۱. تأثیر بنیادین بر مکاتب اصلی شرق آسیا
الف) دائوییسم (Daoism): لائودزو، جوانگزو، یین و ینگ و وو-وی
کتاب "ایجینگ" (Yi Jing) و حکمتهای بیشمار آن، متنی بنیادین در اندیشه چینی است که مقدم بر مکتب دائوئیستی بوده و تأثیر غیر قابل انکاری بر آن داشته است. هستۀ آن هماهنگی با جریان زندگی(دائو)، یین و ینگ، هشت سهخطی و 64 فصل کتاب(ششخطیهای حاصل از بر همکنش دو سهخطی) است. این ۶۴ وضعیت و شش سطح آنها، بیان نمادینی از "تجلی بیپایان و متغیر دائو" در جهان پدیدهها است و تمام جنبههای زندگی و سازوکارهای آن را بیان کرده است.
هستیشناسی ایجینگ در دائوئیسم: هستیشناسی دائوییسم در ادامهی ایجینگ است. گرچه در ایجینگ تنها به «تجلیات حقایق پنهان» پرداخته شده، فرآیند آفرینش چیزها از ذات، به نفس واحد (اولین مخلوق و منشأ سایر مخلوقات، غایت برتر در نگاه کنفسیوسی) و از این گوهر یکتا به دوگانگی یین و ینگ، و از دوگانگی به سهگانگی هشت سهخطی، و از سهگانگی به وجود آمدن همهی وضعیتهای درونی و بیرونیِ معرفی شده در ششخطیها جاری میشود. این فرآیند مستقیماً با گفته لائودْزو در فصل ۴۲ دائو ده جینگ قابل مقایسه است:
«دائو، یک را میزاید؛ یک، دو را میزاید؛ دو، سه را میزاید؛ و سه، تمام اشیاء جهان را میزاید»
یین و ینگ (Yin-Yang): ایجینگ مرجع معرفی و بیان یین و ینگ در همهی ابعاد زندگی است. لائودْزو در فصل ۴۲ به صراحت میگوید:
«همه چیز یین را بر پشت میکشد و ینگ را در آغوش میگیرد، و با انرژی درهم آمیخته شده تا به هماهنگی برسد».
این گفتار بازتاب مستقیم چگونگی برهمکنش پویای یین و ینگ در ایجینگ است که در نظام فکری دائویی جاری شده است. از آنجایی که لفظ «یین و ینگ» بعدها به این دو نیرو اطلاق شده، خود لفظ یین و ینگ در متن اصلی نیامده (همانطور که در ایجینگ نیامده)، اما معنای مد نظرْ همان معانی نهفته در لفظ یین و ینگ است که در ایجینگ بیان شده است.
جوانگزو و ایجینگ: جوانگزو، دیگر بنیانگذار مکتب دائویی(در کنار لائودزو) در سدهٔ چهارم پ.م.، مفاهیم هستیشناختی لائودزو را بسط داد و در فصل پایانی کتاب خود(نام کتاب: جوانگزو) با عنوان «همهی آنچه زیر آسمان است» مینویسد:
«ایجینگ» راه بیان یین و ینگ است. (The Yijing is the way to speak of Yin and Yang)
بیعملی(وو-وِی): ایجینگ به انسان میآموزد که برتر و بالاتر از تجلیات گوناگون زندگی باشد، آن را به درستی و همانگونه که هست ببیند و خود را با آن هماهنگ کند. این هماهنگی، هستهی مرکزی آموزهی «کنش از طریق عدمکنش»، «جاری شدن» و «پیمودن مسیر کمترین مقاومت» در شرق، مخصوصاً در دائوییسم و ذن است و به شکلی عمیق و فراگیر در ایجینگ سریان دارد. بنیان این مفهوم در خط دوم ششخطی دوم بیان شده و در بخشهای دیگر ایجینگ به صورتها و حالتهای دیگر تکرار شده است. در ادامه و در بخش معرفی «ارتباط ذن با ایجینگ» بیشتر به آن پرداخته میشود.
