دوره‌های آموزشی-کارگاهی

برای مشورت با ای جینگ روی ادامه کلیک کنید

؟
نوشتن پرسش لزومی ندارد اما به شما کمک می‌کند جنبه‌های مختلف مسئله‌ی مورد نظر شفاف‌تر شود و علاوه بر افزایش آگاهی نسبت به ابعاد مختلف مسئله، پاسخ دریافتی ملموس‌تر باشد.
پرسش نباید دو پهلو، بله خیری یا مبهم باشد. و باید به منظور مشورت گرفتن طرح شود.

نمونه: «این مسیر با چنین نیت یا رویکردی چطور پیش می‌رود؟»
نمونه: «در این کار، رابطه، ملاقات، ... بهتر است به چه چیزهایی توجه کنم؟»
دسته‌ی سوال:
؟
دسته‌بندی در آنالیز سوالات ذخیره شده کاربرد دارد. این امکان به شما کمک می‌کند علاوه بر دسترسی بهتر به سوالات ذخیره شده، بتوانید الگوهای ذهنی پنهان خود را در هر جنبه‌ از زندگی، به صورت مجزا تجزیه و تحلیل کنید.
پاک‌کن

آغازی بر شناخت ای جینگ

واژه‌ی «ای» (易 - Yì) در ریشه به چه معناست؟

معنای کامل واژه‌ی «ای» در یک واژه نمی‌گنجد اما می‌توان آن را «تجلیات بی‌پایان» یا «آفرینش بی‌پایان» معنا کرد: «تجلی و ظهور ذات خداوند در آفرینش بی‌پایانِ هستی، از طریق انسان کامل».

معنای رایج و نقد آن:

این واژه معمولاً به «تغییر» یا «تغییرات» ترجمه شده است. این نام‌گذاری رایج، ریشه در کتابی از دورهٔ دودمان هان دارد که برگرفته از تصویر «آفتاب‌پرستی است که پوست می‌اندازد». با اینحال، تجلیات یا آفرینش بی‌پایان معنای تغییر را نیز در بر می‌گیرد، اما از منظری حقیقی و نه تغییری که آفتاب‌پرست نمایان می‌کند.

اسماعیل رادپور در مقاله‌‌ی «معانی تمثیلی یی در یی‌جینگ»،  این تفسیر (آفتاب‌پرست) را کاملاً اشتباه می‌داند و علت را دسترسی‌نداشتنِ مؤلفِ آن لغتنامهٔ کهن (حکیم بزرگ دودمان هان) به ایده‌نگار اصلی این واژه عنوان می‌کند.

وی در مقالهٔ خود شش معنای مشهور ارائه‌شده برای «ای» را برمی‌شمارد:
1- آفتاب‌پرست؛ یی 易 به مثابه یی 蜴
2- مهر و ماه؛ یی 易 به مثابه日+月
3- تابشِ خورشید یا ماه؛ یی 易 به مثابه 日 (یا 月)+彡
4- ریختنِ آب از ظرف؛ یی 易 به مثابه 皿+彡
5- بخشش؛ یی 易 به مثابه تْسی 賜
6- سریانِ نَفَسِ کیهانی؛ یی 易 به مثابه 日 + 氣

ایده‌نگار ای (易 ــ Yì):

ایده‌نگار کهن «ای» شامل چیزی نزدیک به یک نیم‌دایره (شبیه به حرف D، نماد ماه یا شب) در یک سو و سه خط مایل و رو به به پایین(彡) در کنار آن است. اسماعیل رادپور، این ایده‌نگار را به معنای «ظهور و تجلی» یا «تجلیات» می‌داند: «ماهی که نور خود را به پایین می‌تاباند و چیزها پدیدار می‌شوند». معنای این ایده‌نگار و درک ارائه شده از آن بسیار هماهنگ به نظر می‌رسد.

