آشنایی با اوپانیشادها
۱. معنای اوپانیشاد
*Upaniṣad* با اجزای *upa* («نزد»)، *ni* و ریشهٔ √*sad* («نشستن») مرتبط دانسته میشود. معنای تصویری مشهور آن «نشستن نزد آموزگار و دریافت تعلیم» است. در سنت تفسیری، این واژه همچنین به معرفتی اشاره دارد که جهل را برطرف میکند و به شناخت حقیقت میرساند؛ این معنای دوم تفسیری است، نه ترجمهای صرفاً لغوی.
. شانکره و ۱۰ اوپانیشاد
آدی شانکره (*Ādi Śaṅkara*)، عارف مشهور هندی، از مهمترین نمایندگان سنت اَدوَیته وِدانته (*Advaita Vedānta*) بود. اَدوَیته به معنای «نادوگانگی» است. تاریخ رایج زندگی او حدود ۷۸۸ تا ۸۲۰ میلادی است، هرچند تاریخ دقیق زندگیاش محل اختلاف است.
شانکره بر ده اوپانیشاد مهم شرح نوشته است که به عنوان اوپانیشادهای اصلی شناخته میشوند. این ۱۰ اوپانیشاد جایگاه مهمی داشتند اما این تفسیرها جایگاه آنها را تثبیت کرد.
در تفسیر او، آتمن در سطح نهایی از برهمن مستقل نیست.
۱۰ اوپانیشاد: ایشا، کِنا، کَته، پرَشنا، مونْدَکه، ماندوکْیه، تَیتّیریه، اَیتَریه، چاندوگیه و بریهدآرَنیکه.
تاریخها تقریبیاند و دربارهٔ آنها اتفاقنظر قطعی وجود ندارد. بِرِهَدآرَنْیَکه و چاندوگیه عموماً از کهنترین اوپانیشادهای اصلی شمرده میشوند.
*Upaniṣad* با اجزای *upa* («نزد»)، *ni* و ریشهٔ √*sad* («نشستن») مرتبط دانسته میشود. معنای تصویری مشهور آن «نشستن نزد آموزگار و دریافت تعلیم» است. در سنت تفسیری، این واژه همچنین به معرفتی اشاره دارد که جهل را برطرف میکند و به شناخت حقیقت میرساند؛ این معنای دوم تفسیری است، نه ترجمهای صرفاً لغوی.
. شانکره و ۱۰ اوپانیشاد
آدی شانکره (*Ādi Śaṅkara*)، عارف مشهور هندی، از مهمترین نمایندگان سنت اَدوَیته وِدانته (*Advaita Vedānta*) بود. اَدوَیته به معنای «نادوگانگی» است. تاریخ رایج زندگی او حدود ۷۸۸ تا ۸۲۰ میلادی است، هرچند تاریخ دقیق زندگیاش محل اختلاف است.
شانکره بر ده اوپانیشاد مهم شرح نوشته است که به عنوان اوپانیشادهای اصلی شناخته میشوند. این ۱۰ اوپانیشاد جایگاه مهمی داشتند اما این تفسیرها جایگاه آنها را تثبیت کرد.
در تفسیر او، آتمن در سطح نهایی از برهمن مستقل نیست.
۱۰ اوپانیشاد: ایشا، کِنا، کَته، پرَشنا، مونْدَکه، ماندوکْیه، تَیتّیریه، اَیتَریه، چاندوگیه و بریهدآرَنیکه.
