تحلیل ایدهنگار و معانی مشهور «ای»
نقد ترجمهی رایج «ای» به «تغییر»
با این حال، «آفتابپرستی که پوست میاندازد» پشتوانهی باستانشناختی ندارد و معمولاً توسط دیرینهنویسان معتبر شناخته نمیشود. پژوهشهای دیریننگاری معاصر خوانشهای دیگری برای این ایدهنگار پیشنهاد کردهاند؛ از جمله «ماه و پرتوهای نور»، «ظرف و ریزش مایع» و «خورشید و جریان چی».
در همین راستا، اسماعیل رادپور در مقالهی «معانی تمثیلی یی در ییجینگ» با بررسی دیدگاههای گوناگون دربارهی ایدهنگار «ای» و توضیح آنها، خوانش «ماه و پرتوهای نور» را هماهنگ با معنای حقیقی این واژه و متون فلسفی چین میداند و بر همین اساس، معنای «دفتر مقدس تجلیات بیپایان» را برای «ای جینگ» پیشنهاد میکند.
اما حتی اگر از بحث ایدهنگار صرفنظر کنیم، بررسی مستقل متون فلسفی و هستیشناختی چین نشان میدهد که «ای» در بسیاری از منابع کهن، به حقیقتی بنیادین اطلاق شده است که منشأ مراتب بعدی آفرینش به شمار میرود.
سه بخش متمایز در ایدهنگار «ای» و سه حوزهی معنایی
تحلیل این ایدهنگار سه بخش متمایز در آن را نشان میدهند که هماهنگ با سه حوزهی معنایی برای «ای» است: ۱. منشأ ناپیدای نور، ۲. ماه به عنوان واسطهی تابش و ۳. خودِ تجلیات نور.
اما برای اینکه مشخص شود این یک درک شخصی است یا برداشتی همسو با نگاه خردمندان چینی، باید جایگاه و معنای این واژه در کهنترین نظامهای هستیشناختی چین را بشناسیم. از این رو، مسئلهی اصلی این پژوهش آن نیست که آیا «ای» میتواند بر «تغییر» دلالت کند یا نه؛ بلکه این است که آیا «تغییر» معنای بنیادین این واژه است، یا تنها یکی از شئون و مراتب ظهور آن. برای پاسخ به این پرسش، باید کاربرد «ای» را در کهنترین متون فلسفی و هستیشناختی چین بررسی کرد.
تایای (太易) و «ای» به معنای بالاترین مرتبهی هستی
نخستین گام برای درک بهتر این سه حوزهی معنایی، مراجعه به کهنترین متونی است که واژهی «ای» را در چارچوبی هستیشناختی به کار بردهاند. یکی از مهمترین این متون، رسالهی «لیهدْزو (列子)» و شرح «جانگژان» به عنوان یکی از مهمترین منابع برای فهم اصطلاحات فلسفی این اثر است.
«ای 易» در هستیشناسی دائویی
در فصل «تیانروی» (天瑞)، این کتاب پنج مرتبهی آغازین هستی را چنین معرفی میکند:
太易者,未見氣也 : تایای، مرتبهای است که هنوز هیچ چی (نیروی حیات) پدیدار نشده است؛
太初者,氣之始也 : تایچو، آغاز چی است؛
太始者,形之始也 : تایشی، آغاز صورت است؛
太素者,質之始也 : تایسو، آغاز ماده است.
氣形質具而未相離,故曰渾淪 : آنگاه که چی، صورت و ماده هر سه فراهم آمدهاند، اما هنوز از یکدیگر جدا نشدهاند، آن حالت را هونلون مینامند.
در این توصیف، «تایای» پیش از پیدایش «چی»، «صورت» و «ماده» قرار دارد. از آنجا که هنوز هیچیک از مراتب تعینیافتهی هستی پدید نیامدهاند، «تایای» در مقام سرچشمهی همهی مراتب بعدی معرفی میشود. بنابراین یکی از کهنترین کاربردهای هستیشناختی واژهی «ای»، نه به «تغییر»، بلکه به مرتبهای اشاره دارد که هنوز هیچ تغییری در آن قابل تصور نیست.
شرح جانگژان و معنای فلسفی «ای»
جانگژان در توضیح اصطلاح «تایای» دو عبارت مشهور دارد:
۱. 易者,無形之名也
«ای، نامِ آن چیزی است که هیچ صورت و قالبی ندارد.»
و ۲. 易者,不窮滯之稱。凝寂于太虛之域,將何所見耶
«ای، نام آن چیزی است که نه پایان میپذیرد و نه در جایی متوقف میشود. در ژرفای تهیِ مطلق، آرام و بیحرکت است؛ پس چه چیزی را میتوان در آن مشاهده کرد؟»
این دو عبارت چند نکتهی مهم را روشن میکنند:
«ای» هیچ صورت و تعینی ندارد.
هیچ قالبی نمیتواند آن را محدود کند.
هیچ حرکت و دگرگونی در درون آن راه ندارد.
همهی مراتب بعدی هستی از آن آغاز میشوند، اما خودِ آن از مرتبهای بالاتر ناشی نشده است.
بدین ترتیب، شرح جانگژان که سدهها پس از رسالهی اصلی نوشته شده، نه تنها جایگاه هستیشناختی «تایای» در لیهدْزو را تأیید میکند، بلکه نشان میدهد که مفسران کلاسیک نیز «ای» را حقیقتی فاقد صورت، نامحدود و مقدم بر مراتب تعینیافتهی هستی میدانستهاند. ازاینرو، شاهد لیهدْزو و شرح جانگژان یکدیگر را تقویت میکنند.
معنای «ای» در هستیشناسی متون باطنی سلسلهی هان
لیهدْزو یکی از کهنترین کاربردهای هستیشناختی «ای» را نشان میدهد که از اهمیت ویژهای در سنت دائویی برخوردار است؛ حال باید دید آیا این برداشت در سنتهای تفسیری دیگر و بعدی چین نیز ادامه یافته است یا نه. از این رو به سنت تفسیری دودمان هان و متون «ایوی» مراجعه میکنیم. «ای وی» به معنای «پودِ ای» است؛ این نام برای اشاره به سنت تفسیری «ای جینگ» انتخاب شده است زیرا جینگ در اصل به معنای «تار» است و این دو، یعنی «ای جینگ و ای وی» در کنار هم تار و پود هستی را شکل میدهند.