گواهی از منابع معتبر کهن

◾۱- در یکی از متون باطنی دودمان هان، موسوم به《易纬·乾凿度》(ای‌ویِ چیِن زائو دو ــ رساله‌ی پودِ ای، شکافتن رمز آسمان)، عبارتی بنیادین در باب معنای «ای» آمده است. بعدها جِنگ شوئِن، مفسر بزرگ اواخر هان(۱۲۷–۲۰۰ میلادی)، این عبارت را در دو رسالهٔ خود: ۱-ستایشِ ای《易赞》و ۲-گفتارْ در باب ای《易论》نقل کرده و شرح می‌دهد: «易一名而含三義:易簡一也;變易二也;不易三也»

ترجمه: ای (易) یک نام است که سه معنا را در خود دارد:
نخست بسیط(بی‌جزء، غیرمرکب)/ساده/آسان (易簡 - Yì Jiǎn)،
دوم دگرگونی و تغییر (變易 - Biàn Yì)،
و سوم تغییرناپذیری و ثبات (不易 - Bù Yì).

* Yì Jiǎn معمولاً به معنای «سادگی و آسانی» ترجمه می‌شود. Yi(易) در دائو ده جینگ نیز معمولاً به معنای آسانی، در مقابل دشواری به کار رفته است. اما با توجه به حکمت‌های بیان شده توسط شارحان حکیم ای‌جینگ و دائو ده جینگ، این سادگی و آسانی ریشه در ساده، بسیط، بی‌جزء، بی‌صورت یا غیر مرکب بودنِ ذاتی دارد که آن را صادر می‌کند و هر دو معنای «بسیط» / «آسان و ساده» را می‌توان به آن اطلاق کرد.

«بسیط» به معنای بی‌جزء، غیر مرکب و ساده است. همچنین ریشه‌ی آن به معنای گسترده است. طبیعتاً چیزی که همه‌جا را پُر کرده و گسترده شده، می‌تواند بی‌جزء و بی‌خلل باشد و حاصل ترکیب اجزای مختلف نباشد، زیرا اگر جایی از آن خالی باشد، خللی در آن وجود دارد و دیگر ساده و بسیط نیست. این معنا با واژه‌ی «صمد» و «برهمن» هماهنگ است.
واژه‌ی «برهمن» از ریشه‌ی «برهم»، به معنای «گسترده و گسترنده» است که معنای فلسفی یا حِکمی «بسیط» (در مقابل مرکب) نیز هماهنگ با همین «گسترندگی و فراگیری» است.
«صمد» که توصیف اصلی خداوند است(الله الصمد) به معنای «چیزی است که هیچ جای خالی ندارد، مرکب نیست و گسترده و فراگیر است، به همین دلیل چیزی نه می‌تواند از آن زاده شود و نه از چیزی زاده شده است. از این رو «لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد» در واقع توضیح واژه‌ی صمد است؛ همچنین معنای بی‌نیاز مطلق که همه به او نیاز دارند برای «صمد» در نظر گرفته شده است»(برگرفته از لسان العرب و مفردات الفاظ قرآن)

این معنا(بسیط، احدِ صمد و برهمن) همچنین با «منشأ ناپیدایِ تأمین‌کنندهٔ نورِ ماه» در ایده‌نگار «ای» که «غایت سادگی، بی‌صورتی و همینطور فراگیر و گسترده بودن» را نشان می‌دهد هماهنگ است.

◾۲- در رساله‌ی «تفسیر بزرگ» از مجموعه‌ی «ده‌بال» (شی‌سی ژوآن، 系辞传) که به کنفسیوس و شاگردانش منسوب استْ می‌خوانیم: 生生之謂易
ترجمه: ای (易) به معنای زایش در زایش (生生 - آفرینش در آفرینش - آفرینش بی‌پایان) است.

شِنگ(生) به معنای زاییدن، متولد کردن و طبیعتاً آفریدن است که در دو عبارت بنیادینْ در هستی‌شناسیِ چین آمده است: یکی در «فصل ۴۲ دائو ده جینگ» که در پایان مقاله به آن اشاره شده است، و دیگری در نگاه کنفسیوسی به فرآیند آفرینش در توضیح ای‌جینگ:

◾۳- در ادامه‌ی همان بخش از «ده‌بال»، فرآیند آفرینش چنین شرح داده شده است:
易有太极,是生两仪,两仪生四象,四象生八卦

ترجمه: ای (易) دارای (有: there is, exist, has) تای‌جی (太极: غایت برتر) است؛ این (是: this) ، دو حالت اصلی (两仪: یین و ینگ) را زایید (شِنگ 生)؛ دو حالت، چهار صورت (四象: چهار دو خطی، نمادِ چهار فصل یا چهار جهت و ...) را زایید؛ چهار صورت، هشت سه‌خطی (八卦) را زایید.