| نام | تاریخ تقریبی | معنا |
|---|---|---|
| بِرِهَدآرَنْیَکه Bṛhadāraṇyaka | ۷۰۰–۵۰۰ ق.م | «جنگلنامهٔ بزرگ»؛ از bṛhad، به معنای «بزرگ» یا «گسترده»، و āraṇyaka، به معنای «وابسته به جنگل» یا «متن جنگلی». |
| چاندوگیه Chāndogya | ۷۰۰–۵۰۰ ق.م | وابسته به سنت چاندوگهها؛ واژهٔ Chāndoga به اجراکنندگان و آموزندگان سرودهای Sāman در سامهودا مربوط است. |
| تَیتّیریه Taittirīya | ۶۰۰–۴۰۰ ق.م | وابسته به شاخهٔ تَیتّیریه از کریشنا یجورودا (Kṛṣṇa Yajurveda). |
| اَیتَریه Aitareya | ۶۰۰–۴۰۰ ق.م | نامی وابسته به سنت اَیتَریه و شاخهای از ریگودا. در سنت هندی، این عنوان با نام ایتَرا و ماهیداسه ایتَریه پیوند داده شده است. |
| کِنه Kena | ۵۰۰–۳۰۰ ق.م | «بهوسیلهٔ چه کسی؟» یا «به تحریک چه چیزی؟»؛ این اوپانیشاد با پرسشی بنیادین آغاز میشود. |
| ایشا Īśā | ۴۰۰–۲۰۰ ق.م | «سرور»، «فرمانروا» یا «خداوند»؛ مرتبط با واژهٔ سانسکریت īśa؛ این اوپانیشاد با «همهٔ این جهان را ایشا (سرور) فراگرفته است» آغاز میشود. |
| موندَکه Muṇḍaka | ۳۰۰–۱۰۰ ق.م | مرتبط با «سرتراشیده»، از خانوادهٔ واژگانیِ muṇḍa. این نام گاهی به زاهد یا کسی که سر خود را تراشیده است مرتبط دانسته میشود. |
| کَته Kaṭha | ۳۰۰–۱۰۰ ق.م | نامی وابسته به سنت یا شاخهٔ کَته در سنت ودایی. متن بهواسطهٔ گفتوگوی نَچیکِتَه با یَمَه، ایزد مرگ، شناخته میشود. |
| پْرَشنَه Praśna | حدود ۱۰۰ ق.م تا ۱۰۰ م | «پرسش»؛ در آن شش پرسش دربارهٔ منشأ موجودات، نیروهای حیاتی، آگاهی، خواب، مراقبه و سرانجام شناخت آتمن مطرح میشود. |
| ماندوکیه Māṇḍūkya | حدود آغاز دوران میلادی | نامی وابسته به سنت ماندوکیه؛ گاهی آن را با maṇḍūka، به معنای «قورباغه»، مرتبط میکنند. اهمیت فلسفی آن دربارهٔ حالتهای آگاهی، از جمله بیداری، رؤیا، خواب عمیق و turīya، یعنی «چهارمین»، ناشی میشود. |
تاریخها تقریبیاند و دربارهٔ آنها اتفاقنظر قطعی وجود ندارد. بِرِهَدآرَنْیَکه و چاندوگیه عموماً از کهنترین اوپانیشادهای اصلی شمرده میشوند.
۱. معرفی برهمن
۱.۱. آشنایی با برهمن: نور، فراگیر و فراتر از چشم و ذهن و کلام
۱. ---نور ؛ «نورش به چهارسو میتابد و هر چیز در جای خود قرار میگیرد»
موندکه اوپانیشاد ۲.۲.۱۰
«در آنجا (tatra)، نه خورشید (sūrya نه ماه و ستارگان (candra-tārakam)، و نه این روشناییها(imā vidyutaḥ) نمیدرخشد (na bhāti)؛ پس این آتش (ayam agniḥ) چگونه [میتواند بدرخشد]؟
خودْ میدرخشد و همهچیز (sarvam) در پیِ آن میدرخشد؛ به نورِ او، همهٔ این (sarvam idam) روشن و آشکار میشود (vibhāti).»
-----
۲. --- فراگیری که همه جار پر کرده و جایی خالی از او نیست: «همهی آسمانها و زمین را فراگرفته است» ــ دهبال---
موندکه اوپانیشاد ۲.۲.۱۱:
«این برهمنِ جاودان، همانا در پیش و در پس، در جنوب و در شمال است؛ در پایین و در بالا نیز گسترده است. تمام این جهان، همانا همان برهمن است؛ [که] برترین [حقیقت است].»
----
۳. قابل تصور، مشاهده یا بیان نیست : منشأ غیب در ایدهنگار «ای»؛ بیدروازه در معنای نخست «ای»، دائو
کِنه اوپانیشاد، ۱.۱ : کنه یعنی «بهوسیلهٔ چه کسی؟» یا «به خواست چه کسی؟»
«به خواست و هدایت چه کسی، ذهن به سوی موضوعاتش روان میشود؟ به فرمان چه کسی، نخستین نیروی حیاتی به حرکت درمیآید؟ به خواست چه کسی مردم این گفتار را بر زبان میآورند؟ کدام خدا چشم و گوش را هدایت میکند؟»
۱.۲ — «او گوشِ گوش، ذهنِ ذهن، گفتارِ گفتار، نفسِ نفس و چشمِ چشم است.....»
۱.۳ — «چشم، گفتار و ذهن به آنجا نمیرسد....»
۱.۴ — «آن (tat) بهراستی از دانسته (vidita) دیگر است؛ و نیز از نادانسته (avidita) فراتر است....»
۱.۵ — «آنچه گفتار بیانش نمیکند، اما گفتار بهواسطهٔ آن بیان میشود....»
۱.۶ — «آنچه ذهن نمیتواند به آن بیاندیشد، اما بهواسطهٔ آن میاندیشد....»
۱.۷ — «آنچه چشم نمیبیند، اما بهواسطهٔ آن چشمها میبینند...»
۱.۸ — «آنچه گوش نمیشنود، اما بهواسطهٔ آن میشنود....»
۱.۹ — «آنچه با نفس نفس نمیکشد، اما پرانا بهواسطهٔ آن هدایت میشود....»
