آشنایی با ویژگیهای نامناسب سهخطی آب: خطر و سختی
آب در واقع نماد نفْس یا ذهنی است که در حالت پالایش نشدهی خود جریان افکار و احساسات، هوسها و تمایلات تاریک درونی را نشان میدهد که ایجاد ترس، فشار و خطر میکند. طبیعتاً این ساختارها در بیرون منعکس شده و اوضاع پر فراز و نشیب، سخت یا پرخطری در زندگی فرد ایجاد میکنند.
این ساختارها و حالتهای ذهنی گرایش رو به پایین دارند که در تقابل با گرایش رو به بالای آگاهی و روشنایی است. نمونهی این معنا در ششخطی ششم است که آگاهی و روشنایی آسمان در بالا، با تاریکی آب در پایین به جدال بر میخیزد و خواهان بازگشت به مسیر درست است. اینجا تاریکی آب در واقع همان عادتهای ذهنی نامناسب و نهادینه شده، یا افکار و احساسات ناکارآمد است که عقل آسمانی به کشمکش با آن برخاسته است. داستان مجنون و ناقه که در مثنوی معنوی آمده از نمونههای به تصویر کشیده شدهی این فضا است. در نتیجه، در حالت ناهماهنگ، ینگ در میان دو یین باورها، عقاید و تمایلات نامناسب و سختی را نشان میدهد که افکار و احساسات تاریک و نامناسبی ایجاد میکند که ذهن فرد را به روی روشنایی میپوشاند. چنین فردی یا ضعیف و وابسته است یا سرسخت و مغرور:
- کسی که ضعیف و وابسته است چشم به بیرون دارد، شرایط او را نامتعادل میکند و به سختیهای پیدرپی دچار میشود بدون اینکه راه به جایی داشته باشد. غم، افسردگی، سستی، ناتوانی، وابستگی به دیگران و احساس قربانی بودن نمونههای این حالت ذهنی است.
- از طرف دیگر، کسی که سرسخت و مغرور است و سعی میکند با فشار آوردن و زور زدن کار خود را پیش برد و در بیرون به دنبال نتایج میگردد. اینگونه خود را به رنج بیشتر میاندازد؛ در حالی که اگر میتوانست آرام و ساکن بماند و به درون بازگردد برایش بهتر بود. مقصر دیدن دیگران و زندگی را میتوان بارزترین ویژگی چنین کسی دانست.
آب در حالت هماهنگ
اما اگر فرد ذهن خود را پالایش کرد و به بینش درست و تعادل درونی دست یافت، میتواند در میان سختیها و خطرات ادامهدار زندگی صادق بماند و با حال خوب و رفتار درست با آنها روبرو شود. این مانند انسانی پاک و آگاه است که روشناییاش را در رفتار فاضلانه آشکار میکند و در مسیر کمترین مقاومت جاری شده و از آن برای پالایش و رشد بیشتر خود استفاده میکند.
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم. که در طریقتِ ما کافریست رنجیدن. حافظ
اصلیترین مؤلفهی چنین ذهنی رسیدن به بینش توحیدی و درک انعکاسی بودن زندگی است. بخشی از نگاه توحیدی و درک انعکاس در دو بیت زیر از مولوی نشان داده شده است: این جفای خلق با تو در جهان. گر بدانی گنج زر آمد نهان. خلق را با تو چنین بدخو کنند. تا تو را ناچار رو آن سو کنند.
ای بسا ظلمی که بینی در کسان. خوی تو باشد در ایشان ای فلان. اندریشان تافته هستی تو. از نفاق و ظلم و بدمستی تو
چنین فردی مانند رودخانهای عمیق و آرام است که زمینهای حاصلخیزی در کنار خود ایجاد میکند؛ نگرشی درست و تعادل درونی که رفتاری فاضلانه رقم میزند.
برخی مصادیق شیوهی آب در ششخطیها: آب در بالا
ششخطی ۵: فرد در هنگام انتظار کشیدن و صبر کردن، بینش درست و تعادل خود را حفظ میکند و سختیها و خطرات پیش رو او را به هم نمیریزد. اینگونه میتواند در میان این سختیها حال خوبی داشته باشد و تا پایان ادامه دهد.
ششخطی ۸: حفظ بینش درست و تعادل درونی در مسیری ادامه دار که میتواند بسیار پرفشار باشد. اما این ویژگیها حالت ذهنی آب است که امکان استقامت صادقانه در این مسیر را به فرد میدهد.
ششخطی ۳۹: وقت فرد دچار مشقت و دشواری میشود، بینش درست و تعادل درونی امکان پیش رفتن یا به عقب و درونی بازگشتن را برای فرد مهیا میکند.
ششخطی ۴۸: در مسیر پرورش ذهن و حفر چاه، اصلیترین مؤلفه داشتن روحیهی استقامتی است که برخاسته از بینش متعادل و درست است که آب در بالا معرف آن است. اینگونه فرد میتواند مسیر دستیابی به این منشأ بیپایان درونی را به خوبی و تا پایان طی کند و خود به منشأ تأمین نیازهای دیگران تبدیل شود.
ششخطی ۶۰: وقتی فرد این مسیر پرورش ذهن را به خوبی طی کرد، از هوسها خالی شده و میتواند در مسیر درست استقامت ورزد و به روشنایی حقیقی دست یابد.
ششخطی ۶۳: پس از پایان چیزها، فرد باید بتواند تعادل خود را حفظ کند و با بینش درست از آنچه به دست آمده به خوبی مراقبت کند.