اگر «ای» (易) را صرفاً به معنای «تغییرات» (Bian Yi) بگیریم، ترجمهٔ جمله چنین می‌شود: «تغییرات دارای غایتِ برتر (تای‌جی) است». به این ترتیب، تغییر کننده و ناپایدار، بالاتر از رکنِ واحدْ و پایدارِ هستی قرار می‌گیرد. این خوانش به نظرم منطقی نمی‌رسد، زیرا یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های غایت برتر، بی‌تغییری (Bu Yi) و ثبات آن است.
اما اگر معنای بسیط و ساده(غیر مرکب، گسترده، پُر و فراگیر، صمد) در این بخش برای «ای» در نظر گرفته شود، متن نوشته شده عمیقاً معنادار می‌شود: «امر بسیط (ای)، واجد غایت برتر و رکن ثابت و واحد آفرینش (تای‌جی) است».
در این صورت «ای» دیگر به معنای تغییر نیست، بلکه به معنای حقیقت متعالیِ احدِ حقیقی و ذات خداوند است که در ایده‌نگار «ای» به صورت «منشأ ناپیدایِ تأمین کننده‌ی نورِ ماه» ترسیم شده است و در هند با «برهمن» شناخته می‌شود.
همچنین دقت کنید که واژه‌ی شِنگ برای عبارت اول نیامده و گفته شده: «ای» واجد تای‌جی است؛ و این عبارت نوعی از معیت، اتصال، همراهی یا «اینهمانیِ غیراینهمانی» را نشان می‌دهد. این دقیقاً رابطهٔ میان «برهمن» (حقیقت مطلق) و «آتمن» (حقیقت من) یا مفاهیمی از این دست را نشان می‌دهد که «من» هم «این‌همان است» و هم «این‌همان نیست».

البته نمی‌خواهم بگویم که این چیزی است که در اینجا گفته شده پس چنین چیزی هست؛ شاید بتوان معانی دیگری از این عبارت برداشت کرد. اما به هر حال حقیقت مطرح شده حول رابطه‌ی منشأ و اولین مخلوق که واسط فیض الهی است صادق است و با هستی‌شناسی اسلامی و مکاتب هندی نیز هماهنگ است.

سه مفهوم اصلی واژه‌ی «ای»:

سه متن از منابع اصلی و کهن که در بالا کمی توضیح داده شد، معانی ارائه شده در خود کتاب ای‌جینگ و هستی‌شناسی اسلامی و هندی، سه مفهوم اصلی واژه‌ی «ای» را آشکار می‌کند:

◾۱- ذات خدا، دائو، برهمن یا اسامی دیگری که به او اشاره دارد و هماهنگ با معنای «بسیط و ساده» و «منشأ ناپیدای نور ماه» در ایده‌نگار است. این نام و معنا، با توضیحات ارائه شده در خصوص «ذات خدا» در اسلام، «دائو» در دائو ده جینگ و همچنین «برهمن» در هند یکسان است.

در دائو ده جینگ نیز آمده:
«دائویی که بتوان نامی بر آن نهاد دائو نیست».

در اوپانیشاد کِنا (Kena Upanishad)، بخش ۱، بندهای ۴ و ۵ آمده:
«ذاتی که گویائی به او نمی‌رسد و او به گویائی می‌رسد(بیان کردن و گفتن از اوست)، همان را برهم بدان. و هرچه به گویائی در می‌آید آن برهم نیست.»

و در قرآن آمده:
﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾
«خدا پاک و منزّه است از آنچه وصف می‌کنند.»