موندکه اوپانیشاد ۲.۲.۱۰
«در آنجا (tatra)، نه خورشید (sūrya نه ماه و ستارگان (candra-tārakam)، و نه این روشناییها(imā vidyutaḥ) نمیدرخشد (na bhāti)؛ پس این آتش (ayam agniḥ) چگونه [میتواند بدرخشد]؟
خودْ میدرخشد و همهچیز (sarvam) در پیِ آن میدرخشد؛ به نورِ او، همهٔ این (sarvam idam) روشن و آشکار میشود (vibhāti).»
-----
۲. --- فراگیری که همه جار پر کرده و جایی خالی از او نیست: «همهی آسمانها و زمین را فراگرفته است» ــ دهبال---
موندکه اوپانیشاد ۲.۲.۱۱:
«این برهمنِ جاودان، همانا در پیش و در پس، در جنوب و در شمال است؛ در پایین و در بالا نیز گسترده است. تمام این جهان، همانا همان برهمن است؛ [که] برترین [حقیقت است].»
----
۳. قابل تصور، مشاهده یا بیان نیست : منشأ غیب در ایدهنگار «ای»؛ بیدروازه در معنای نخست «ای»، دائو
کِنه اوپانیشاد، ۱.۱ : کنه یعنی «بهوسیلهٔ چه کسی؟» یا «به خواست چه کسی؟»
«به خواست و هدایت چه کسی، ذهن به سوی موضوعاتش روان میشود؟ به فرمان چه کسی، نخستین نیروی حیاتی به حرکت درمیآید؟ به خواست چه کسی مردم این گفتار را بر زبان میآورند؟ کدام خدا چشم و گوش را هدایت میکند؟»
۱.۲ — «او گوشِ گوش، ذهنِ ذهن، گفتارِ گفتار، نفسِ نفس و چشمِ چشم است.....»
۱.۳ — «چشم، گفتار و ذهن به آنجا نمیرسد....»
۱.۴ — «آن (tat) بهراستی از دانسته (vidita) دیگر است؛ و نیز از نادانسته (avidita) فراتر است....»
۱.۵ — «آنچه گفتار بیانش نمیکند، اما گفتار بهواسطهٔ آن بیان میشود....»
۱.۶ — «آنچه ذهن نمیتواند به آن بیاندیشد، اما بهواسطهٔ آن میاندیشد....»
۱.۷ — «آنچه چشم نمیبیند، اما بهواسطهٔ آن چشمها میبینند...»
۱.۸ — «آنچه گوش نمیشنود، اما بهواسطهٔ آن میشنود....»
۱.۹ — «آنچه با نفس نفس نمیکشد، اما پرانا بهواسطهٔ آن هدایت میشود....»
۲. برهمن و جهان متجلی
۵.۱.۱ برهدآرنیکه اوپانیشاد
«اُم. آن کامل (pūrṇam) است؛ این (idam) کامل است. از آن کامل، این کامل پدید میآید. با برگرفتنِ کامل از کامل، کامل همچنان باقی میماند.
اُم، شانتی، شانتی، شانتی (śāntiḥ؛ آرامش).»
«اُم. آن کامل (pūrṇam) است؛ این (idam) کامل است. از آن کامل، این کامل پدید میآید. با برگرفتنِ کامل از کامل، کامل همچنان باقی میماند.
اُم، شانتی، شانتی، شانتی (śāntiḥ؛ آرامش).»
شانتی مانترا چیست؟
پیش از خواندن اوپانیشادها، شانتی مانترای مخصوص هر اوپانیشاد خوانده میشود تا سه مانع بر سر آرامش کنار رود: موانع کیهانی و عظیم، موانع بیرونی، موانع درونی
برهمن و «زایش، بقا و بازگشت» جهان متجلی
چاندوگیه اوپانیشاد ۳.۱۴.۱ :
«بهراستی همهی اینها [یعنی جهان متجلی]، برهمن است. پس انسان باید آرام و آسوده، با تأمل در «تَججَلان» (tajjalān)، به مراقبه بنشیند.»
تَت (tat، तत्): آن؛ در این بافت، برهمن.
جَـ (ja، ज): زایش و پدیدآمدن؛ مرتبط با ریشهٔ سانسکریت √jan، «زادهشدن».
لا (la، ल): فنا، انحلال یا بازجذب؛ در تفسیر سنتی با مفهوم laya، «حلشدن یا بازجذب»، پیوند داده میشود.
اَن (an، अन्): نفسکشیدن و زندهبودن؛ مرتبط با ریشهٔ √an، «نفسکشیدن».
---- زایش بقا و بازگشت به صورت صریح:
(Taittirīya) تیتّیریه اوپانیشاد، ۳.۱.۱:
«آن را بشناس که موجودات از آن زاده میشوند (jāyante)، بهواسطهٔ آن زندگی میکنند (jīvanti)، و هنگام رفتن به آن بازمیگردند و در آن فرومیروند (abhisaṃviśanti)؛ آن برهمن است.»
