لوح زمرد هرمس از جابر بن حیان(۱۰۰ش یا ۱۹۴ش) :
- حقیقتی بیگمان که شکی در آن نیست:
- به راستی که بالا از پایین، و پایین از بالاست
- کارهای شگفت انگیزی از یک، چنانچه همهی چیزها از یک بوده است
- پدرش خورشید(ینگ، روح، ملکوت، اثر گذار) و مادرش ماه(یین، ماده، ملک، تأثیر پذیر) است
- زمین آن را در شکمش حمل کرد، و باد او را در شکم خوراک داد
- و آتش زمین شد
- زمین را از لطایف خوراک دهید
- با نیرویی نیرومند از زمین به آسمان توان رفت
- و اینگونه بر بالا و پایین تسلط یافت
- [جابر بن حیان -اسطقس الاس علی رای الفلاسفه. جلد دوم ]
- (حقیقت از ریشهی «حق» و به معنای جزء پایدار هر چیز است.)
ترجمه اسحاق نیوتن از لوح زمرد هرمس(۱۶۸۰ میلادی):
۱- این حقیقتی خالی از دروغ، قطعی و برترین است!
۲- همان که در پایین است در بالا هم هست، و همان که در بالاست در پایین هم هست و (اینها از برای این است که) شگفتیهای آن یگانهی یکتا را به انجام رسانند.
۳- و اینچنین است که همه چیز از یک و تعمق آن یک برخاسته: از این رو همه چیز زادهی آن یکتا و سازگار(با او) است.
۴- خورشید پدرش، ماه مادرش، باد در شکم حاملش، و زمین پرستارش است،
۵- پدر تمام بینقصیها در تمام جهان اینجاست.
۶- نیرو و قدرتش کامل است اگر به زمین تبدیل شود.
۷- جدا کن زمین را از آتش، زمخت را از لطیف، به زیبایی و با تلاشی بسیار.
۸- او از زمین به آسمان رفته و از آسمان به زمین میآید و بدینگونه نیروی همهی چیزهای برتر و پست را به دست میآورد.
۹- به این ترتیب، شکوه همهی جهان از آنِ تو خواهد شد و همهی تاریکیها از تو دور خواهند گشت.
۱۰- قدرت آن بالاتر از هر قدرتی است. زیرا نرمی هر چیزی را شکست میدهد و به هر چیز زمخت و سفتی نفوذ میکند.
۱۱- اینگونه دنیا آفریده شد.
۱۲- دریافتهای تحسین برانگیزی اینجا هست و از اینها به دست میآید که معنا و فرآیندش گفته شد.
۱۳- به همین دلیل من هرمس سه گانه(سه بار متولد شده) نامیده میشوم، که دارای هر سه سطح دانایی تمام هستی هستم.
۱۴- آنچه را درباره عملکرد خورشید گفتهام به انجام رسیده و پایان یافته است.
[دابز ۱۹۸۸: ۱۸۳-۴]
۲- همان که در پایین است در بالا هم هست، و همان که در بالاست در پایین هم هست و (اینها از برای این است که) شگفتیهای آن یگانهی یکتا را به انجام رسانند.
۳- و اینچنین است که همه چیز از یک و تعمق آن یک برخاسته: از این رو همه چیز زادهی آن یکتا و سازگار(با او) است.
۴- خورشید پدرش، ماه مادرش، باد در شکم حاملش، و زمین پرستارش است،
۵- پدر تمام بینقصیها در تمام جهان اینجاست.
۶- نیرو و قدرتش کامل است اگر به زمین تبدیل شود.
۷- جدا کن زمین را از آتش، زمخت را از لطیف، به زیبایی و با تلاشی بسیار.
۸- او از زمین به آسمان رفته و از آسمان به زمین میآید و بدینگونه نیروی همهی چیزهای برتر و پست را به دست میآورد.
۹- به این ترتیب، شکوه همهی جهان از آنِ تو خواهد شد و همهی تاریکیها از تو دور خواهند گشت.
۱۰- قدرت آن بالاتر از هر قدرتی است. زیرا نرمی هر چیزی را شکست میدهد و به هر چیز زمخت و سفتی نفوذ میکند.
۱۱- اینگونه دنیا آفریده شد.
۱۲- دریافتهای تحسین برانگیزی اینجا هست و از اینها به دست میآید که معنا و فرآیندش گفته شد.
۱۳- به همین دلیل من هرمس سه گانه(سه بار متولد شده) نامیده میشوم، که دارای هر سه سطح دانایی تمام هستی هستم.