«ای وی» و رسالهی «شکافتن رمز آسمان (چیئن)»
این رساله از دو جهت اهمیت بنیادین دارد: اول اینکه نظام هستیشناسی لیهدْزو (چهار تای و هونلون) را به نظام «پنج تای» صورتبندی میکند؛ دیگر اینکه سه معنای مشهور برای «ای» را بیان میکند. علاوه بر آن، این رساله کهنترین منبع شناختهشدهای است که اصطلاح «دهبال» (十翼) را برای مجموعه رسالههای تفسیری ایجینگ (منسوب به کنفسیوس) را به کار میبرد.
تکمیل نظام «پنج تای»
۱. تایای (太易): مرتبهای که هنوز هیچ چی یا نیروی حیاتی در آن ظاهر نشده است.
۲. تایچو (太初): آغاز پیدایش چی.
۳. تایشی (太始): آغاز پیدایش صورت.
۴. تایسو (太素): آغاز پیدایش ماده.
۵. تایجی (太極): حالتی که چی، صورت و ماده همگی حضور دارند، اما هنوز از یکدیگر جدا نشدهاند و یین و یانگ از دل آن پدید نیامدهاند.
این نظام نشان میدهد که در سنت هان نیز «ای» منشأ فرآیند آفرینش و شکلگیری هستی است.
سه معنای «ای» در رسالهی «شکافتن رمز چیئن»
「孔子曰:易者 易也,變易也,不易也」
«کنفسیوس گفت: ای، عبارت است از: ای (易)؛ بیان ای (變易 - دگرگونی و تغییر)؛ و بو ای (不易 - تغییرناپذیری و ثبات).»
در نگاه نخست، این سه معنا شباهت قابل توجهی با سه رکن ایدهنگار کهن «ای» دارند؛ با این حال، برای داوری دربارهی این همخوانی، بهتر است ابتدا توضیح خود رساله را بررسی کرد. این عبارت دو نکتهی قابل توجه دارد که در انتها به آن برخواهیم گشت؛ یکی اینکه هر سه معنا، حالتی از «ای» هستند، دیگر اینکه تنها برای بیان معنای نخست است که از «ای» بدون هیچ قید اضافی استفاده شده است.
۱. معنای نخست؛ «ای» به مثابه حقیقت بنیادین
«(نخستین معنای) "ای" در معرفی حقیقت درونی («ده 德» مانند دائو ده جینگ) آن به کار میرود. برای رسیدن و راه یافتن به آن، هیچ دروازه و راهی وجود ندارد؛ و برای جای دادنِ روح و نیروی باطنی، هیچ درون و باطنی در آن نیست. روشنایی آن به چهار سو میتابد و همهجا را فرا میگیرد؛ و همهی چیزها با پیروی از «ای» و بر اساس حقیقت آن، نظم و حدود خویش را برقرار میکنند.
آسمان و زمین درخشان میشوند؛ خورشید، ماه و ستارگان در جایگاه خود قرار میگیرند؛ هشت سهخطی با نظم مناسب آرایش مییابند؛ تقویم و اندازهگیری زمان هماهنگ میشود؛ پنج سیاره در مدارهای خود بهدرستی حرکت میکنند؛ چهار فصل هماهنگ میشوند و دانهها میرویند و به بار مینشینند.
چهار رود بزرگ با یکدیگر هماهنگاند؛ همهچیز آزادانه و پاک جریان مییابد؛ ریشهها استوار میشوند و شاخهها و جریانها گسترش مییابند؛ و نیروهای حیاتی (چی) پیوسته یکدیگر را کامل میکنند.
حتی خلأ و تهی نیز از آن برانگیخته شده و به حرکت درمیآید؛ و پاکی و آرامش، سرچشمه و روشنگرِ حکمت و بینش است. اشیا را دگرگون میکند و آنها را به تجلی و ظهور میرساند؛ و در نهایتِ صدق، کاملاً متمرکز و یکپارچه است. نه آشفته میشود و نه از مسیر خود منحرف میگردد؛ آرام و بیآلایش است و هرگز حقیقت و خصلت خود را از دست نمیدهد. این است "ای".»
ویژگیهای معنای نخست
از معنای حقیقت درونی «ای» میتوان دستکم شش ویژگی بنیادین برای آن به دست آورد:۱. بیجزء، غیر مرکب، بسیط و بیتعین: «هیچ درون و باطنی در آن نیست ... در نهایتِ صدق، کاملاً متمرکز و یکپارچه است ... آرام و بیآلایش است» این تعابیر نشان میدهد که حقیقت «ای» چنان بسیط و یکپارچه است که نمیتوان برای آن درونی در برابر بیرون، یا ظرفی برای قرار گرفتن چیزی دیگر در آن فرض کرد؛ از همین رو میتوان گفت هیچ صورت، تعین، کثرت یا تمایزی در آن راه ندارد. این توضیح هماهنگ با توصیف «تایای» در لیهدْزو و پنج تای است که پیش از چی، صورت، ماده و دوگانگیها قرار دارد.
۲. دستنیافتنی : «برای رسیدن و راه یافتن به آن، هیچ دروازه و راهی وجود ندارد». حتی عبارت «حتی خلأ و تهی نیز از آن برانگیخته شده و به حرکت درمیآید» نشان میدهد از خلا و نیستی نیز برتر است.
۳. فراگیر : «روشنایی آن به چهار سو میتابد و همهجا را فرا میگیرد» و جایی خالی از او نیست.
۴. منشأ نظام آفرینش : در متن، پس از «تابش روشنایی ای به چهار سو»، بلافاصله شاهد نظم آسمان، زمین، اجرام آسمانی، فصلها، زمان، رودها و جریان حیات هستیم. این توالی نشان میدهد که نور «ای» به عنوان منشأ نظم و تجلی مراتب مختلف آفرینش معرفی شده است. و در ادامه «حتی خلأ و تهی نیز از آن برانگیخته و متأثر شده و به حرکت درمیآید.»
۵. بیتغییر و باقی : «نه آشفته میشود و نه از مسیر خود منحرف میگردد؛ آرام و بیآلایش است و هرگز حقیقت و خصلت خود را از دست نمیدهد.» بدین ترتیب چنین بودن برای «ای» زوالناپذیر است و دگرگونیهای جهان بر آن اثر نمیگذارند.
۶. فاعل : ای بستری منفعل و بیاراده برای ظهور موجودات نیست، بلکه میتابد و با تابش اوست که نظام آفرینش شکل میگیرد.