--- زایش بقا و بازگشت در آناندا
در ادامهی همین (Taittirīya) تیتّیریه اوپانیشاد:
۳.۶.۱:
«او دریافت که آناندا (سعادتِ مطلق) برهمن است؛ زیرا همهٔ این موجودات بهراستی از آناندا زاده میشوند (jāyante)، بهواسطهٔ آناندا زندگی میکنند (jīvanti) و هنگام رفتن به آناندا بازمیگردند و در آن فرومیروند (abhisaṃviśanti).»
«بهراستی همهی اینها [یعنی جهان متجلی]، برهمن است. پس انسان باید آرام و آسوده، با تأمل در «تَججَلان» (tajjalān)، به مراقبه بنشیند.»
تَت (tat، तत्): آن؛ در این بافت، برهمن.
جَـ (ja، ज): زایش و پدیدآمدن؛ مرتبط با ریشهٔ سانسکریت √jan، «زادهشدن».
لا (la، ल): فنا، انحلال یا بازجذب؛ در تفسیر سنتی با مفهوم laya، «حلشدن یا بازجذب»، پیوند داده میشود.
اَن (an، अन्): نفسکشیدن و زندهبودن؛ مرتبط با ریشهٔ √an، «نفسکشیدن».
---- زایش بقا و بازگشت به صورت صریح:
(Taittirīya) تیتّیریه اوپانیشاد، ۳.۱.۱:
«آن را بشناس که موجودات از آن زاده میشوند (jāyante)، بهواسطهٔ آن زندگی میکنند (jīvanti)، و هنگام رفتن به آن بازمیگردند و در آن فرومیروند (abhisaṃviśanti)؛ آن برهمن است.»
--- زایش بقا و بازگشت در آناندا
در ادامهی همین (Taittirīya) تیتّیریه اوپانیشاد:
۳.۶.۱:
«او دریافت که آناندا (سعادتِ مطلق) برهمن است؛ زیرا همهٔ این موجودات بهراستی از آناندا زاده میشوند (jāyante)، بهواسطهٔ آناندا زندگی میکنند (jīvanti) و هنگام رفتن به آناندا بازمیگردند و در آن فرومیروند (abhisaṃviśanti).»
3. برهمن، آتمن و آفرینش
توضیح در مورد برهمن؛ سپس آفرینش جهان پدیدار که از آتمن و خواست او شروع میشود و همه چیز پدیدار میگردد.
برهمن به عنوان هستی، آگاهی و نامتناهی
در (Taittirīya) تیتّیریه اوپانیشاد گفته شده:
«هستی (satyam)، آگاهی (jñānam) و نامتناهی (anantam) برهمن است. آنکه بداند برهمن در غارِ دل (guhāyām) و در فضای برین (parame vyoman) جای گرفته است، همهٔ خواستهها را همراه با برهمنِ دانا (brahmaṇā vipaścitā) درمییابد و به دست میآورد.»
«هستی (satyam)، آگاهی (jñānam) و نامتناهی (anantam) برهمن است. آنکه بداند برهمن در غارِ دل (guhāyām) و در فضای برین (parame vyoman) جای گرفته است، همهٔ خواستهها را همراه با برهمنِ دانا (brahmaṇā vipaścitā) درمییابد و به دست میآورد.»
هستی به چه معناست؟
هر چیزی «هست» و «هویتی» دارد؛ مثلا من «علی اسماعیلی هستم»؛ موبایل هست، میز هست و ...
هستی و هستن هرکدام از چیزها و موجودات یک هست بیشتر نیست و در سطح هویت با یکدیگر تفاوت داریم.
هستی و هستن هرکدام از چیزها و موجودات یک هست بیشتر نیست و در سطح هویت با یکدیگر تفاوت داریم.
رابطهی آگاهی، هستی و برهمن
----آگاهی تکیه گاه همه چیز و برهمن
آیتریه اوپانیشاد، ۳.۱.۳
همهی این [خدایان و عناصر و موجودات] بهوسیلهٔ آگاهی هدایت میشوند (tat prajñānetram)، و بر آگاهی استوارند (prajñāne pratiṣṭhitam)؛ جهان (lokaḥ) بهوسیلهٔ آگاهی هدایت میشود (prajñānetraḥ)؛ آگاهی (prajñā) بنیاد و تکیهگاه آن است (pratiṣṭhā)؛ آگاهی، برهمن است (prajñānaṃ brahma).»
آیتریه اوپانیشاد، ۳.۱.۳
همهی این [خدایان و عناصر و موجودات] بهوسیلهٔ آگاهی هدایت میشوند (tat prajñānetram)، و بر آگاهی استوارند (prajñāne pratiṣṭhitam)؛ جهان (lokaḥ) بهوسیلهٔ آگاهی هدایت میشود (prajñānetraḥ)؛ آگاهی (prajñā) بنیاد و تکیهگاه آن است (pratiṣṭhā)؛ آگاهی، برهمن است (prajñānaṃ brahma).»