ب) کنفوسیوسیسم (Confuciism):
اگر دائوییها بر معانی حقیقی و عرفانی ایجینگ و جاری کردن آن در زندگی تأکید دارند، نگاه حکمی و هستیشناسانهی کنفوسیوس و پیروانش به زندگی، که بیشتر از جنس فلاسفه و حکما بوده، تحت تأثیر نظام معرفی شده در ایجینگ است و بیشتر جنبهی حِکْمی، اخلاقی و اجتماعی آن را پروراندند:
- ده بال (十翼 - Ten Wings): بخش عمدهای از تفسیرهای کهن ایجینگ که با متن اصلی آمیخته شده، مربوط به کتاب «ده بال» است که به کنفوسیوس و شاگردانش نسبت داده میشود. این تفسیرها، مفاهیم انتزاعی ایجینگ را به درک حِکمی، تا حدی روانشناسانه، و درسهای عملی برای زندگی اخلاقی و اجتماعی تبدیل کردند.
- هستیشناسی کنفسیوس: کنفوسیوس در یکی از بخشهای «ده بال» مینویسد: «ای (کتاب تغییرات) دارای تایجی(منشأ یگانهی آفرینش، اولین مخلوق و ...) است. تایجی، دوگانگی (یین و ینگ) را به وجود میآورد. دوگانگی، چهار صورت(دوخطیها، چهار فصلها) را به وجود میآورد و چهار صورت، هشت سهخطی را پدید میآورند.» برخی فصل ۴۲ از دائو ده جینگ را نیز خلاصهای از همین روند میبینند و اعداد دو و سه در آن را سطح دوم و سطح سوم میدانند؛ به این ترتیب معنای آن اینگونه میشود: «دائو تایجی را زایید، تایجی سطح دوم را زاییده و سطح دومْ سطح سوم (چهار دوخطی، چهار فصل سال و ...) را زایید.» اما نگاه مطرح شده از فصل ۴۲ در بخش اول، با فرآیند آفرینش در قرآن نیز همسان است و به نظرم با درک عرفانی و حقیقی لائودزو هماهنگتر است.
- سخنان کنفوسیوس (The Analects of Confucius): کنفوسیوس در کتاب «سخنان کنفوسیوس (The Analects of Confucius) - بخش زی لو» از عبارت «کسی که فضیلتش پایدار نباشد، احتمالاً سرافکندگی را تجربه خواهد کرد» استفاده کرد که این عبارت، مستقیماً از خط سوم ششخطی ۳۲(پایداری) در ایجینگ گرفته شده است.
- اخلاق و حکمرانی شایسته: کنفوسیوس اعتقاد داشت که ایجینگ کلیدی برای درک نظم کیهانی و انعکاس آن در جامعه است. تاریخنگاران اشاره کردهاند که کنفوسیوس در پنجاه سالگی به مطالعهی عمیق ایجینگ پرداخت و آنقدر این کتاب را خواند که بندهای چرمی الواح آن سه بار پاره شد. این تلاش نشاندهندهی اهمیت اساسی ایجینگ در شکلدهی به تفکر متأخر او است.
ج) بودیسم چان (ذن) و سایر مکاتب بودایی چینی:
وقتی بودیسم از هند به چین وارد شد، برای هماهنگ شدن با بستر فرهنگی جدید، به صورت ژرفی با مفاهیم دائویی درآمیخت؛ مفاهیمی که خود عمیقاً تحت تأثیر ایجینگ و نگرش سیال و مبتنی بر هماهنگی با جریان زندگی آن بودند. حاصل این پیوند بینظیر، تولد مکتب «چان» (ذن) بود.
- هماهنگی با جریان هستی و بودن در «اکنون»: تمرکز ایجینگ بر هماهنگی با جریان دگرگونشونده زندگی است که با هستهٔ مرکزی تعالیم ذن همسوست. برای نمونه، ششخطی ۲۵ (وو وانگ / بیگناهی) بر کنش هماهنگ با لحظه، بدون توجه به نتیجه را دارد. در خط دوم این ششخطی آمده است: «زمین را شخم میزند اما نه به قصد درو یا داشتن زمینی حاصلخیز، رفتن به جایی سودمند است». این توصیه، نماد کنش ناب و حضور کامل در لحظه، بدون توجه به نتیجه یا آیندهی این عمل است، درست همانند ذن که بر زندگی در «لحظهٔ اکنون» تمرکز دارد.
