندیهایی است که که در گذشته به دست آمده و نیاز به پالایش و یکپارچه شدن دارند.
همبستگی با افراد نادرست تنها به سرافکندگی و آسیب فرد میانجامد و امکان پیوستن به انسانهای ارزشمند یا بینش مناسب را از فرد صلب میکند.
همبستگی بدون رهبر امکانپذیر نیست. چنین اجتماعی به جایی نمیرسد و سودی به حال کسی نخواهد داشت. هر که تازد سوی کعبه بی دلیل همچو این سرگشتگان گردد ذلیل / هر که گیرد پیشهای بیاوستا ریشخندی شد به شهر و روستا (مولوی)
اما کسانی که پاکدلانه و مطیعانه به این گردهمایی بپیوندند و حامی رهبر گروه باشند، میتوانند موفق شوند و به رشد و بالندگی دست یابند.
سیر معنایی:
پس از پیمودن مسیر حل مسئله در ۷، فرد به آگاهی تجربی و حقیقی دست مییابد و به چشمهای جوشان برای استفادهی دیگران تبدیل میشود. این فرآیند تبدیل یک «فرمانده» به «فرمانروا» را نشان میدهد.
از ششخطی سوم تا هشتم، تمام ششخطیها دارای سهخطی آب هستند. به این ترتیب فرد در مسیر پرورش ذهن صادقانه ادامه میدهد و پس از پالایش نفس و دستیابی به آگاهی تجربی، به جایگاه کنونی دست مییابد. البته این مرحله خود نیز، قدمی در مسیر پرورش و رشد است که دستاوردش برای رهبر، منسجم شدن دانستهها و تجربیات گذشته است.
گفتارهای شش خطی 8