آغاز آفرینش از آتمن، و پنج سطح او که به برهمن متصل میشود
بلافاصله بعد از اینکه گفته میشه هستی آگاهی و نامتناهی برهمن است، در همان تیتّیریه اوپانیشاد ۲.۱ گفته میشه:
«از همین آتمن، فضا پدید آمد؛ از فضا، هوا؛ از هوا، آتش؛ از آتش، آبها؛ از آبها، زمین؛ از زمین، گیاهان؛ از گیاهان، غذا؛ و از غذا، انسان.» (تیتّیریه اوپانیشاد، ۲.۱)
و در ادامه به معرفی پنج سطح از آتمن (خود، خویشتن، حقیقت من) میپردازد که به برهمن میرسد:
تیتّیریه اوپانیشاد
۲.۲ — از آتمنِ غذایی تا آتمنِ نیروی حیاتی
درون این آتمنِ ساختهشده از جوهر غذا، آتمن دیگری قرار دارد که از نیروی حیاتی (پرانا) ساخته شده است....
۲.۳ — از آتمنِ نیروی حیاتی تا آتمنِ ذهن
این آتمنِ جسمانی، آتمنِ پیشین است. درون این آتمنِ ساختهشده از نیروی حیاتی، آتمن دیگری قرار دارد که از ذهن (مانَس) ساخته شده است....
۲.۴ — از آتمنِ ذهن تا آتمنِ شناخت
این آتمنِ جسمانی، آتمنِ پیشین است. درون این آتمنِ ساختهشده از ذهن، آتمن دیگری قرار دارد که از شناخت و آگاهیِ تمییزدهنده (ویجنیانا، قوهی تشخیص ذهنی) ساخته شده است...
۲.۵ — از آتمنِ شناخت تا آتمنِ سعادت
این آتمنِ جسمانی، آتمنِ پیشین است. درون این آتمنِ ساختهشده از شناخت، آتمن دیگری قرار دارد که از سرور و سعادت (آناندا) ساخته شده است. او آتمن پیشین را فرا میگیرد و پر میکند. این نیز بهراستی صورتی انسانی دارد. محبوبیت سر آن است؛ شادی پهلوی راست آن است؛ سرورِ فزاینده پهلوی چپ آن است؛ سعادت آتمن آن است؛ و برهمن دُم و تکیهگاه آن است...
«از همین آتمن، فضا پدید آمد؛ از فضا، هوا؛ از هوا، آتش؛ از آتش، آبها؛ از آبها، زمین؛ از زمین، گیاهان؛ از گیاهان، غذا؛ و از غذا، انسان.» (تیتّیریه اوپانیشاد، ۲.۱)
و در ادامه به معرفی پنج سطح از آتمن (خود، خویشتن، حقیقت من) میپردازد که به برهمن میرسد:
تیتّیریه اوپانیشاد
۲.۲ — از آتمنِ غذایی تا آتمنِ نیروی حیاتی
درون این آتمنِ ساختهشده از جوهر غذا، آتمن دیگری قرار دارد که از نیروی حیاتی (پرانا) ساخته شده است....
۲.۳ — از آتمنِ نیروی حیاتی تا آتمنِ ذهن
این آتمنِ جسمانی، آتمنِ پیشین است. درون این آتمنِ ساختهشده از نیروی حیاتی، آتمن دیگری قرار دارد که از ذهن (مانَس) ساخته شده است....
۲.۴ — از آتمنِ ذهن تا آتمنِ شناخت
این آتمنِ جسمانی، آتمنِ پیشین است. درون این آتمنِ ساختهشده از ذهن، آتمن دیگری قرار دارد که از شناخت و آگاهیِ تمییزدهنده (ویجنیانا، قوهی تشخیص ذهنی) ساخته شده است...
۲.۵ — از آتمنِ شناخت تا آتمنِ سعادت
این آتمنِ جسمانی، آتمنِ پیشین است. درون این آتمنِ ساختهشده از شناخت، آتمن دیگری قرار دارد که از سرور و سعادت (آناندا) ساخته شده است. او آتمن پیشین را فرا میگیرد و پر میکند. این نیز بهراستی صورتی انسانی دارد. محبوبیت سر آن است؛ شادی پهلوی راست آن است؛ سرورِ فزاینده پهلوی چپ آن است؛ سعادت آتمن آن است؛ و برهمن دُم و تکیهگاه آن است...
آتمن و آفرینش
و بعد از معرفی آتمن و اینکه تکیهگاه و پایانش «برهمن» است بیان میشود:
۲.۶ تیتیریه اوپانیشاد:
«او [آتمن] خواست: «بسیار شوم؛ زاده شوم.» او تَپَس (تمرکز بر آفرینش؛ «گرمشدن، حرارتدادن یا افروختن») بهجا آورد. پس از آن، همهٔ اینها را آفرید؛ هرچه را که در اینجا وجود دارد.»