مهمتر از آن خط دوم ششخطی دوم است که دقیقاً «بودنی» را نشان میدهد که با «اجازه دادن محض» همهی کارها را کامل میکند و به سرانجام میرساند: «مستقیم، استوار، بزرگ؛ سودی حتمی، بیآنکه کاری کند» یا این ترجمه: «مستقیم، مربع، بزرگ. بدون هدف، با اینحال چیزی نیست که هماهنگ و سودمند نباشد.». این خط که هستهی اصلی فصل دوم کتاب است، در کنار فصل اول ایجینگ، بنیان تمام اصول و مفاهیم ایجینگ و مکاتب مبتنی بر این اصول است. - ذهن مبتدی (Beginner's Mind): «شونیو سوزوکی» میگوید: «ذهن مبتدی گنجی بیکران است. ذن بر آن است تا فرد، جهان را با نگاهی تازه و مستقیم، فارغ از بار دانش گذشته تجربه کند.» سهخطی زمین، که نمونهی کامل آن در ششخطی ۲ (کون _ Kun) تجربه میشود، در ایجینگ نمایانگر نهایت حالت یین — خالص، پذیرا، تهی، تسلیم، دریافت کننده، عاشق — است؛ ذهنی خالی از بار دانش و کاملاً گشوده. این کیفیت بنیادین "ذهن مبتدی" است: هوشیاری خالی از پیشفرض یا گمان که کاملاً مشاهدهگر و پذیراست.
ششخطی ۲۵ (وو وانگ • بیگناهی): خود این عنوان، که به معنی "بیگناهی" یا "بدون خطا" بودن است، مستقیماً به حالت ذهنی عاری از محاسبات پیچیده، پیشداوریها و انتظارات خودخواهانه اشاره دارد. این وضعیتْ فردی را توصیف میکند که کنشهایش اصیل، هماهنگ با لحظه و بدون محاسبهی سود و زیان در آینده است تا توجه او به حال را مخدوش نکند؛ از این رو پاک و بیخطاست.
سایر وضعیتهایی که سهخطی زمین را دارند، یا خط دوم یا پنجم آنها عنصر «یین» است، مانند سه خطی زمین در ششخطیهای ۸، ۱۵، ۱۶ و ۳۵ یا یین پنجم در ۱۳، ۱۴ و ۳۶ غالباً حالتهای گوناگونی از همین پذیرش، تسلیم بودن و گشودگی را نشان میدهند.
"پشت را آرام میسازد، بدن را نمییابد. در باغ گام برمیدارد، کسی را نمیبیند. سرزنشی نیست."
مرحلهی اول این "سکون"، فاصله گرفتن از افکار، احساسات و بدن خود فرد است(بدن را نمییابد.) و این ذهنآگاهی و مراقبهگری به بیتوجهی به افکار و احساسات و هویت دیگران ختم میشود(کسی را نمیبیند.) این نمایشی است از مراحل مراقبه و مشاهدهگری در مکاتب بودایی و ذن. هدف نهایی، رسیدن به سکوتی است که در آن، فرد فراتر از ذهن و رها شده از افکار و احساسات، با ذهنآگاهی کامل حرکت کند.
۲- شالودهی طب سنتی چین: تجلی ای جینگ در علم پزشکی
(جزییات رابطهی طب سنتی، تایجی و اندیشمندان غربی، عموماً بر اساس جستجوهای هوش مصنوعی جمعآوری شده است)
سیستم طب سنتی چین (TCM) را میتوان یکی از پیچیدهترین و نظامیافتهترین تجلیات عملی فلسفهٔ «ایجینگ» دانست. این طب، تنها یک مجموعه دارویی تجربی نیست، بلکه یک «علم مدلمحور» است که هستیشناسی، فیزیولوژی، پاتولوژی و درمان را بر پایهٔ نمادگرایی و اصول «ایجینگ» بنا نهاده است.