۱۴- آنچه را درباره عملکرد خورشید گفتهام به انجام رسیده و پایان یافته است.
[دابز ۱۹۸۸: ۱۸۳-۴]
مفاهیم مشترک لوح زمرد هرمس با قرآن (کمال و تزکیه)
مفهوم کمال
مفهومی که در دو سطر پایانی روایت منسوب به جابر بن حیان از لوح زمرد آمده است:
«با نیرویی نیرومند از زمین به آسمان توان رفت
و اینگونه بر بالا و پایین تسلط یافت.»
و همچنین در این بخش از ترجمهٔ اسحاق نیوتن دیده میشود:
۸- او از زمین به آسمان رفته و از آسمان به زمین میآید و بدینگونه نیروی همهی چیزهای برتر و پست را به دست میآورد.
۹- به این ترتیب، شکوه همهی جهان از آنِ تو خواهد شد و همهی تاریکیها از تو دور خواهند گشت.
این توصیف از حرکت از پایین به بالا، احاطه بر مراتب وجود و رهایی از تاریکی، از مفاهیمی است که با بیانها و نمادهای گوناگون در سنتهای مختلف، از جمله قرآن، عرفان اسلامی و ایجینگ نیز دیده میشود. یکی از نمونههای روشن این نگاه را میتوان در آثار عزیزالدین نسفی، عارف قرن هفتم هجری، مشاهده کرد. او در کتاب انسان کامل، با استناد به آیات قرآن، نزول و عروج انسان در مراتب هستی را چنین توصیف میکند:
بخشی از کتاب انسان کامل:
بدان که در عالم کبیر سه سموات و سه ارض است یکی سموات و ارض خاصّ در عالم جبروت است و یکی سموات و ارض خاصّ در عالم ملکوت است و یکی سموات و ارض خاصّ در عالم ملک است «تنزیلاً ممّن خلق الارض و السموات العلی»: این سموات و ارض اوّلاند. «الرحمن علی العرش استوی» این سموات و ارض دوّماند. «له ما فی السموات و ما فی الارض و ما بینهما» این سموات و ارض سوّماند. «و ما تحت الثری»: ثری عبارت از مزاج است و در تحت مزاج عالم مرکّبات است. و در مرکّبات هم سه سموات و سه ارض است؛ جمله شش میشوند. «هو الذی خلق السموات و الارض فی ستّۀ ایّام». یوم عبارت از مرتبه است، یعنی «در شش مرتبه بیافریدیم». «ثمّ استوی علی العرش» ثمّ بر تر آن است، یعنی بعد ازین شش مرتبه بر عرش مستوی شد. مراد ازین انسان کامل است که در نزول از سه سموات و سه ارض بگذشت، و در عروج از سه سموات و سه ارض بگذشت، آنگاه بر عرش مستوی شد؛ یعنی از عقل اوّل بیامد، و باز بعقل اوّل رسید، و دایره تمام کرد. و عقل اوّل بر عرش مستوی است، وی هم بر عرش مستوی شد. و تفسیر این آیه باین آیۀ دیگر میکند که میآید: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ ( مِمَّا تَعُدُّونَ)».
«با نیرویی نیرومند از زمین به آسمان توان رفت
و اینگونه بر بالا و پایین تسلط یافت.»
و همچنین در این بخش از ترجمهٔ اسحاق نیوتن دیده میشود:
۸- او از زمین به آسمان رفته و از آسمان به زمین میآید و بدینگونه نیروی همهی چیزهای برتر و پست را به دست میآورد.
۹- به این ترتیب، شکوه همهی جهان از آنِ تو خواهد شد و همهی تاریکیها از تو دور خواهند گشت.