«پس از آفریدن آن، خود به درون آن وارد شد. پس از ورود به آن، هم «سات» (Sat، هستی، موجود، متجلی) شد و هم «تیَت» (Tyat، آن || sat به صورتمند یا درشت و tyat به بیصورت یا لطیف تفسیر میشود)؛ هم آنچه بیانپذیر است و هم آنچه بیانناپذیر است؛ هم آنچه جایگاه دارد و هم آنچه جایگاه ندارد؛ هم آگاهی و هم ناآگاهی؛ هم حقیقت و هم ناراستی. او به حقیقت تبدیل شد؛ هرچه در اینجا وجود دارد، آن را حقیقت مینامند.»
۲.۶ تیتیریه اوپانیشاد:
«او [آتمن] خواست: «بسیار شوم؛ زاده شوم.» او تَپَس (تمرکز بر آفرینش؛ «گرمشدن، حرارتدادن یا افروختن») بهجا آورد. پس از آن، همهٔ اینها را آفرید؛ هرچه را که در اینجا وجود دارد.»
«پس از آفریدن آن، خود به درون آن وارد شد. پس از ورود به آن، هم «سات» (Sat، هستی، موجود، متجلی) شد و هم «تیَت» (Tyat، آن || sat به صورتمند یا درشت و tyat به بیصورت یا لطیف تفسیر میشود)؛ هم آنچه بیانپذیر است و هم آنچه بیانناپذیر است؛ هم آنچه جایگاه دارد و هم آنچه جایگاه ندارد؛ هم آگاهی و هم ناآگاهی؛ هم حقیقت و هم ناراستی. او به حقیقت تبدیل شد؛ هرچه در اینجا وجود دارد، آن را حقیقت مینامند.»
جزییات بیشتر فرآیند آفرینش: پرجاپتی، دوگانهی پرانا و رایی
پرشنه اوپانیشاد
۱.۳ : کَبَندی کاتیاینه (اسم شاگرد) نزد استاد آمد و پرسید: «ای بزرگوار، این آفریدهها (prajāḥ) از کجا پدید میآیند؟»
۱.۴ : او به وی گفت: «سرور و مالک آفریدهها (Prajā + pati، پرجاپتی)، خواهان آفریدهها (prajā+kāma) بود. او تَپَس (tapas؛ ریاضت و کوشش درونی) بهجا آورد. پس از تَپَس، جفتی (mithuna) پدید آورد: رایی (rayi) و پرانا (prāṇa)، با این اندیشه که: “این دو برای من آفریدگان بسیاری (bahudhā prajāḥ) پدید خواهند آورد.”»
۱.۵ : «خورشید (āditya)، در حقیقت، پرانا (prāṇa، نفس، نیرو، حیات) است و ماه (candramas)، رایی (rayi، صورت، ماده، غذا، ثروت). رایی همهٔ اینهاست: هر آنچه صورتمند (mūrta) و بیصورت (amūrta) است. ازاینرو، صورتمندی (mūrti) خود رایی است.»
۱.۳ : کَبَندی کاتیاینه (اسم شاگرد) نزد استاد آمد و پرسید: «ای بزرگوار، این آفریدهها (prajāḥ) از کجا پدید میآیند؟»
۱.۴ : او به وی گفت: «سرور و مالک آفریدهها (Prajā + pati، پرجاپتی)، خواهان آفریدهها (prajā+kāma) بود. او تَپَس (tapas؛ ریاضت و کوشش درونی) بهجا آورد. پس از تَپَس، جفتی (mithuna) پدید آورد: رایی (rayi) و پرانا (prāṇa)، با این اندیشه که: “این دو برای من آفریدگان بسیاری (bahudhā prajāḥ) پدید خواهند آورد.”»
۱.۵ : «خورشید (āditya)، در حقیقت، پرانا (prāṇa، نفس، نیرو، حیات) است و ماه (candramas)، رایی (rayi، صورت، ماده، غذا، ثروت). رایی همهٔ اینهاست: هر آنچه صورتمند (mūrta) و بیصورت (amūrta) است. ازاینرو، صورتمندی (mūrti) خود رایی است.»
ارتباط با دائو ده جینگ و ای جینگ
سه سطح اصلی آفرینش در دائو ده جینگ
فصل ۴۰ دائو ده جینگ در نسخههای رایج:
نیستی،
هستی که از نیستی پدید آمده
و همهی چیزها که از هستی پدید آمده است.
فصل اول نسخههای رایج:
بینام که آغاز همه موجودات است
بانام که مادر همه موجودات است
همه موجودات
نیستی،
هستی که از نیستی پدید آمده
و همهی چیزها که از هستی پدید آمده است.