این کتاب بنیادین، پایههای فلسفی مشترکی را برای هر دو حوزه فراهم کرده است. محققان از اصطلاحاتی چون "همبستگی طب و ایجینگ" (Medicine and Yi Jing are mutually connected) و "اشتراک در خاستگاه" (share a common origin) برای توصیف این رابطه استفاده میکنند. [1]
همچنین عبارتی مانند "医易相通" (پزشکی و ایجینگ با یکدیگر مرتبط هستند) در ادبیات این حوزه بسیار رایج است. به طور مشخص، کتاب "طب داخلی امپراتور زرد" (Huangdi Neijing) که بنیان طب چینی محسوب میشود، عمیقاً تحت تأثیر ایجینگ بوده است. [2]
الف. یین و ینگ: سنگ بنای تشخیص و درمان
اساسیترین اصل در طب چینی، تعادل پویای یین و ینگ است؛ سلامت به عنوان وضعیت «یین پینگ ینگ می» یا «یین آرام و ینگ مستحکم» تعریف میشود. هرگونه عدم تعادل میان این دو نیرو، بیماریزا محسوب میگردد. [3]
- فیزیولوژی: ساختارهای بدن مانند خون و مایعات (یین) در مقابل عملکردها و فعالیتهای متابولیک حرارتی (ینگ) قرار میگیرند.
- پاتولوژی: بیماریها به صورت سندرمهای «گرمی» یا «سردی» (مازاد یا کمبود ینگ)، «خشکی» یا «رطوبتی» (مازاد یا کمبود یین) تشخیص داده میشوند.
- درمان: استراتژی درمانی همواره معطوف به بازگرداندن این تعادل است. برای مثال، در سندرم «گرمی-مازاد» (ینگ بیش از حد) از داروهای «سردکننده» (تقویتکنندهٔ یین) استفاده میشود.
ب. هشت سهخطی (Bagua): نقشهٔ انرژی بدن
اگرچه ارتباط مستقیم اندامها با سهخطیهای خاص در پزشکی کلاسیک استاندارد نیست، اما برخی مکاتب متأخر و هنرهای رزمی (مانند تایجی و باگوآژانگ) از هشت سهخطی برای توصیف انواع کیفیات انرژی و حرکت در بدن استفاده میکنند. [4]
در کتاب "طب داخلی امپراتور زرد"، از "نقشهٔ هشت سهخطی آسمان پسین" برای تبیین مفاهیمی مانند "نه کاخ و هشت باد" و صورتهای فلکی استفاده شده است. [5]
ج. پیشگیری و هماهنگی با ریتمهای کیهانی
طب سنتی چین، به طور کامل، مفهوم «هماهنگی با دائو» را از «ایجینگ» به ارث برده است. بنابراین، تأکید اصلی آن بر «پزشکی پیشگیرانه» است. این امر شامل زندگی در هماهنگی با چرخههای فصلی (چهار پدیده)، ساعات روز (یین و ینگ) و حالتهای عاطفی است تا از برهم خوردن تعادل «ششخطی» وجودی فرد جلوگیری شود. [6]
در نتیجه، طب سنتی چین را میتوان بلوغیافتهترین و نظاممندترین علم کاربردی مبتنی بر «ایجینگ» دانست که در آن مفاهیم انتزاعی یین-ینگ و سهخطیها، که در جهانبینی ایجینگ ریشه دارند، به یک زبان عملی برای تشخیص و درمان بیماریها تبدیل شدهاند. این اصول بنیادین نه تنها در حیطهٔ درمان، که در هنرهای حرکتی و تنظیم محیط زندگی نیز تجلی یافته است.