◾۲- معانی «نفْس انسان»، «حقیقت من»، «انسان کامل»، «عقل اول»، «عقل کامل»، «منشأ»، «نَفَس رحمانی»، «نور اقرب» و .. که از «ماه» در ایده‌نگار و «ثابت و تغییر ناپذیر» در تفسیر جنگ شوئن دریافت می‌شود. همچنین با «آتمن» (به معنای نَفَس و دَم هستی‌بخش) در هندو که تجلی کامل وجود محض «برهمن» است و بنیان آفرینش همه چیز به حساب می‌آید هماهنگ است. این معنا با «یک» در گذاره‌ی «دائو یک را حیات بخشید‌ــ فصل ۴۲ دائو ده جینگ» یکسان است.
تفسیر وانگ‌بی در مورد این خط از دائو ده جینگ بسیار جالب است:
«همهٔ چیزهای زیر آسمان از «هستن/بودن» زاده می‌شوند. امّا سرآغاز «هستن/بودن» همان «نامتعیّن/بی‌صورت/ساده و بسیط محض» است که ریشه و بنیاد [یک/هستن/بودن] است. اگر بخواهی «هستن/بودن» را به تمامی دریابی، ناگزیر باید به «نامتعیّن» بازگردی.»

◾۳- معنای «آفریده‌های بی‌شمار و تجلیات بی‌پایان» که برگرفته از «سه شعاع نور» در ایده‌نگار، معنای «متغیر» برای «ای» در منابع کهن و تفسیر جنگ شوئن، معنای «زایش در زایش» توسط کنفسیوسی‌ها در مجموعه مقاله‌های «ده‌بال» است که بیانگر آفریده‌های بی‌پایان و تجلیات بی‌شماری است که در واقع تجلی ذات خداوند هستند.

معانی «ای»، هماهنگ با هستی از نظر فلسفه و عرفان

در مقاله‌ای از آقای علی اکبر نصیری و مریم محمدرضاخانی با نام «بررسی تطبیقی وحدت وجود و موجود از نظر ابن عربی و اوپانیشادها»، به متنی از کتاب آقای آشتیانی به نام «هستی از نظر فلسفه و عرفان، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۷» آمده که کاملاً منطبق با مفهوم ارائه شده در مورد «ای» و هستی‌شناسی ارائه شده بر اساس آن است:

«آشتیانی در یک جمع بندی برای وجودی که مورد نظر عرفا است سه اعتبار را بر می‌شمرد:
◾۱- وجود محض و بحت و صرف که مرتبه‌ لا تعین، کنز مخفی، غیب الغیوب، عنقای مغرب، مقام لا اسم و لا رسم له است که عبارت از همان ذات است.
◾۲- وجود مطلق که عبارت است از وجود منبسط، حق مخلوق به، فیض مقدس و صادر اول. وجود در این مرتبه دارای ویژگی‌های زیر است. الف. لا به شرط است.ب. صرافت محض ندارد.ج.از حدود ماهوی بری است.د.فعل حق است.
◾۳- وجود مقید که اثر حق تعالی و ما هوی است، متکثر است و در همه‌ی ماهیات امکانی ساری است.»

بازتاب و شرح هستی‌شناسی الهی در دائو ده‌جینگ

لائودزو در دفتر ۴۲ از دائو ده جینگ، این فرآیند تجلی و آفرینش — که درکی از بینش ارائه شده در ای‌جینگ است — را چنین بیان می‌کند:

دائو 
یک را آفرید (تعین نخست، انسان کامل، آتمن).
یک، دو را آفرید (یین و ینگ، تاریکی و روشنایی، مردانگی و زنانگی، مرد و زن، روح و نفس و ...).
دو، سه را آفرید
(هشت انعام، هشت حالت اصلی ذهن، سه‌خطی‌ها، برهم‌کنش یین و ینگ).
و سه، هزاران چیز را آفرید (برهم‌کنش سه‌خطی‌ها، همهٔ ۶۴ وضعیت، همه‌ی آفرینش بی‌پایان و بی‌شمار).