فصل اول نسخههای رایج:
بینام که آغاز همه موجودات است
بانام که مادر همه موجودات است
همه موجودات
سه سطح اصلی آفرینش در ای جینگ
۱. منشأ ناپیدای ماه در ایدهنگار؛ حقیقت بیدروازه و بیدرون که هیچ راهی به آن نیست و با نورش همه چیز پدیدار میشود و در جای خودش قرار میگیرد که در رسالهی رمز چیئن در مورد «حقیقت و سرشت ای» بیان شده است.
۲. ماه در ایدهنگار «ای»، «بو ای» یا رکن ثابت و بیتغییر که تغییرات روی اون سوار میشود در سنت «ایوی» و رسالهی رمز چیئن
۳. سه شعاع نور در ایدهنگار، «زایش پیوسته»، و بیَن ای یا تغییرات که همهی چیزها رو در بر میگرفت.
۲. ماه در ایدهنگار «ای»، «بو ای» یا رکن ثابت و بیتغییر که تغییرات روی اون سوار میشود در سنت «ایوی» و رسالهی رمز چیئن
۳. سه شعاع نور در ایدهنگار، «زایش پیوسته»، و بیَن ای یا تغییرات که همهی چیزها رو در بر میگرفت.
سه حالت رابطهی برهمن و آتمن
۱. ادوایته: نادوگانگی:
چهار جملهٔ مشهور :
اَیتَریه: Prajñānaṃ Brahma آگاهی، برهمن است
بریهدآرنیکه: Ahaṃ Brahmāsmi من برهمن هستم
چاندوگیه: Tat Tvam Asi تو همان هستی
ماندوکیه: Ayam Ātmā Brahma این آتمن، برهمن است
۲. دوایته (Dvaita) — دوگانگی
۳. خوانش اینهمانی غیراینهمانی (Bhedābheda و Viśiṣṭādvaita)
در این خوانش، آتمن و برهمن نه کاملاً جدا از یکدیگرند و نه میتوان تمایز آنها را نادیده گرفت؛ چنین نگاهی در دو سنت زیر قابل مشاهده است:
الف) بهدابهده (Bhedābheda) — اینهمانی و تمایز : آتمن از جهتی با برهمن یکی است و از جهتی با او تفاوت دارد. وحدت و تمایز هر دو واقعیاند و باید در کنار هم فهمیده شوند.
ب) ویشیشتادوایته (Viśiṣṭādvaita) — نادوگانگی تمایزیافته : برهمن حقیقت یگانه و فراگیر است؛ اما آتمنها و جهان نیز واقعیاند و فردیت خود را حفظ میکنند. آنها همچون بدن نسبت به جان، به برهمن وابستهاند و در وجود او جای دارند، بیآنکه عین او باشند.
تفاوت اصلی: در بهدابهده بر همزمانیِ اینهمانی و تمایز تأکید میشود؛ در ویشیشتادوایته وحدت برهمن اصل است و کثرت آتمنها و جهان، درون این وحدت تبیین میشود.
چهار جملهٔ مشهور :
اَیتَریه: Prajñānaṃ Brahma آگاهی، برهمن است
بریهدآرنیکه: Ahaṃ Brahmāsmi من برهمن هستم
چاندوگیه: Tat Tvam Asi تو همان هستی
ماندوکیه: Ayam Ātmā Brahma این آتمن، برهمن است
۲. دوایته (Dvaita) — دوگانگی
۳. خوانش اینهمانی غیراینهمانی (Bhedābheda و Viśiṣṭādvaita)
در این خوانش، آتمن و برهمن نه کاملاً جدا از یکدیگرند و نه میتوان تمایز آنها را نادیده گرفت؛ چنین نگاهی در دو سنت زیر قابل مشاهده است:
الف) بهدابهده (Bhedābheda) — اینهمانی و تمایز : آتمن از جهتی با برهمن یکی است و از جهتی با او تفاوت دارد. وحدت و تمایز هر دو واقعیاند و باید در کنار هم فهمیده شوند.
ب) ویشیشتادوایته (Viśiṣṭādvaita) — نادوگانگی تمایزیافته : برهمن حقیقت یگانه و فراگیر است؛ اما آتمنها و جهان نیز واقعیاند و فردیت خود را حفظ میکنند. آنها همچون بدن نسبت به جان، به برهمن وابستهاند و در وجود او جای دارند، بیآنکه عین او باشند.
تفاوت اصلی: در بهدابهده بر همزمانیِ اینهمانی و تمایز تأکید میشود؛ در ویشیشتادوایته وحدت برهمن اصل است و کثرت آتمنها و جهان، درون این وحدت تبیین میشود.