منابع ارتباط طب سنتی چینی و ایجینگ
- Wang, J. (2018). The Mutual Interpretation and Integration of the Yi Jing and Traditional Chinese Medicine. Chinese Medicine and Culture, 1(4), 179–185. [بیانگر اصطلاح "ارتباط متقابل طب و ایجینگ"]↩
- Unschuld, P. U. (2003). Huang Di Nei Jing Su Wen: Nature, Knowledge, Imagery in an Ancient Chinese Medical Text. University of California Press. [تأیید نفوذ اندیشههای ایجینگ در نِیجینگ]↩
- Mitchell, C., Féng, Y., & Wiseman, N. (1999). Shang Han Lun: On Cold Damage, Translation and Commentaries. Paradigm Publications. [منبع مفهوم «یین آرام و ینگ مستحکم»]↩
- Liang, S. Y., & Wu, W. C. (2002). Baguazhang: Theory and Applications. YMAA Publication Center. [کاربرد هشت سهخطی در هنرهای رزمی]↩
- Unschuld, P. U. (2016). Huang Di Nei Jing Ling Shu: The Ancient Classic on Needle Therapy. University of California Press. (فصل ۷۹: «نه کاخ و هشت باد»، اشاره به نقشهٔ هشت سهخطی)↩
- Ni, M. (1995). The Yellow Emperor's Classic of Medicine: A New Translation of the Neijing Suwen with Commentary. Shambhala Publications. [تأکید بر زندگی هماهنگ با فصول و چرخههای طبیعی]↩
۳- تجلی عینی در هنرها و علوم کاربردی
نام «تایجی(تایچی)» در واقع «تایجیچوآن» به معنای «مشتِ تایجی» یا «مشتزنی تایجی» است و این نام از همان «غایت برتر» و یگانگیِ پیش از به وجود آمدن دوگانهی «یین و ینگ» گرفته شده است.[1]
اولین بار این مفهوم در «ده بال» (Ten Wings)، تفسیر کلاسیک بر ایجینگ که به کنفوسیوس نسبت داده میشود، ظاهر گردید. کاربرد عملی این فلسفه به شدت با هشت سهخطی (باگوا)، پنج عنصر و شصت و چهار ششخطی در پیوند است. این رابطه عمدتاً از طریق دو مفهوم کلیدی در نظریه تایجی بیان میشود: «هشت دروازه» (بامِن) و «پنج گام» (ووُبو). این دو با هم «سیزده وضعیت» (شیسان شی) را تشکیل میدهند که اجزای بنیادین تکنیکهای تایجی هستند.
الف. هشت دروازهی تایجی و هشت سهخطی ایجینگ
«هشت دروازه» مستقیماً با هشت سهخطی ایجینگ مطابقت دارد.[2] هر «دروازه» یک انرژی یا کاربرد اولیه نیرو در تایجی است که نمایانگر جنبهای متفاوت از تعامل با حریف است. جدول زیر تطابق متداول این هشت دروازه با سهخطیها را نشان میدهد:
| هشت دروازه | سهخطی مرتبط | نمادگرایی و معنا در تایجی |
|---|---|---|
| ۱.دافع | ☰ آسمان | انرژی گسترده، رو به بالا و بیرونی که مادر تمام انرژیهاست. مانند آسمان، قدرتمند و همهجانبه است. |
| ۲.جذب و کشش | ☷ زمین | انرژی نرم، جذبکننده و تغییر جهت دهنده. مانند زمین نرم و پذیراست و نیروی حریف را خنثی میکند. |
| ۳.فشردن | ☵ آب | نیرویی متمرکز و مستقیم که مانند آب به درون شکافها نفوذ میکند. |