واژه «جینگ» (经 - Jīng) در ریشه به چه معناست؟

کاراکتر چینی 经 (Jīng) در اصل به تارهای اصلی و عمودی در یک دار قالی یا پارچه اشاره دارد. این تارها، ساختار ثابت و اصلی پارچه را تشکیل می‌دهند که به صورت تمثیلی، از آسمان به زمین کشیده شده و این دو را به یکدیگر پیوند داده‌اند.
پودهای افقی حول این تارهای عمودی بافته می‌شوند و هریک، سطحی مشخص از این بلندای بی‌زمان و جاودان(تار) را توسعه می‌دهند.

این تار یا تارها را می‌توان اصول همیشگی و بی‌زمان در نظر گرفت، در حالی که پودها را شرح و گسترش این تار در نظر گرفت که تنها سطحی مشخص از نقطه‌ای روی این تار را بسط می‌دهد. در نتیجه پود نمی‌تواند همواره و در همه‌ی موارد صدق کند.

در ادیان ابراهیمی، متنی که منشأ وحیانی دارد، «کتاب مقدس» نامیده می‌شود. در سنت دائویی آمده که تنها کتاب‌هایی که ریشه‌ی وحیانی دارند و از خداوند به جاودانان حقیقی وحی شده‌اند «جینگ» نامیده می‌شوند. از این رو معادل «جینگ» در فارسی را می‌توان واژه‌ای مانند «کتاب مقدس» در نظر گرفت زیرا حاصل تفکر و تعمق نیست و بر اساس «الهام یا وحی مستقیم» از طرف خداوند نوشته شده است.

بنابراین، گرچه ترجمه‌ی جینگ به «کتاب مقدس» یا «دفتر مقدس» شاید لزومی نداشته باشد، اما درک آسمانی و وحیانی بودن آن مهم است. این مانند کتاب قرآن یا سایر کتب آسمانی است که گاهی بدون لفظ کتاب نیز استفاده می‌شوند، اما آسمانی بودن آن‌ها روشن است. همچنین باید توجه داشت که درک معنای خود واژه‌ی «ای» به تنهایی برای «آسمانی» بودن این کتاب کافی است. در واقع واژه‌ی «جینگ» پس از اضافه شدن این کتاب به پنج کتاب مقدس کنفسیوسی‌ها به آن اضافه شد، صدها سال پس از نوشته شدن ای جینگ.

ای‌جینگ: شناخت و مشورت یا فال و پیشگویی؟

در مشورت با ای‌جینگ مناسب این است که به دنبال «چه خواهد شد؟» نباشید؛ خواهان «شناخت وضعیت کنونی(درونی و بیرونی)» باشید. کسی که لحظه‌ی کنونی را بشناسد و پاسخ متناسبی به آن دهد، همواره به معنای واقعی کلمه «موفق و کامیاب» است.

آینده نتیجه‌ی «چگونه بودن» ما در لحظه‌ی کنونی است؛ از این رو تنها با درک وضعیت کنونی، و شیوه‌ای که در حال روبرو شدن با آن هستید، می‌توانید نتیجه‌ی نهایی را تغییر داده یا بهبود بخشید.

توجه داشته باشید که «پاسخ مشورت»، در واقع رمزگشایی و توضیح وضعیت کنونی و مسیر پیشِ روی آن را نشان می‌دهد.

و از آنجا که آیندهْ صرفاً برآیند نگرش‌ها و رویکردهای ما نسبت به وضعیت‌های کنونی پیش از خود است، «پیشگویی» آینده، در حقیقت توضیح عاقبتِ جهت‌گیری و شیوه‌ی عملکرد خود ماست.

از این رو ای‌جینگ ابزاری شناختی در مقیاس عمیق، دقیق و گسترده است، که آینده‌ی مسیری را که در آن هستیم ــ بر اساس سطح آگاهی و شیوه‌ی عملکرد خود ما، و در پیوند با سایر اجزای آن در بیرون(اتفاقات، اشخاص و ...) ــ نشان می‌دهد.

مفاهیم "یین" و "ینگ" در ابتدا از کجا آمده‌اند؟

معنای نهفته در واژه‌های «یین و ینگ» و دوگانگی، همواره شفاف و بدیهی بوده است. به طوری که در «دائو ده جینگ» و «ده بال» به آن‌ها پرداخته شده است.
اما استفاده از واژه‌های «یین» و «ینگ» از منظر یافته‌های تاریخی، به ساده‌ترین پدیده‌های عینی و فیزیکی در طبیعت بازمی‌گردد که ارتباط مستقیمی با این معانی نداشته اند.