۷. عمل ساده، آسان، بیمقاومت : «همهی چیزها با پیروی از «ای» و بر اساس حقیقت آن، نظم و حدود خویش را برقرار میکنند». یعنی حقیقت «ای» بدون پیچیدگی یا مقاومت، به سادگی و آسانی جاری میشود.
این ویژگیها، تصویری از معنای «ای» ارائه میکنند که شباهت چشمگیری با «دائو» در دائودهجینگ، «برهمن» در اوپانیشادها و «مقام ذات» در اسلام دارد.
حقیقت بنیادین به عنوان معنای اصلی واژهی «ای»
نکتهای در شیوهی نگارش معنای نخست این برداشت را تقویت میکند. در رسالهی «شکافتن رمز چیئن»، هنگامی که از حقیقت بنیادین سخن گفته میشود، تنها خودِ واژهی «ای» (易) به کار میرود؛ اما برای بیان دو معنای دیگر، واژههای متمم افزوده میشوند و اصطلاحهای «بیانای» (變易) و «بوای» (不易) ساخته میشود. این شیوهی نامگذاری میتواند نشان دهد که «ای» به تنهایی برای اشاره به معنای بنیادین کفایت میکرده و دو معنای دیگر به صورت مشتقی از این معنا بیان شدهاند که نیاز به توضیح بیشتر داشتهاند. هرچند این نکته بهتنهایی ممکن است برای اثبات معنای اصلی واژه کافی نباشد، اما در کنار شواهد پیشین، جایگاه محوری معنای نخست را تقویت میکند.
از این رو، فروکاستن «ای» به معنای «تغییر»، همهی ظرفیت معنایی این واژه را بازتاب نمیدهد؛ زیرا در مهمترین متون هستیشناختی دورهی هان، این واژه پیش از هر چیز بر حقیقتی بنیادین دلالت دارد که خود منشأ ثبات و دگرگونی جهان است.
۲. معنای دوم؛ «بیانای» و جهان دگرگونی
«ای»، یعنی «تغییر»، به نیرویِ حیات (چی) اشاره دارد. اگر آسمان و زمین تغییر نمیکردند، نمیتوانستند نیرویِ حیات را به جریان اندازند. (چرخهی) پنج عنصر (آب، آتش، چوب، فلز، خاک) پیوسته به پایان میرسند و دوباره آغاز میشوند؛ چهار فصل، پی در پی جایگزین یکدیگر میشوند. پادشاه و وزیران از (همین) دگرگونیها الگو میگیرند و با تغییرِ فصلها، خود را با یکدیگر هماهنگ میسازند. آنچه را که میتوان از میان برد، از میان میرود، و آن کس که بر (روشِ) خود اصرار ورزد، شکست میخورد. اگر پادشاه و وزیران تغییر نمیکردند، حکومتی تشکیل نمیشد. (زمانی که) شاهِ شانگ (جو) ستم و بیداد پیشه کرد، آسمان و زمین (نظمِ خود را) واژگون کردند. (اما هنگامی که) ونوانگ (بنیانگذارِ خاندانِ جو) از (وزیرِ خود) لویشانگ (که بعدها به تایگونگ معروف شد) استقبال کرد، روباهِ نهدُم (به عنوان نشانهی فرخندگی) پدیدار شد. اگر زن و شوهر تغییر نمیکردند، خانوادهای شکل نمیگرفت. (زمانی که) داجی (همسرِ منحوسِ شاه جو) به تنهایی موردِ عشقِ ویژه قرار گرفت، دودمانِ شانگ به دلیلِ همین (ناتوانی در تغییر) نابود شد. (اما در مقابل،) تایرن (مادرِ ونوانگ) با (شوهرش) ووجی (پدرِ ونوانگ) همراه و هماهنگ بود، (و در نتیجه) دودمانِ جو هفتصد سال پایداری یافت. این است معنای «دگرگونی و تغییر».
برخلاف معنای نخست که به حقیقت بسیط و تغییرناپذیر بنیادین در نظام آفرینش اشاره دارد، در اینجا «ای» به مرتبهی حرکت، دگرگونی و جایگزینی موجودات تعلق دارد. اما این دگرگونیها یک اتفاق تصادفی و آشفته نیست، بلکه فرآیند دائمی و نظاممند ظهور و تجلی است که مسیری مشخص و نظاممند را طی میکند. اگر معنای نخست به حقیقت بنیادین و منشأ آفرینش اشاره دارد، «بیانای» به تجلیات پیوسته و ظهورات بیپایان همان حقیقت در جهان کثرت اشاره میکند که بر اساس نظامی مشخص و هماهنگ با «حقیقت ای» در معنای نخست شکل میگیرد.
۳. معنای سوم؛ «بوای» و ثبات
«معنای سوم، "بوای" یا "تغییرناپذیری" است و به جایگاهها و مراتب ثابت اشاره دارد. آسمان در بالا است و زمین در پایین. فرمانروا رو به جنوب مینشیند و وزیر رو به شمال. پدر بر جای خود مینشیند و فرزند در برابر او فروتنی میکند. این است معنای "بوای" یا "ثبات".»
در این معنا، «ثبات و تغییر ناپذیری» متضاد با دگرگونی نیست؛ بلکه مرتبهای بنیادیتر و نظمی ثابت است که همهی دگرگونیها بر اساس آن رخ میدهند. اگر «بیانای» بیانگر جهانِ ظهور و دگرگونی باشد، «بوای» به رکن پایدار و ثابت همین نظام اشاره میکند؛ همان جایگاهی که در ایدهنگار، با نماد «ماه» قابل مقایسه است؛ ماهی که خود ثابت میماند، اما واسطهی گسترش نور «ای» در چهار سو و برپایی نظم در جهان میشود.
جنگشوئن و تفسیر سه معنای «ای»
البته مقصود از این «سادگی و آسانی» در اینجا، سادگی در معنای متعارف یا آسان بودن انجام کارها نیست. توضیح رسالهی «شکافتن رمز چیئن» نشان میدهد که حقیقت «ای» هیچ تعین، پیچیدگی یا کثرتی در خود ندارد؛ بیواسطه و بیمانع همهی مراتب هستی را نظم میبخشد و بدون کشمکش یا مقاومت، منشأ ظهور و سامان جهان میشود. از همین رو، تعبیر «ایِ جیان» را میتوان خلاصهای از همان توصیف مفصل رساله دانست؛ یعنی حقیقتی بسیط که از شدت یگانگی و بیتعینی، فعل او نیز بیمقاومت، بدون پیچیدگی و آسان تحقق مییابد.