| ۴.هل دادن | ☲ آتش | انرژی فشاری رو به پایین و جلو. مانند آتش میتواند انفجاری باشد و به مرکز حریف میچسبد. |
| ۵.کندن/چیدن | ☴ باد | حرکتی سریع، چنگزننده و کششی برای از ریشه درآوردن حریف. مانند باد، سبک و نافذ است. |
| ۶.شکافتن | ☳ تندر | انرژی ناگهانی، تکاندهنده و شکافنده که ساختار حریف را میشکند. مانند تندر، ناگهانی و قدرتمند است. |
| ۷.ضربه آرنج | ☱ دریاچه | قدرتی فرورونده و متمرکز با استفاده از آرنج. مانند دریاچه، در سطح آرام اما حاوی نیرویی عظیم در درون است. |
| ۸.تکیه و ضربه شانه | ☶ کوه | استفاده از تمام بدن (شانه، کمر، باسن) برای تکیه دادن و ضربه زدن. مانند کوه، پایدار، تزلزلناپذیر و خردکننده است. |
ب. پنج گام و پنج عنصر
برای تکمیل «سیزده وضعیت»، «پنج گام» اضافه میشوند که با پنج عنصر از کیهانشناسی چینی مطابقت دارند.[3] این پنج گام، گامبرداری و حرکت جهتی را کنترل میکنند:
- جین بو (قدم به پیش) - فلز
- توِی بو (عقبنشینی) - چوب
- تسوو گو (نگاه به چپ) - آب
- یو پان (نگاه به راست) - آتش
- جونگ دینگ (تعادل مرکزی) - زمین
ج. چگونه ایجینگ در عمل با تایجی ارتباط پیدا میکند؟
رابطه بین تایجی و ایجینگ مستقیم و بنیادی است. هشت سهخطی (باگوا) از ایجینگ، نقشه نمادین و انرژیای برای هشت دروازه (بامِن) فراهم میکند که خود هسته کاربردهای رزمی تایجی هستند. این امر، تمرین تایجی را به یک مراقبه متحرک در مورد اصول ایجینگ تبدیل میکند.[4]
۱. واژگان انرژی: هشت دروازه فقط هشت حرکت نیستند، بلکه هشت نوع جین (قدرت درونی) هستند. یک متخصص ماهر میتواند این انرژیهای مختلف را به صورت سیال بیان کند، به طوری که هر کدام به دیگری تبدیل شود، درست همانطور که سهخطیها در ایجینگ به یکدیگر تبدیل میشوند.
۲. تغییر و سازگاری: هسته اصلی ایجینگ، تغییر است (یی). در تمرین «دستزنی» تایجی، یک تمرینکننده باید دائماً با نیروی حریف سازگار شود. تعامل پِنگ، لوُ، جی، آن و... نمایش فیزیکی از خطوط متغیر بین یین و ینگ است که دائماً «ششخطی»های جدیدی از موقعیتهای مبارزه خلق میکند.
۳. هدف نهایی: ایدهآل این است که خود تائیجی تجسم یابد – آن حالت یگانهای که یین و ینگ و به تبع آن، هشت سهخطی و تمام تکنیکها، به طور خودانگیخته از آن سرچشمه میگیرند. یک استاد ظاهراً «هیچ متدی» ندارد، زیرا او از ریشه پاسخ میدهد، نه از یک مجموعه ثابت از تکنیکها.
د. فنگ شویی و ایجینگ
فنگشویی، هنر چیدمان فضای زندگی برای جریان یافتن مطلوب «چی»، در واقع «ایجینگ کاربردی» در محیط است.[5] هشت سهخطی (باگوا - Bagua): نقشهی اصلی فنگشویی، «باگوا» است که مستقیماً از هشت سهخطی اولیه ایجینگ گرفته شده است.[6] هر جهت در باگوا مربوط به یک جهت، حالت و انرژی خاص است (مثلاً «کُن» برای زمین و پذیرندگی، «چیِن» برای آسمان و خلاقیت) و بر بخشی از زندگی (حرفه، خانواده، عشق و...) تأثیر میگذارد.