یین (Yin) به سایه‌دار بودن اشاره داشت، مانند دامنه‌ی شمالی یک کوه یا کرانه‌ی جنوبی یک رودخانه (که در سایه قرار می‌گیرد).

ینگ (Yang) به آفتاب‌گیر بودن اشاره می‌کرد، مانند دامنه‌ی جنوبی یک کوه یا کرانه‌ی شمالی یک رودخانه (که در معرض آفتاب است). این واژه‌ها بر روی استخوان‌های پیشگویی (Oracle Bones) از دودمان شانگ (حدود ۱۶۰۰-۱۰۴۶ پیش از میلاد) — کهن‌ترین شکل نوشتار چینی — یافت شده‌اند. در این یافته‌ها، یین و ینگ مفاهیم هستی‌شناسی نبودند، بلکه تنها توصیف‌گرهایی برای موقعیت‌های جغرافیایی و عینی به شمار می‌آمدند.

منابع به کار رفته در سایت

(Eng)ریچارد لین: ترجمه‌ی تفسیر وانگ بی(۲۲۶–۲۴۹ م)

کتاب ریچارد جان لین (۱۹۹۴) نخستین ترجمهٔ انگلیسی است که شرح کامل «وانگ بی» را همراه با متن ای جینگ در اختیار خوانندگان غربی قرار داد.

وانگ بی (۲۲۶–۲۴۹ م) با وجود عمر کوتاه خود (حدود ۲۴ سال)، یکی از اثرگذارترین متفکران تاریخ چین به شمار می‌آید. او از برجسته‌ترین نمایندگان جریان فکری شوان‌شوئه («حکمت رازآمیز» یا «فلسفهٔ ژرف») بود؛ جریانی که در پی بازخوانی میراث کنفوسیوسی و دائویی در قالبی فلسفی و متافیزیکی برآمد. شرح‌های او بر دائو ده جینگ و ای جینگ از تأثیرگذارترین آثار تفسیری در سراسر سنت فکری چین به شمار می‌روند و برای نزدیک به هزار سال تنها مرجع معتبر مطالعهٔ این دو متن بوده‌اند.

در مرکز اندیشهٔ وانگ بی مفهوم وو (無، نیستی، بی‌تعینی یا ناحضور) قرار دارد؛ اصلی که از نظر او سرچشمه و بنیاد همهٔ پدیده‌های متعین است. او استدلال می‌کند که کثرت موجودات و دگرگونی‌های جهان تنها بر پایهٔ امری نامتعین و فراتر از صورت‌ها (احد، برهمن) امکان ظهور می‌یابند. از این رو، شش‌خطی‌ها و نمادهای ای جینگ در نظر او صرفاً ابزار پیشگویی نیستند، بلکه تجلیات گوناگون یک اصل بنیادین و یگانه‌اند که در پس همهٔ تحولات جهان حضور دارد.

تفسیر وانگ بی نقطهٔ عطفی در تاریخ ای جینگ به شمار می‌رود، زیرا پس از صده‌ها توجه را از کاربردهای پیشگویانهٔ کتاب به سوی معانی حقیقی و ساختار فلسفی و متافیزیکی آن معطوف کرد. نفوذ این خوانش چنان گسترده بود که نه‌تنها بر سنت‌های بعدی کنفوسیوسی و دائویی، بلکه بر شکل‌گیری زبان فلسفی بودیسم در چین نیز تأثیر عمیقی گذاشت. از این رو، شرح او بر ای جینگ را می‌توان یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین تفسیرهای فلسفی این اثر در سراسر تاریخ شرق آسیا دانست.

(Eng)توماس کلیری: تفسیر لیو یی‌مینگ(۱۷۳۴–۱۸۲۱ م)

کتاب توماس کلیری (۱۹۸۶) نخستین ترجمهٔ انگلیسی است که شرح کامل «لیو یی‌مینگ» را همراه با متن ای جینگ در دسترس خوانندگان غربی قرار داد.

