واژهشناسی و مفهوم کلیدی
واژهٔ «بی» در بردارندهٔ معانی فضیلت، ظرافت، آراستگی و زیبایی است. ایدهنگار این واژه از دو بخش تشکیل شده است:
در بالای آن، سه جوانهٔ گیاه «هویی»، به معنای «علفها» دیده میشود. در پایین این گیاهان، تصویری از یک صدف قرار دارد. در دوران باستان، از صدفهای صاف و درخشان بهعنوان زیورآلات و پول استفاده میکردند. به این ترتیب، شاهد صدفی زینتی هستیم که با گیاهان آراسته شده است.
معنای واژه و طرح ایدهنگار، مفهوم کلیدی که همان آراستن و زیبا کردن است را نشان میدهد. آراستن و زیبا کردن چیزها گرچه اصل نیست، اما به هیچ وجه بیاهمیت یا بیارزش نیست، بلکه بخشی ضروری و لازم برای کامل و کارآمد شدن چیزها است.
سیر معنایی و درک بهتر مفهوم کلیدی:
پس از حل مسائل اساسی و ریشهای (۲۱: از میان برداشتن و عبور کردن)، صلح و هماهنگی بار دیگر برقرار میشود و فرد میتواند به بهبود، پالایش و آراستن وضعیت موجود بپردازد. به این ترتیب میبینیم که ریشهکن کردن زشتیها و توسعهٔ زیباییها، دو روی یک سکه و مکمل یکدیگرند.
ساختارشناسی: کوه (☶) در بالا، آتش (☲) در پایین
آتش و کوه، مانند ششخطی ۱۱ (آسمان و زمین) صلح و هماهنگی را نشان میدهند؛ آتش در پایین همان آسمان است و کوه در بالا همان زمین است. اما آسمان و زمین نماد اصول ذاتی (آگاهی و سکون) هستند که میتوانند هرچیزی را شکوفا کنند. اما آتش و کوه به فضایل اکتسابی، تربیتی یا اخلاقی(امتداد آگاهی و سکون در عملکرد، اخلاق و ...) مربوط هستند. از این رو در این فضای آرام و خوشایند، به پرورش فضایل و ظواهر پرداخته میشود نه به توسعهی چیزهای تازه.
اصولاً شفافیت(آتش) به ایجاد سکون و آرامش(کوه) کمک میکند. همچنین آتش به آرامش نیاز دارد تا درخششی پایدار داشته باشد (که در فصل ۳۰ با «پرورش دادن گاو» معرفی شده است). به این ترتیب، کوه و آتش پشتیبان یکدیگر هستند و آرامش و درخششی پایدار را رقم میزنند.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
آتشی درخشان و شفاف در عمق ذهن روشن شده که خواهان درخشان و شفاف کردن چیزها است؛ کوه در بالا تسلط بر هوشیاری و عملکرد را نشان میدهد که تحت تأثیر بیرون قرار نمیگیرد و مسیر آراستگی را هماهنگ با هستهی اصلی و آگاهانه طی میکند.
به این ترتیب امکان پرورش ظرافتهای اخلاقی، عملکردهای کاربردی، آراستگی ظاهری یا منظم کردن بهتر و بیشتر چیزها ممکن و هماهنگ است.
این کارها گرچه بنیادین نیستند، اما بخش ضروری از یک کل متعادل، کارآمد و با کیفیت هستند. اما باید توجه داشت که این آراستگی همواره در امتداد اصول به دست آمده باقی بماند و برخاسته از آنها باشد، و به ظاهرسازی بیمعنا و ناهماهنگ با ذات چیزها تبدیل نشود.
تواضع، خواهان یادگیری و پرورش بیشتر بودن، آموزش دادن به دیگران و به اشتراک گذاشتن دانستهها، سادهزیستی در جایگاه بالا و بیرنگی نمونههایی از آراستگی در این وضعیت هستند که میتوانند مصداقهای گوناگونی به خود بگیرند.
گفتارهای شش خطی 22