این توصیف از حرکت از پایین به بالا، احاطه بر مراتب وجود و رهایی از تاریکی، از مفاهیمی است که با بیانها و نمادهای گوناگون در سنتهای مختلف، از جمله قرآن، عرفان اسلامی و ایجینگ نیز دیده میشود. یکی از نمونههای روشن این نگاه را میتوان در آثار عزیزالدین نسفی، عارف قرن هفتم هجری، مشاهده کرد. او در کتاب انسان کامل، با استناد به آیات قرآن، نزول و عروج انسان در مراتب هستی را چنین توصیف میکند:
بخشی از کتاب انسان کامل:
بدان که در عالم کبیر سه سموات و سه ارض است یکی سموات و ارض خاصّ در عالم جبروت است و یکی سموات و ارض خاصّ در عالم ملکوت است و یکی سموات و ارض خاصّ در عالم ملک است «تنزیلاً ممّن خلق الارض و السموات العلی»: این سموات و ارض اوّلاند. «الرحمن علی العرش استوی» این سموات و ارض دوّماند. «له ما فی السموات و ما فی الارض و ما بینهما» این سموات و ارض سوّماند. «و ما تحت الثری»: ثری عبارت از مزاج است و در تحت مزاج عالم مرکّبات است. و در مرکّبات هم سه سموات و سه ارض است؛ جمله شش میشوند. «هو الذی خلق السموات و الارض فی ستّۀ ایّام». یوم عبارت از مرتبه است، یعنی «در شش مرتبه بیافریدیم». «ثمّ استوی علی العرش» ثمّ بر تر آن است، یعنی بعد ازین شش مرتبه بر عرش مستوی شد. مراد ازین انسان کامل است که در نزول از سه سموات و سه ارض بگذشت، و در عروج از سه سموات و سه ارض بگذشت، آنگاه بر عرش مستوی شد؛ یعنی از عقل اوّل بیامد، و باز بعقل اوّل رسید، و دایره تمام کرد. و عقل اوّل بر عرش مستوی است، وی هم بر عرش مستوی شد. و تفسیر این آیه باین آیۀ دیگر میکند که میآید: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ ( مِمَّا تَعُدُّونَ)».
ای جینگ، قرآن، لوح زمرد هرمس و کمال
قرآن و عرفان اسلامی: در توضیحاتی که عزیزالدین نسفی، همراه با استناد به آیات قرآن، ارائه میکند، فرآیندی دایرهوار از نزول از مراتب بالای وجود به جهان مادی و سپس عروج دوباره به سوی مبدأ ترسیم شده است. در این نگاه، انسان با پیمودن شش مرتبه یا شش سطح آفرینش، مسیر بازگشت به اصل خویش را طی میکند و کمال او در گرو عبور و برتری یافتن بر این مراتب است.
لوح زمرد: همین الگو در ترجمهٔ اسحاق نیوتن از لوح زمرد نیز دیده میشود؛ آنجا که میگوید: «او از زمین به آسمان رفته و از آسمان به زمین میآید و بدینگونه نیروی همهٔ چیزهای برتر و پست را به دست میآورد» و سپس میافزاید: «به این ترتیب، شکوه همهٔ جهان از آنِ تو خواهد شد و همهٔ تاریکیها از تو دور خواهند گشت.» این حرکت از زمین به آسمان و بازگشت دوباره، تصویری نمادین از مسیر کمال و احاطه بر مراتب وجود ارائه میکند.
ایجینگ: در ایجینگ نیز شش خط هر ششخطی، شش مرتبه یا شش سطح را نمایش میدهد که از پایین به بالا شکل میگیرند. این ساختار را میتوان با فرآیند نمادین رشد و حرکت از زمین به سوی آتش ــ که نماد نور، آگاهی و گوهر نخستین است ــ مقایسه کرد. در ساحت رشد فردی، این حرکت به معنای کنار گذاشتن آنچه حقیقت انسان نیست، یعنی رهایی تدریجی از همسانانگاری با افکار، احساسات و حالتهای ذهنی، و استقرار در حقیقت من است.
از این منظر، مطالعه ایجینگ نیز تنها برای شناخت یک متن کهن نیست، بلکه تلاشی برای شناخت سازوکارهای زندگی، درک شیوهٔ هماهنگ زیستن در هر وضعیت درونی و بیرونی، و آموختن چگونگی پیمودن مسیر رشد است؛ مسیری که انسان را از ناهماهنگی با حقیقت خود و جریان زندگی دور کرده و به هماهنگی با این اصل نزدیک میکند.
لوح زمرد: همین الگو در ترجمهٔ اسحاق نیوتن از لوح زمرد نیز دیده میشود؛ آنجا که میگوید: «او از زمین به آسمان رفته و از آسمان به زمین میآید و بدینگونه نیروی همهٔ چیزهای برتر و پست را به دست میآورد» و سپس میافزاید: «به این ترتیب، شکوه همهٔ جهان از آنِ تو خواهد شد و همهٔ تاریکیها از تو دور خواهند گشت.» این حرکت از زمین به آسمان و بازگشت دوباره، تصویری نمادین از مسیر کمال و احاطه بر مراتب وجود ارائه میکند.