منابع ارتباط تایجی و فنگشویی با ایجینگ
- Unschuld, P. U. (2003). *Huang Di Nei Jing Su Wen: Nature, Knowledge, Imagery in an Ancient Chinese Medical Text*. University of California Press. [اشاره به ریشهٔ مفهوم تائیجی در فلسفهٔ چینی و تفسیر «ده بال» بر ایجینگ]↩
- Yang Family Tai Chi Discussion Board. (2003). *The Thirteen Postures of Taijiquan*. [تطبیق هشت دروازه با هشت سهخطی]↩
- 5 Steps to Victory. (2026). *MartialTalk.com*. [تطبیق پنج گام با پنج عنصر]↩
- Eight Gates (八门). *TaiChiWuji.com*. [نقشهٔ نمادین هشت سهخطی برای کاربردهای رزمی]↩
- Bagua (The Eight Diagrams). (2004). *China Internet Information Center*. [فنگشویی بهعنوان «ایجینگ کاربردی»]↩
- EIGHT TRIGRAMS. (2023). *ContemplatingIChing.wordpress.com*. [استفاده از سهخطیها در فنگشویی و کاربردهای دیگر]↩
۴. تأثیر ایجینگ بر اندیشمندان غربی
الف) گوتفرید لایبنیتس (Gottfried Wilhelm Leibniz):
در اواخر قرن هفدهم، لایبنیتس ازطریق مبلغ یسوعی، یواخیم بووه، با ایجینگ آشنا شد.[1]
- تأیید نظام دودویی: لایبنیتس پیش از دیدن ایجینگ، نظام حساب دودویی خود را بسط داده بود.[2] با این حال، هنگامی که او نمودار «ترتیب پیشین-آسمان» شائو یونگ را دید، از اینکه متوجه شد خطوط شکسته و کامل (یین و ینگ) میتوانند بهعنوان ارقام ۰ و ۱ خوانده شوند، بسیار شگفتزده شد.[1] او این انطباق را تأییدی قدرتمند از جهانی بودن و اهمیت متافیزیکی نظام خود دید. لایبنیتس این انطباق را نشانهای از خرد کهن الهی میدانست و از آن در مقاله خود با عنوان «شرح حساب دودویی» (Explication de l'Arithmétique Binaire, 1703) یاد کرد.[3]
- الهیات طبیعی: تفسیر لایبنیتس از ایجینگ، بهویژه مفاهیم «هیچ» و «واحد» که با ۰ و ۱ بازنمایی میشوند، عمیقاً با دیدگاههای الهیاتی-متافیزیکی او درباره خلقت جهان از نیستی بهوسیله خداوند پیوند خورد. او آن را گواهی بر الهیات و شناختی مشترک در بنیاد تمدنهای چین و اروپا میدانست.[4]
ب) کارل گوستاو یونگ (Carl Gustav Jung):
- نظریه همزمانی (Synchronicity): برای یونگ، ریختن سکهها برای مشورت با ایجینگ و دریافت ششخطی مرتبط، نمونه عملی کامل نظریه «همزمانی» او بود. وی در مقدمه خود بر ترجمه ویلهلم/باینس (۱۹۴۹-۱۹۵۰) مینویسد که این روش، رابطه معنادار و غیرعلی میان وضعیت درونی روان و یک رویداد بیرونی را در یک لحظه واحد از زمان نشان میدهد.[5]
- کهنالگوها (Archetypes): یونگ معتقد بود که ۶۴ ششخطی ایجینگ، بازنماییهایِ نمادینی از کهنالگوهای بنیادین بشری در «ناخودآگاه جمعی» هستند. به باور او، این نمادهای جهانشمول، تجارب مشترک انسانی را رمزگذاری میکنند و مسیر تحول روانی را روشن میسازند.[6] او نوشت: «ایجینگ بهوضوح شرایط پنهان درونی را در یک لحظه معین بازمیتاباند.»