در مقابل، جِنگشوئن دو معنای دیگر، یعنی «بیانای» (變易) و «بوای» (不易)، را بدون هیچ تغییری حفظ میکند. این امر نشان میدهد که او نیز ساختار سهگانهی رساله را پذیرفته و تنها برای روشنتر کردن معنای نخست، تعبیر «ایِ جیان» را به کار برده است. از این رو، تفسیر تفسیر او تأییدی بر سهلایه بودن معنای «ای»، یعنی حقیقت بنیادین و بسیط، رکن ثابت آفرینش، و جهان ظهور و دگرگونی است.
همگرایی سه معنای «ای» با ایدهنگار کهن
در ایدهنگار کهن، سه رکنْ قابل تشخیص است: منشأ ناپیدای نور، ماه و سه پرتو نور. در رسالهی هان نیز سه معنا برای «ای» معرفی میشود: «ای (حقیقت ای)»، «بوای (بیتغییر و ثابت)» و «بیانای (تغییر و دگرگونی)».
بدین ترتیب، میتوان این دو را چنین در کنار یکدیگر قرار داد:
۱. منشأ ناپیدای نور ← «ای»؛ حقیقت بنیادین، بسیط و سرچشمهی آفرینش.
۲. ماه ← «بوای»؛ رکن ثابت و پایدار نظام آفرینش.
۳. پرتوهای نور ← «بیانای»؛ تجلیات، ظهورات و دگرگونیهای پیوستهی جهان.
نکتهی مهم آن است که این تطبیق صرفاً بر شباهت ظاهری استوار نیست، بلکه بر همگرایی معنایی میان چند شاهد مستقل تکیه دارد: تحلیل ایدهنگار، نظام هستیشناختی «لیهدْزو»، رسالهی «شکافتن رمز چیئن» و تفسیر جِنگشوئن، همگی همراستا هستند و تصویری نزدیک به هم، اگر نگوییم یکسان از معنای «ای» ارائه میدهند که از حقیقت بسیط آغاز میشود و از طریق سنت ثابت آفرینش در جهانِ تجلیات و دگرگونیها ظهور میکند.
دو نکتهی حائز اهمیت در سه معنای «ای»
و نکتهی مهم دیگر و آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته آن است که در ارائهی سه معنا، تنها معنای نخست تنها با واژهی «ای» بیان شده است، در حالی که دو معنای دیگر با افزودن قیدهای «بیان» و «بو» ساخته میشوند. این شیوهی نامگذاری نشان میدهد که «ای» به تنهایی برای اشاره به حقیقت بنیادین کفایت میکند، اما برای اشاره به دو معنای دیگر آن، به توضیح بیشتر نیاز است. از این رو، به نظر میرسد استفادهی مطلق واژهی «ای» در سنت ایوی و شاید مکتب کنفسیوسی (زیرا این سه معنا به نقل از کنفسیوس بیان شده است)، بیش از هر چیز، به همان حقیقت بنیادین اشاره داشته و دو معنای دیگر، تجلی مراتب دیگر همان حقیقت به شمار میآمدهاند.
هستیشناسی کنفسیوسی و معنای «ای» در دهبال
تا اینجا مجموعهای از شواهد مستقل، اما همسو، از ایدهنگار کهن، هستیشناسی دائویی و سنت تفسیری هان بررسی شد که نشان میدهند «ای» در سنتهای بنیادین اندیشهی چین، صرفاً نام کتاب یا معادل «تغییر» نیست، بلکه به حقیقتی بنیادین اشاره دارد که منشأ همهی مراتب آفرینش است که در مراتب بعدی، به صورت رکن ثابت نظام آفرینش و سپس به صورت تجلیات بیپایان و دگرگونشوندهی جهان ظهور میکند. اکنون میتوان بررسی کرد که آیا هستیشناسی کنفسیوسی و رسالههای «دهبال» نیز همین ساختار را تأیید میکنند یا خیر.
تعریف کنفسیوس از «ای» در دهبال
۱. «ای» بیصورت، بیتعین و نادیدنی است.
یکی از روشنترین توصیفهای «ای» در فصل چهارم «تفسیر بزرگ» آمده است:
神無方而易無體
«روح جایگاه ثابتی ندارد و ای هیچ صورت و قالبی ندارد.»
در این عبارت، «بیصورت بودن» (無體) مستقیماً به «ای» نسبت داده شده است.
در فصل دوازدهم نیز آمده است:
乾坤,其易之門耶?
乾坤毀,則無以見易。
易不可見,則乾坤或幾乎息矣。
«آیا چیئن (سهخطی و ششخطی آسمان) و کون (سهخطی و ششخطی زمین) دروازهی ای نیستند؟ اگر چیئن و کون از میان بروند، دیگر راهی برای آشکار شدن ای وجود نخواهد داشت. و اگر ای آشکار نشود، چیئن و کون نیز نزدیک است از کار بازایستند.»
این عبارت چند نکتهی مهم را مستقیماً بیان میکند:
«ای» مستقیماً قابل مشاهده نیست.
چیئن و کون راه یا دروازهی آشکار شدن آن هستند.
اگر چیئن و کون نباشند، «ای» آشکار نمیشود، اما اگر «ای» تنها آشکار نشود، چیئن و کون از کار باز میایستند.
این دو بخش روی هم رفته بیصورتی، منشأ بودن «ای» و فراتر از سایر تعینات، حتی چیئن و کون را نشان میدهند که بنیادیترین تعینات در فلسفهی کنفسیوسی به حساب میآیند.
۲. فراگیر، فعال، به کمال رسانندهی همهی موجودات
در ادامهی فصل چهار نیز آمده است:
易與天地準,故能彌綸天地之道。
範圍天地之化而不過,曲成萬物而不遺。
«ای با آسمان و زمین همتراز است؛ از این رو، راه آسمان و زمین را در بر میگیرد؛ دگرگونیهای آسمان و زمین را فرا میگیرد، و همهی موجودات را به کمال میرساند، بیآنکه هیچیک را فروگذارد.»