لیو یی‌مینگ (۱۷۳۴–۱۸۲۱ م.) از برجسته‌ترین استادان مکتب دائوییِ کوان‌جِن (تمامیت حقیقت) در اواخر دوران سلسلهٔ چینگ بود. او نه‌تنها به‌عنوان عارفی ژرف‌اندیش، بلکه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شارحان سنت نِیدان (کیمیاگری درونی) شناخته می‌شود؛ سنتی که هدف آن دگرگونی و پالایش انسان و بازگشت به سرشت اصیلْ از طریق فرایندی درونی و معنوی است. آثار او کوششی منسجم برای پیوند دادن آموزه‌های ای جینگ، دائوئیسم، بودیسم و کنفوسیوسیسم در چارچوبی واحد از خودپروری و سلوک معنوی به شمار می‌رود. از این منظر، نمادها و شش‌خطی‌های ای‌جینگ صرفاً بیانگر رویدادهای جهان بیرونی نیستند، بلکه مراحل مختلف سلوک معنوی، پرورش یافتن ذهن، رشد آگاهی و بازگشت به دائو را آشکار می‌کنند. به همین دلیل، شرح لیو یی‌مینگ بر ای جینگ از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین تفسیرهای عرفانی و نیدانی این کتاب در سنت فکری چین محسوب می‌شود.

ریچارد ویلهلم (۱۸۷۳–۱۹۳۰)

ریچارد ویلهلم خاورشناس، مترجم و مبلغ آلمانی بود که پس از سال‌ها زندگی در چین، با همکاری و راهنمایی استاد چینی خود لائو نای‌شوان نخستین ترجمه و تفسیر جامع ای جینگ را بر پایهٔ سنت تفسیری کلاسیک چین به زبان آلمانی منتشر کرد (۱۹۲۴). این ترجمه برخلاف بسیاری از آثار پیشین غربی که عمدتاً بر جنبه‌های زبان‌شناختی یا پیشگویانه‌ی کتاب تمرکز داشتند، کوشید ای جینگ را در بستر زندهٔ سنت فکری و فرهنگی چین معرفی کند و لایه‌های فلسفی، اخلاقی و حِکمی آن را نیز به خوانندهٔ غربی نشان دهد.

ویلهلم ای جینگ را صرفاً کتابی برای پیشگویی نمی‌دانست، بلکه آن را بیان فشرده‌ای از نگرش چینی به جهان، انسان و دگرگونی می‌شمرد؛ نگرشی که بر هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان و بر درک الگوهای تحول در طبیعت و زندگی تأکید دارد. از همین رو، ترجمهٔ او بیش از آنکه یک برگردان صرف از متن باشد، تلاشی برای انتقال روح سنت تفسیری چین به زبان و ذهنیت غربی بود.

شهرت جهانی این ترجمه تا اندازهٔ زیادی با استقبال و حمایت کارل گوستاو یونگ گره خورده است. یونگ که سال‌ها با ویلهلم دوستی و همکاری داشت، برای ترجمه‌ی کتابْ مقدمه‌ای مشهور نوشت و ای جینگ را نمونه‌ای برجسته از شیوه‌ای متفاوت در فهم رابطه‌ی میان رخ‌داد‌ها و معنا معرفی کرد؛ دیدگاهی که بعدها با نظریهٔ «هم‌زمانی» (Synchronicity) او پیوند یافت. این مقدمه و نفوذِ فکریِ یونگْ موجب شد ای جینگ در جهانِ غربْ از قالب یک «کتاب فال شرقی» فراتر رود و به‌عنوان اثری فلسفی، نمادین و روان‌شناختی مورد توجه قرار گیرد.

ترجمهٔ ویلهلم ـ که بعدها به وسیلهٔ کری باینز به انگلیسی برگردانده شد ـ همچنان یکی از پرخواننده‌ترین و تأثیرگذارترین ترجمه‌های ای جینگ در جهان غرب به شمار می‌آید و برای بسیاری از خوانندگان غربی، نخستین دریچهٔ آشنایی با این کتاب بوده است.