ایجینگ: در ایجینگ نیز شش خط هر ششخطی، شش مرتبه یا شش سطح را نمایش میدهد که از پایین به بالا شکل میگیرند. این ساختار را میتوان با فرآیند نمادین رشد و حرکت از زمین به سوی آتش ــ که نماد نور، آگاهی و گوهر نخستین است ــ مقایسه کرد. در ساحت رشد فردی، این حرکت به معنای کنار گذاشتن آنچه حقیقت انسان نیست، یعنی رهایی تدریجی از همسانانگاری با افکار، احساسات و حالتهای ذهنی، و استقرار در حقیقت من است.
از این منظر، مطالعه ایجینگ نیز تنها برای شناخت یک متن کهن نیست، بلکه تلاشی برای شناخت سازوکارهای زندگی، درک شیوهٔ هماهنگ زیستن در هر وضعیت درونی و بیرونی، و آموختن چگونگی پیمودن مسیر رشد است؛ مسیری که انسان را از ناهماهنگی با حقیقت خود و جریان زندگی دور کرده و به هماهنگی با این اصل نزدیک میکند.
مفهوم تزکیه
مفهومی که در بخش زیر از لوح زمرد آمده است:
«جدا کن زمین را از آتش، زمخت را از لطیف، به زیبایی و با تلاشی بسیار. با نیرویی نیرومند از زمین به آسمان توان رفت.»
شباهت مفهومی قابل توجهی با آموزهٔ «تزکیه» در قرآن دارد. در هر دو، سخن از کنار گذاشتن و پاک شدن از آنچه مانع رشد و کمال انسان است و پیمودن مسیری است که او را به مرتبهای بالاتر از وجود خویش میرساند.
سورهٔ شمس، آیات ۹ و ۱۰
قطعاً هر کس آن را پاک گردانید، رستگار شد. : قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا ﴿۹﴾
و هر که آن را آلوده ساخت، زیانکار شد. : وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿۱۰﴾
سورهٔ اعلی، آیات ۱۴ و ۱۵
قطعاً هر کس پاکی پیشه کرد، رستگار شد. : قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿۱۴﴾
و نام پروردگار خود را یاد کرد و نماز گزارد. : وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿۱۵﴾
تزکیه از ریشهٔ «ز ـ ک ـ و» است و در لغت به معنای رشد دادن، استوار ساختن، پاک کردن از عیب و کاستی، و پرورش برکت و طهارت آمده است. همچنین به معنای گواهی دادن بر پاکی و شایستگی چیزی نیز به کار رفته است.
در اصطلاح، میان «تزکیه»، «تطهیر» و «تهذیب» تفاوتهایی وجود دارد. در تطهیر، رسیدن به طهارت در برابر رجس مورد نظر است؛ در تزکیه، کنار گذاشتن آنچه مانع رشد و کمال است؛ و در تهذیب، دستیابی به صلاح، خلوص و آراستگی اخلاقی.
واژهٔ تزکیه و مشتقات آن بیش از بیست بار در قرآن کریم به کار رفته و افزون بر آن، مفاهیم و واژگان دیگری نیز با این معنا ارتباط دارند. توضیح معنای لغوی این واژه، با اندکی ویرایش، بر اساس مدخل «تزکیه» در دانشنامهٔ اسلامی آبادیس تنظیم شده است.
«جدا کن زمین را از آتش، زمخت را از لطیف، به زیبایی و با تلاشی بسیار. با نیرویی نیرومند از زمین به آسمان توان رفت.»
شباهت مفهومی قابل توجهی با آموزهٔ «تزکیه» در قرآن دارد. در هر دو، سخن از کنار گذاشتن و پاک شدن از آنچه مانع رشد و کمال انسان است و پیمودن مسیری است که او را به مرتبهای بالاتر از وجود خویش میرساند.
سورهٔ شمس، آیات ۹ و ۱۰
قطعاً هر کس آن را پاک گردانید، رستگار شد. : قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا ﴿۹﴾
و هر که آن را آلوده ساخت، زیانکار شد. : وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿۱۰﴾
سورهٔ اعلی، آیات ۱۴ و ۱۵
قطعاً هر کس پاکی پیشه کرد، رستگار شد. : قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿۱۴﴾
و نام پروردگار خود را یاد کرد و نماز گزارد. : وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿۱۵﴾
تزکیه از ریشهٔ «ز ـ ک ـ و» است و در لغت به معنای رشد دادن، استوار ساختن، پاک کردن از عیب و کاستی، و پرورش برکت و طهارت آمده است. همچنین به معنای گواهی دادن بر پاکی و شایستگی چیزی نیز به کار رفته است.