در این عبارت، «曲成» بهثمر رساندن، به کمال رساندن و تحقق بخشیدن «هر موجود» به صورت فراگیر، بر اساس اقتضای خودش را نشان میدهد و «不遺» تأکید میکند که هیچ موجودی از این فرآیند بیرون نمیماند، مفهومی که در فصل یازدهم با تعبیر «成務» به شکلی فشردهتر و انسانیتر دوباره ظاهر میشود.
بر همین اساس در این عبارت نیز چند ویژگی مستقیماً به «ای» نسبت داده میشود:
راه آسمان و زمین را فرا میگیرد.
دگرگونیهای آسمان و زمین را در بر میگیرد.
همهی موجودات را به کمال میرساند؛ بنابراین «ای» صرفاً بستری منفعل برای موجودات توصیف نشده است.
هیچ موجودی را فرو نمیگذارد.
۳. «ای» آرام است، اما با همهی احوال جهان ارتباط دارد.
در فصل پنجم آمده است :
鼓萬物而不與聖人同憂。
«[ای] همهٔ موجودات را برمیانگیزد، بیآنکه با غم [و نگرانی] فرزانگان شریک باشد.»
در همین راستا، در فصل دهم آمده است:
易無思也,無為也,寂然不動,感而遂通天下之故。
«ای نه از اندیشه است و نه از کنش؛ آرام و بیحرکت است، اما با هر برانگیختگی، با همهی احوال جهان ارتباط مییابد.»
این دو عبارت بُعد دیگری از حقیقت «ای» را آشکار میکنند.
از یک سو، «ای» حقیقتی آرام، بیحرکت، بیاندیشه و بیکنش توصیف میشود.
از سوی دیگر، همین حقیقت از همهی احوال و دگرگونیهای جهان جدا نیست، بلکه با آنها ارتباط دارد.
اگر کتاب «ای» را در نظر بگیریم، این عبارت میتواند به این معنا باشد که کتاب خود بیاندیشه و بیکنش و آرام و بیغم است، اما هنگام مراجعه به آن، امکان فهم وضعیتها را فراهم میکند. اما اگر به حقیقت «ای» نظر کنیم، متن از حقیقتی سخن میگوید که خود دستخوش تغییر و تکاپو نیست، اما همهی احوال جهان با آن مرتبطاند.
۴. شیوهی فعل «ای»
در فصل پنجم، کنفوسیوس چند عبارت پیاپی دربارهی شیوهی فعل «ای» میگوید:
鼓萬物而不與聖人同憂
«[ای] همهی موجودات را به جنبش در میآورد، بیآنکه با غم و نگرانیِ فرزانگان شریک باشد.»
در این عبارت، «ای» حقیقتی معرفی میشود که جنبش، پویایی و حرکت همهی موجودات به او نسبت داده شده، بی آنکه همچون فرزانگان دچار عواطف انسانی شود. این توصیف با عبارت فصل دهم ــ «نه از اندیشه است، نه از کنش؛ آرام و بیحرکت است، اما با همهی احوال جهان ارتباط دارد» ــ تصویری هماهنگ از شیوهی فعل «ای» به دست میدهد: حقیقتی که در عین آرامش، در جریان همهی دگرگونیهای جهان حضور و فاعلیت دارد.
چند سطر بعد، کنفوسیوس شیوهی این فاعلیت را با عبارتی بسیار کوتاه بیان میکند:
生生之謂易
«زایشِ پیوسته (پدید آوردن پیوسته) را ای مینامند.»
در زبان چینی کلاسیک، تکرار فعل (生生) بر استمرار و پایانناپذیری دلالت دارد. بنابراین، «ای» نه با یک آفرینشِ یکباره، بلکه با زایش و حیاتبخشیِ پیوسته معرفی میشود.
وقتی این سه عبارت را کنار یکدیگر قرار دهیم ــ «زایشِ پیوسته را ای مینامند» (生生之謂易)، «همهی موجودات را برمیانگیزد» (鼓萬物)، «همهی موجودات را به کمال میرساند و هیچیک را فرو نمیگذارد» (曲成萬物而不遺) و ــ زایش و پدید آمدن پیوسته، برانگیختن و پویایی و بهکمالرساندن همهی موجودات به «ای» نسبت داده شده است، در حالی که خود در آرامش و دور از اندیشه و کنش توصیف میشود. همچنین روشن میشود که این حقیقت در دهبال حقیقتی ایستا یا صرفاً زمینهای منفعل برای موجودات نیست.
۵. «ای» چیست و چه میکند؟
تا اینجا، بیشتر توصیفهایی که دیدیم صریحاً با خوانش «کتاب ای» برای ترجمهی «易» سازگار نیستند؛ زیرا از «ای» بهعنوان حقیقتی بیصورت، نادیدنی، فراگیر، حیاتبخش و فراتر از چیئن و کون یاد میکنند. اکنون میتوان به عبارت مشهور فصل یازدهم که بیشتر میتواند ویژگیهای «کتاب ای» را نشان دهد بازگشت و آن را در پرتو این شواهد خواند :
子曰:「夫易何為者也?夫易開物成務,冒天下之道,如斯而已者也。」
«کنفوسیوس فرمود: ای چیست و چه میکند؟ ای، گشایندهی چیزها، کاملکنندهی امور و دربرگیرندهی همهی راههای جهان است. همین است و جز این نیست.»
در این عبارت سه ویژگی دیگر برای «ای» بیان میشود:
開物: گشودن، آشکار کردن، به ظهور رساندن و شکوفا ساختن.
成務: به انجام رساندن، تحقق بخشیدن و کامل کردن کارها.
冒天下之道: دربرگرفتن همهی راههای جهان.
اگر اینجا کتاب «ای» را در نظر بگیریم، این اوصاف نقش کتاب را در روشن ساختن امور، راهنمایی انسان و دربرگرفتن همهی عرصههای زندگی بیان میکنند. این کارکردها را میتوان نمود ویژگیهای حقیقت ای در کتاب ای دانست.
تا اینجا «ای» چگونه توصیف شده است؟
بیصورت و نادیدنی است و از طریق چیئن و کون آشکار میشود.
فراتر از تعینات بنیادین چیئن و کون است و بقای این دو به «ای» وابسته است.
تمام راهها و دگرگونیهای آسمان و زمین را در بر گرفته است.
پدید آوردنده، محرک و به کمال رسانندهی پیوستهی همهی موجودات است.
همهی این کارها را در عین آرامش و بیکنشی انجام میدهد.
اکنون میتوان بررسی کرد که دهبال این حقیقت را در نقشهی آفرینش در چه جایگاهی قرار میدهد.