پنج سطح آفرینش در بریهدآرنیکه اوپانیشاد : آتمن، زن و شوهر، ۱۰ جفت چهارپا، همهچیز
یک عبارت مشهور و بسیار کهن در کهنترین اوپانیشاد، به نام بریهدآرنیکه یا «جنگلی عظیم»، اومده که فرآیند آفرینش رو بهصورت نمادین توضیح داده. (بریهدآرنیکه اوپانیشاد، ۱.۴.۱ تا ۵)
آتمن، زن و شوهر، ۱۰ جفت چهارپا، همهچیز
بریهدآرنیکه اوپانیشاد، ۱.۴.۱
«در آغاز، این [جهان] تنها آتمن بود، بهشکل یک پوروشا. او نگریست و چیزی جز خود ندید. در آغاز گفت: “من او هستم”؛ ازاینرو نام او “من” شد.»
«در آغاز، این [جهان] تنها آتمن بود، بهشکل یک پوروشا. او نگریست و چیزی جز خود ندید. در آغاز گفت: “من او هستم”؛ ازاینرو نام او “من” شد.»
پیدایش زن و شوهر
سپس تصمیم میگیرد زوج شود و «زن و شوهر» به وجود میایند:
بریهدآرنیکه اوپانیشاد، ۱.۴.۳ :
«او شادمان نبود؛ ازاینرو انسانِ تنها شادمان نیست. او دومی را خواست. او بهاندازهٔ زن و مردی بود که در آغوش یکدیگرند. او همین آتمن را به دو بخش تقسیم کرد؛ سپس شوهر و زن پدید آمدند.»
بریهدآرنیکه اوپانیشاد، ۱.۴.۳ :
«او شادمان نبود؛ ازاینرو انسانِ تنها شادمان نیست. او دومی را خواست. او بهاندازهٔ زن و مردی بود که در آغوش یکدیگرند. او همین آتمن را به دو بخش تقسیم کرد؛ سپس شوهر و زن پدید آمدند.»
بیان نمادین الگوهای بنیادین : ۱۰ چهارپا
در مرحلهی بعد، این دو نیروی اصلی به گاوها، تکسمها (اسب و الاغ)، بزها، گوسفندها نزول پیدا میکنند و در آنها پنهان میشوند.
«او (sā، زن) اندیشید (īkṣāṃ cakre): چگونه ممکن است با کسی پیوند یابد (sambhavati) که خودم او را از خویشتن پدید آوردهام (ātmana eva janayitvā)؟ بگذار پنهان شوم (tiro ’sāni).
او گاو ماده (gauḥ) شد و دیگری (itaraḥ) گاو نر (ṛṣabha)؛ آن دیگری با او پیوند یافت (tām sam evābhavat) و از آن گاوان (gāvaḥ) زاده شدند.
او مادیان (vaḍavā) شد و دیگری اسب نر (aśvavṛṣa)؛ او مادهالاغ (gardabhī) شد و دیگری الاغ نر (gardabha)؛ آن دیگری با او پیوند یافت و از آن جانوران تکسم (ekaśapham) پدید آمدند.
او بز ماده (ajā) شد و دیگری بز نر (basta)؛ او گوسفند ماده (avī) شد و دیگری قوچ (meṣa)؛ آن دیگری با او پیوند یافت و از آن بزها و گوسفندان (ajāvayaḥ) زاده شدند.
«او (sā، زن) اندیشید (īkṣāṃ cakre): چگونه ممکن است با کسی پیوند یابد (sambhavati) که خودم او را از خویشتن پدید آوردهام (ātmana eva janayitvā)؟ بگذار پنهان شوم (tiro ’sāni).
او گاو ماده (gauḥ) شد و دیگری (itaraḥ) گاو نر (ṛṣabha)؛ آن دیگری با او پیوند یافت (tām sam evābhavat) و از آن گاوان (gāvaḥ) زاده شدند.
او مادیان (vaḍavā) شد و دیگری اسب نر (aśvavṛṣa)؛ او مادهالاغ (gardabhī) شد و دیگری الاغ نر (gardabha)؛ آن دیگری با او پیوند یافت و از آن جانوران تکسم (ekaśapham) پدید آمدند.
او بز ماده (ajā) شد و دیگری بز نر (basta)؛ او گوسفند ماده (avī) شد و دیگری قوچ (meṣa)؛ آن دیگری با او پیوند یافت و از آن بزها و گوسفندان (ajāvayaḥ) زاده شدند.
آفرینش «همه چیز» پس از «چهارپایان»
و در مرحلهی آخر
«۱.۴.۴: به همین ترتیب، هر جفت (mithunam) از موجودات را که در این جهان وجود دارد، تا مورچگان (pipīlikā)، همه را او پدید آورد (asṛjata).»
۱.۴.۵«او دانست: من خودِ این آفرینشم؛ زیرا من همهٔ این را آفریدهام. پس آفرینش پدید آمد...»
«۱.۴.۴: به همین ترتیب، هر جفت (mithunam) از موجودات را که در این جهان وجود دارد، تا مورچگان (pipīlikā)، همه را او پدید آورد (asṛjata).»
۱.۴.۵«او دانست: من خودِ این آفرینشم؛ زیرا من همهٔ این را آفریدهام. پس آفرینش پدید آمد...»