در اصطلاح، میان «تزکیه»، «تطهیر» و «تهذیب» تفاوتهایی وجود دارد. در تطهیر، رسیدن به طهارت در برابر رجس مورد نظر است؛ در تزکیه، کنار گذاشتن آنچه مانع رشد و کمال است؛ و در تهذیب، دستیابی به صلاح، خلوص و آراستگی اخلاقی.
واژهٔ تزکیه و مشتقات آن بیش از بیست بار در قرآن کریم به کار رفته و افزون بر آن، مفاهیم و واژگان دیگری نیز با این معنا ارتباط دارند. توضیح معنای لغوی این واژه، با اندکی ویرایش، بر اساس مدخل «تزکیه» در دانشنامهٔ اسلامی آبادیس تنظیم شده است.
متن اصلی عربی و انگلیسی لوح زمرد
همچنین میتوانید از صفحهی سکرت تکستز (متون مقدس) برای دسترسی به ترجمههای بیشتر انگلیسی و توضیحاتی در مورد آن استفاده کنید.
متن عربی ترجمهی جابر بن حیان از لوح زمرد هرمس(۱۰۰ش یا ۱۹۴ش)
حقاً يقيناً لا شك فيه
إن الأعلى من الأسفل والأسفل من الأعلى
عمل العجائب من واحد كما كانت الأشياء كلها من واحد
وأبوه الشمس وأمه القمر
حملته الأرض في بطنها وغذته الريح في بطنها
نار صارت أرضاً
اغذوا الأرض من اللطيف
بقوة القوى يصعد من الأرض إلى السماء
فيكون مسلطاً على الأعلى والأسفل
[جابر بن حيان، أسطقس الأسّ على رأي الفلاسفة، الجزء الثاني]
إن الأعلى من الأسفل والأسفل من الأعلى
عمل العجائب من واحد كما كانت الأشياء كلها من واحد
وأبوه الشمس وأمه القمر
حملته الأرض في بطنها وغذته الريح في بطنها
نار صارت أرضاً
اغذوا الأرض من اللطيف
بقوة القوى يصعد من الأرض إلى السماء
فيكون مسلطاً على الأعلى والأسفل
[جابر بن حيان، أسطقس الأسّ على رأي الفلاسفة، الجزء الثاني]
متن انگلیسی ترجمه اسحاق نیوتن از لوح زمرد هرمس(۱۶۸۰ میلادی)
1. Tis true without lying, certain & most true.
2. That wch is below is like that wch is above & that wch is above is like yt wch is below to do ye miracles of one only thing.
3. And as all things have been & arose from one by ye mediation of one: so all things have their birth from this one thing by adaptation.
4. The Sun is its father, the moon its mother,
5. the wind hath carried it in its belly, the earth its nourse.
6. The father of all perfection in ye whole world is here.
7. Its force or power is entire if it be converted into earth.
8. Seperate thou ye earth from ye fire, ye subtile from the gross sweetly wth great indoustry.
9. It ascends from ye earth to ye heaven & again it desends to ye earth and receives ye force of things superior & inferior.
10. By this means you shall have ye glory of ye whole world & thereby all obscurity shall fly from you.
11. Its force is above all force. ffor it vanquishes every subtile thing & penetrates every solid thing.
12. So was ye world created.
13. From this are & do come admirable adaptaions whereof ye means (Or process) is here in this.
14. Hence I am called Hermes Trismegist, having the three parts of ye philosophy of ye whole world.
15. That wch I have said of ye operation of ye Sun is accomplished & ended.
[Dobbs 1988: 183–184]
2. That wch is below is like that wch is above & that wch is above is like yt wch is below to do ye miracles of one only thing.
3. And as all things have been & arose from one by ye mediation of one: so all things have their birth from this one thing by adaptation.
4. The Sun is its father, the moon its mother,
5. the wind hath carried it in its belly, the earth its nourse.
6. The father of all perfection in ye whole world is here.
7. Its force or power is entire if it be converted into earth.
8. Seperate thou ye earth from ye fire, ye subtile from the gross sweetly wth great indoustry.
9. It ascends from ye earth to ye heaven & again it desends to ye earth and receives ye force of things superior & inferior.
10. By this means you shall have ye glory of ye whole world & thereby all obscurity shall fly from you.
11. Its force is above all force. ffor it vanquishes every subtile thing & penetrates every solid thing.
12. So was ye world created.
13. From this are & do come admirable adaptaions whereof ye means (Or process) is here in this.
14. Hence I am called Hermes Trismegist, having the three parts of ye philosophy of ye whole world.
15. That wch I have said of ye operation of ye Sun is accomplished & ended.
[Dobbs 1988: 183–184]