نکتهی قابل توجه آن است که بیشتر این ویژگیها پیش از عبارت مشهور «ای دارای تایجی است 易有太極» بیان شدهاند؛ از این رو، هنگام ورود به هستی شناسی کنفسیوسی و بحث تایجی، خواننده از پیش با تصویری نسبتاً روشن از «ای» روبهرو است و اکنون تنها باید جایگاه آن را در زنجیرهی آفرینش بشناسد.
هستیشناسی کنفوسیوسی و جایگاه «ای» در آن
易有太極,是生兩儀,兩儀生四象,四象生八卦。
«ای، تایجی را دارد؛ تایجی دو حالت (یین و یانگ) را میزاید؛ دو حالت چهار نمود (یین بزرگ، یین کوچک، یانگ بزرگ و یانگ کوچک) را میزایند؛ چهار نمود هشت سهخطی را میزایند.»
این عبارت، زنجیرهی پیدایش مراتب هستی را ترسیم میکند و با رابطهی «ای» و «تایجی» آغاز میشود. از این رو، فهم معنای «تایجی» و نسبت آن با «ای» برای درک کل هستیشناسی دهبال اهمیت بنیادین دارد.
همانگونه که در بررسی سنت «ایوی» دیدیم، تایجی نقطهی آغاز چیزها و منشأ پیدایش دوگانگی یین و ینگ و مراتب بعدی به شمار میآید.
اکنون پرسش اصلی این است که نسبت «ای» و «تایجی» چیست؟
کنفوسیوس این نسبت را تنها با سه واژه بیان میکند:
易 有 太極
ای — یو — تایجی
از آنجا که تمام برداشتهای بعدی بر همین سه واژه استوار است، لازم است معنای «یو» (有) با دقت بیشتری بررسی شود.
در کهنترین صورتهای نوشتاری، «یو» تصویری از دستی است که تکهای گوشت را در اختیار دارد. از همین تصویر، دو کاربرد بنیادین در زبان چینی کلاسیک شکل گرفته است.
۱. داشتن یا دربرداشتن
در این کاربرد، چیزی در قلمرو، همراه یا درون چیز دیگری قرار دارد، بیآنکه لزوماً رابطهی مالکیت یا علیت میان آنها برقرار باشد.
بر این اساس، عبارت «易有太極» را میتوان چنین ترجمه کرد:
«ای، تایجی را در خود دارد.»
یا:
«ای، دارای تایجی است.»
۲. وجود داشتن یا حضور داشتن
در این کاربرد، «یو 有» در برابر «無» («نبودن») قرار میگیرد و از حضور یا وجود چیزی سخن میگوید.
در این صورت، عبارت چنین خوانده میشود:
«در ای، تایجی حضور دارد.»
یا:
«در ای، تایجی وجود دارد.»
هر دو خوانش با کاربردهای شناختهشدهی «یو 有» در زبان چینی کلاسیک سازگارند و هر دو یک نکتهی مهم را نشان میدهند: رابطهی «ای» و «تایجی» با رابطهی مراتب بعدی یکسان نیست و از «تایجی» به بعد، همهی مراتب با فعل «زادن» (生) به یکدیگر پیوند داده میشوند نه «یو 有». همین تفاوت زبانی، یکی از مهمترین سرنخها برای فهم جایگاه «ای» در هستیشناسی دهبال است و در ادامه دوباره به آن بازخواهیم گشت.
جایگاه «ای» در مراتب آفرینش
این تفاوت بهتنهایی برای تعیین دقیق جایگاه «ای» در آفرینش و نسبتش با «تایجی» کافی نیست، اما هنگامی که در کنار توصیفهای پیشین قرار میگیرد ــ توصیفهایی که «ای» را بیصورت، نادیدنی، فراتر از چیئن و کون، فراگیر، به کمالرسانندهی همهی موجودات، دربرگیرندهی همهی راههای جهان و منشأ زایش پیوسته معرفی میکنند ــ خوانشی منسجم پدید میآید که در آن «ای» در جایگاه حقیقت بنیادین قرار دارد؛ حقیقتی که صرفاً بستری منفعل نیست، بلکه به کمال رساندن همهی موجودات به آن نسبت داده شده است، و «تایجی» نخستین مرتبهی تعین در قلمرو هستی به شمار میآید.
از این رو، این برداشت تنها بر عبارت «易有太極» استوار نیست، بلکه از مجموعهی توصیفهایی به دست میآید که دهبال در بخشهای مختلف دربارهی «ای» ارائه کرده است. به همین دلیل، نسبت «ای» و «تایجی» نه بر پایهی یک عبارت، بلکه بر اساس شبکهای از شواهد درونمتنی فهمیده میشود.
تأیید ساختار سهمرتبهای «ای» در تفسیر وانگبی
وانگبی (۲۲۶–۲۴۹ میلادی) از برجستهترین فیلسوفان چین و اثرگذارترین مفسر «دائودهجینگ» و «ایجینگ» به شمار میرود. محور هستیشناسی او آن است که همهی مراتب هستی از حقیقتی بیتعین، بینام و بسیط (وو 無) پدیدار میشوند و جهان کثرت، چیزی مستقل از آن حقیقت نیست، بلکه مراتب گوناگون ظهور همان حقیقت واحد است. وانگبی با دستگاه مفهومی خاص خود ساختاری را ترسیم میکند که با الگوی استخراجشده از ایدهنگار «ای»، رسالهی «شکافتن رمز چیئن»، تفسیر جِنگشوئن و «دهبال» همگرایی چشمگیری دارد.
ساختار «وو، یک و جهان کثرت» در تفسیر فصل چهلودوم دائودهجینگ
وانگبی در تفسیر فصل چهلودوم «دائودهجینگ» ابتدا مینویسد:
萬物萬形,其歸一也。何由致一?由於無也。
«همهی موجودات و همهی صورتها به "یک" بازمیگردند. اما این "یک" از کجا پدید میآید؟ از "وو" (無).»
او سپس بلافاصله ادامه میدهد:
由無乃一,一可謂無。
«این "یک" از وو است؛ از این رو، خودِ "یک" را نیز میتوان وو نامید.»