ج) سایر اندیشمندان، موسیقیدانان و شاعران
پس از ترجمه ویلهلم/باینس (۱۹۵۰)، ایجینگ به پدیدهای فرهنگی در غرب بدل شد و بر متفکران و هنرمندان بسیاری اثر گذاشت:[7]
فیلسوفان و دانشمندان
- فریتیوف کاپرا (Fritjof Capra)، فیزیکدان: در کتاب پرفروش خود، «تائوی فیزیک» (۱۹۷۵)، میان فیزیک کوانتوم و فلسفههای شرقی، ازجمله ایجینگ، ارتباط برقرار کرد.[8]
- ترنس مککنا (Terence McKenna)، گیاهشناس قومی و فیلسوف: بههمراه برادرش دنیس، کتاب «منظر نامرئی» (۱۹۷۵) را نوشت که در آن توالی «شاه ون» از ششخطیها را بررسی کردند.[9]
آهنگسازان و موسیقیدانان
نویسندگان و شاعران
- فیلیپ کی. دیک (Philip K. Dick)، نویسنده علمی-تخیلی: رمان «مردی در قلعه سر به فلک کشیده» (۱۹۶۲) او، نخستین رمان آمریکایی بود که به ایجینگ ارجاع داد و از آن بهعنوان ابزاری در پیرنگ استفاده کرد.[12]
- هرمان هسه (Hermann Hesse)، نویسنده: رمان «بازی مهرههای شیشهای» (۱۹۴۳) او عمیقاً تحت تأثیر ایجینگ است.[13]
- آلن گینزبرگ (Allen Ginsberg)، شاعر: شعری با عنوان «مشورت با ایجینگ...» سرود.[14]
منابع ارتباط اندیشمندان غرب و ایجینگ
- Ryan, J. A. (1996). Leibniz' Binary System and Shao Yong's "Yijing". Philosophy East and West, 46(1), 59-90. [ارتباط لایبنیتس با ایجینگ ازطریق بووه]↩
- Swetz, F. J. (2003). Leibniz, the Yijing, and the Religious Conversion of the Chinese. Mathematics Magazine, 76(4), 276-291. [لایبنیتس پیش از ایجینگ نظام دودویی را داشت]↩
- Leibniz, G. W. (1703). Explication de l'Arithmétique Binaire. Memoires de l'Academie Royale des Sciences. [مقاله اصلی لایبنیتس]↩
- Nelson, E. S. (2011). Nothingness and Perfection: The Yijing from Wang Bi to Leibniz. In Chinese Philosophy and Contemporary Aesthetics. [الهیات طبیعی و تفسیر متافیزیکی]↩
- Jung, C. G. (1950). Foreword. In R. Wilhelm & C. F. Baynes (Trans.), The I Ching or Book of Changes. Princeton University Press. [مقدمه یونگ بر ایجینگ]↩
- Jung, C. G. (1969). The Archetypes and the Collective Unconscious (CW, Vol. 9, Pt. 1). Princeton University Press. [کهنالگوها و ناخودآگاه جمعی]↩
- Smith, R. J. (2012). The I Ching in America. JSTOR Daily. [محبوبیت ایجینگ در آمریک↩ا]
- Capra, F. (1975). The Tao of Physics. Shambhala Publications. [ارتباط فیزیک کوانتوم و فلسفههای شرقی]↩
- McKenna, T., & McKenna, D. (1975). The Invisible Landscape: Mind, Hallucinogens, and the I Ching. Seabury Press. [بررسی توالی شاه ون]↩
- Pritchett, J. (1993). The Music of John Cage. Cambridge University Press. [جان کیج و ایجینگ]↩
- Minford, J. (Trans.). (2014). I Ching (Yijing): The Book of Change. Viking. [باب دیلن و دیگران]↩
- Mountfort, P. (2016). The I Ching and Philip K. Dick's The Man in the High Castle. Science Fiction Studies. [ایجینگ در رمان فیلیپ کی. دیک]↩
- 詹春花. (2013). 黑塞的《玻璃球游戏》与《易经》. 外国文学评论. [ایجینگ در بازی مهرههای شیشهای هرمان هسه]↩
- Ginsberg, A. (1967). Consulting I Ching Smoking Pot Listening to the Fugs Sing Blake. [شعر آلن گینزبرگ]↩
جمعبندی: ایجینگ کتاب پیشگویی نیست، بلکه مبنای هستیشناسی است
از دل این آموزهها، مکاتب بزرگ کهن چین متولد شدند، علوم گوناگون و کاربردی و هنرهای رزمی شکل گرفتند و حتی ذهن برخی از اندیشمندان غربی برای کشفیات علمی و روانشناختی خود برانگیخته شده است.