این عبارت از بنیادیترین گزارههای هستیشناسی وانگبی است. او نمیگوید که «یک» حقیقتی مستقل در کنار «وو» است و نه آن را کاملاً با «وو» یکسان میگیرد؛ بلکه نشان میدهد که «یک» هیچ استقلالی از «وو» ندارد و نخستین مرتبهی ظهور و تعین همان حقیقت بینام است؛ این مانند دریافتی است که از «ای دارای تایجی است» به دست آمد.
پس از آن، وانگبی ادامهی زنجیرهی آفرینش را چنین بیان میکند:
有一有二,遂生乎三。從無之有,數盡乎斯。
«با پدید آمدن یک و سپس دو، سه و همهی مراتب بعدی پدید میآیند. شمارش مراتب ظهور از وو تا اینجا پایان مییابد.»
در نتیجه، از آنجا که «یک از وو پدید آمده» و «همهی موجودات و همهی صورتها به یک بازمیگردند.» ساختار هستیشناختی مورد نظر او را میتوان چنین خلاصه کرد:
وو ⟹ نخستین تعین یا یک ⟹ جهان کثرت
از آنجا که وانگبی تصریح میکند «یک از وو پدید میآید» و در عین حال «خودِ یک را نیز میتوان وو نامید»، دریافت میشود که رابطهی «یک» با «وو» همان «اینهمانی غیراینهمانی» است؛ یعنی کاملاً با وو یکی نیست؛ مستقل و مجزا از آن هم نیست، بلکه مرتبه از همان حقیقت است. از سوی دیگر، چون همهی موجودات و همهی صورتها از طریق «یک» پدید میآیند و سرانجام به همان بازمیگردند، جهان کثرت نیز صرفاً چیزی مستقل از «یک» نیست که پس از پدید آمدن از آن جدا شود، بلکه در نهایت نیز به آن «بازمیگردد»؛ از این رو، جهان کثرت را نمیتوان حقیقتی مستقل در برابر «وو» یا «یک» دانست؛ بلکه ادامهی همان جریان ظهور است که منشأ آن «وو» است، در «یک» نخستین بار تجلی مییابد و سپس در مراتب گوناگون هستی و جهان کثرت آشکار میشود؛ و میان هر سه مرتبه، رابطهی اینهمانی غیراینهمانی قابل دریافت است.
این ساختار، شباهت چشمگیری با نتیجهای دارد که از بررسی ایدهنگار «ای»، سنت ایوی و رسالههای کنفوسیوسی به دست آمد؛ یعنی حقیقت بنیادین، نخستین رکن پایدار آفرینش و جهان ظهور.
هان کانگبو و تفسیر «ای دارای تایجی است»
夫有必始於無。故大極生兩儀也。
«هر مرتبهی هستی، آغاز خود را از "وو" (نیستی، بیتعینی) میگیرد؛ از این رو، تایجی دو صورت (یین و یانگ) را پدید میآورد.»
سپس دربارهی خودِ «تایجی» میگوید:
大極者,無稱之稱,不可得而名。取有之所極,況之大極者也。
«تایجی عنوانی است برای آنچه ذاتاً نامپذیر نیست و نمیتوان حقیقتاً آن را نامید؛ تنها از آن جهت که غایت و نهایتِ هستی (یو 有) است، برای تقریبِ معنا آن را "تایجی" مینامند.»
هان کانگبو در این عبارت، «تایجی» را حقیقتی مستقل در برابر «وو» معرفی نمیکند؛ بلکه آن را نامی میداند که به خاطر نسبتش با قلمرو هستی و ظهور (有) بر همان حقیقتِ نامناپذیر گذاشته شده است. از این رو، اگرچه متن صریحاً نمیگوید تایجی همان «نخستین تعینِ وو» است، اما استفاده از تعبیر «取有之所極 نهایتِ آنچه در قلمرو 有 (یو، هستن، قلمرو ظهور و تجلی و عینیت یافتن در فلسفهی وانگبی) قرار دارد» برای اشاره به تایجی بهخوبی نشان میدهد که نام «تایجی» با قلمرو هستی و ظهور (یو 有) نسبت دارد، نه با مقام بیتعین و نامناپذیر (وو 無)؛ اگر مقصود اشاره به حقیقت محض و بیتعین بود، انتظار میرفت که متن از (وو 無) استفاده کند مثلاً بگوید: «...؛ تنها از آن جهت که غایت و نهایتِ بیتعینی (وو 無) است، ...»
از همین رو، اگر تفسیر وانگبی بر فصل چهلودوم دائودهجینگ را در کنار این شرح بر هستیشناسی کنفسیوسی قرار دهیم، هر دو نگرشی واحد را، با دو زبان متفاوت، نشان میدهند:
無 (اصل بیتعین) ← 有之所極 (غایت و بالاترین مرتبهی قلمرو ظهور = تایجی) ← جهان کثرت
البته تعبیر «نخستین مرتبهی ظهور» یا «نخستین تعین»، اصطلاحی است که در این پژوهش برای تبیین ساختار مشترک این متون به کار رفته است و نه عبارتی که خودِ وانگبی یا هان کانگبو به کار برده باشند.
برآیند همگرایی هستیشناسی سنتهای اصلی چین
۱. حقیقت بنیادین و بسیط : حقیقتی که منشأ همهی مراتب هستی است؛ این مرتبه در ایدهنگار با منشأ ناپیدای نور، در «لیهدْزو» و شرح جانگژان با «تایای»، در سنت ایوی با معنای نخست «ای»، در «دهبال» با «ای» در رأس زنجیرهی آفرینش، در دائو ده جینگ با «دائو» و در فلسفهی وانگبی با «وو» (無) متناظر است.
۲. رکن پایدار آفرینش یا نخستین مرتبهی ظهور و تجلی : مرتبهای که حقیقت بنیادین از طریق آن وارد قلمرو ظهور میشود و نظام آفرینش بر آن استوار میگردد، بیآنکه حقیقتی مستقل از مرتبهی نخست باشد. این مرتبه در ایدهنگار با «ماه»، در سنت ایوی و تفسیر جِنگشوئن با «بوای»، در «دهبال» با «تایجی» و در دائو ده جینگ و فلسفهی وانگبی با «یک» (一) متناظر است.
۳. جهان ظهور و تجلی : مرتبهی پیدایش همهی صورتها، دگرگونیها و موجودات که از نخستین مرتبهی ظهور آغاز میشود و در تجلیات بیشمار جهان هستی ادامه مییابد. این مرتبه در ایدهنگار با «پرتوهای نور»، در سنت ایوی و تفسیر جِنگشوئن با «بیانای»، در «دهبال» با زایش یین و ینگ، چهار صورت، هشت سهخطی و تکمیل این فرآیند در جهان و در دائو ده جینگ و فلسفهی وانگبی با «دو، سه و دههزار موجود» بیان شده است.
در این خوانش، حقیقت بنیادین، نخستین مرتبهی ظهور و جهان کثرت، سه واقعیت مستقل در کنار یکدیگر نیستند، بلکه سه مرتبه یا سه شأن از یک حقیقت واحدند؛ حقیقتی که در مرتبهی نخست فاقد هرگونه تعین است، در مرتبهی دوم به صورت نخستین اصل پایدار آفرینش ظهور مییابد و در مرتبهی سوم به صورت تجلیات بیپایان جهان آشکار میشود.
همچنین مجموعهی شواهد بررسیشده نشان میدهد که کاربرد مطلق واژهی «ای» در سنتهای گوناگون، بیش از هر چیز به همان حقیقت بنیادین اشاره دارد؛ حقیقتی که در «لیهدْزو» عالیترین مرتبهی هستی است، در شرح جانگژان مرتبهی فاقد هرگونه تعین است، در رسالهی «شکافتن رمز چیئن» بدون هیچ قیدی تنها با واژهی «ای» معرفی میشود، در «دهبال» در بالاترین مرتبه و پیش از آغاز زنجیرهی زایش قرار میگیرد و در دائو ده جینگ و فلسفهی وانگبی نیز بیشترین هماهنگی را با «دائو» و «وو» به عنوان حقیقت بیتعین دارد. در مقابل، هنگامی که سخن از رکن پایدار نظام آفرینش یا از جهان دگرگونیهاست، متون با افزودن قید یا معرفی مراتب بعدی، این شئون را از حقیقت بنیادین جدا میکنند.
از این رو، میتوان نتیجه گرفت که «ای» در کاربرد بنیادین خود، نام حقیقت مطلق و منشأ همهی مراتب هستی است و «بوای»، «تایجی»، «بیانای» و دیگر مراتب آفرینش، نه معانی مستقل واژهی «ای»، بلکه شئون، مراتب ظهور و تجلیات گوناگون همان حقیقت واحدند.
سه مفهوم اصلی و تطبیق با سنتهای حکمی
آنچه تاکنون بررسی شد، تنها بر پایهی متون و سنتهای اصلی چین بود. اکنون میتوان پرسید آیا چنین ساختاری در هستیشناسی دیگر سنتهای بزرگ فلسفی و عرفانی دیده میشود یا خیر. مقصود از این مقایسه، شناخت بهتر الگوهای بنیادین شکلگیری هستی است، هستی در مقیاس بزرگ و هستی هر لحظهی زندگی کنونی من. اگر چنین الگوهای مشابهی در نگرش خردمندان ادوار گوناگون و سرزمینهای گوناگون یافت شود، میتوان از وجود نوعی همگرایی ساختاری در فهم هستی سخن گفت و از آن برای شناخت بهتر خود و زندگی بهره برد.
۱. حقیقت مطلق و بسیط
در حکمت هندی و اسلامی نیز مفاهیمی بسیار همسو با این مرتبه دیده میشود:
در اوپانیشادها، برهمن حقیقتی است که همهی جهان در او حضور دارد و همهی موجودات تجلی همان حقیقت دانسته میشوند.
و در حکمت اسلامی، مقام ذات الهی که یگانه، بسیط و بینیاز مطلق است، در بالاترین مرتبه و همراه با سایر مراتب وجود است، از چیزی زاده نشده و چیزی از او زاده نشده است و هیچ چیز مانند او نیست.
۲. نخستین تعین یا رکن پایدار آفرینش
در اوپانیشادها نیز آتمن در آغاز آفرینش، هنگامی که جز او چیزی نبود، به عنوان نخستین ظهور برهمن معرفی میشود؛ سپس از او دوگانگی و مراتب بعدی هستی پدید میآید (برهدآرنیکه ۱.۲ و ۱.۴). از این منظر، نسبت برهمن و آتمن شباهتی قابل توجه با نسبت «وو» و «یک» در فلسفهی وانگبی، و نیز نسبت «ای» با «تایجی» دارد.
در حکمت اسلامی نیز مفاهیمی مانند صادر اول، عقل اول، نور اقرب، حقیقت محمدیه یا نفس واحده، نخستین مرتبهی ظهور حقیقت الهی و آغازگر نظام آفرینش دانسته شدهاند؛ مرتبهای که از آن، مراتب بعدی هستی تحقق مییابند، بیآنکه حقیقتی مستقل در برابر ذات الهی باشد.
۳. جهان ظهور و تجلی
در سنتهای هندی و اسلامی نیز این مرتبه، عالم ظهور اسماء و صفات الهی، تجلیات بیشمار حقیقت واحد و جهان موجودات است؛ جهانی که کثرت آن در برابر حقیقت بنیادین قرار نمیگیرد، بلکه ظهور مراتب و شئون گوناگون همان حقیقت واحد است.
| مرتبه | چین | هند | اسلام |
|---|---|---|---|
| حقیقت بنیادین | 易 منشأ نور ماه / ای / دائو / وو | برهمن | ذات الهی |
| نخستین ظهور | 太極 ماه / بوای / تایجی / یک | آتمن | عقل اول / حقیقت محمدیه |
| جهان ظهور | پرتوها / بیانای / دههزار موجود | همهی موجودات (sarvāṇi bhūtāni) | عالم خلق، عالم اسماء و صفات |
همسانی سهمرتبهی ظهور «ای» در فلسفه و عرفان اسلامی
۱. وجود محض وبحت و صرف كه مرتبهی لا تعين، كنز مخفی، غيب الغيوب، عنقای مغرب، مقام لااسم و لارسم له است كه عبارت از همان ذات است.
۲. وجود مطلق كه عبارت است از وجود منبسط، حق مخلوق به، فيض مقدس و صادر اول است. وجود در اين مرتبه دارای ويژگی های زير است.
الف.لا به شرط است.
ب. صرافت محض ندارد.
ج. از حدود ماهوی بری است .
د. فعل حق است.
۳. وجود مقيد كه اثر حق تعالی و ما هوی است، متكثر است و در همهی ماهيات امكانی ساری است.
«ای»؛ حقیقت یگانهی هستی و مراتب ظهور آن
متون و منابع اصلی پژوهش
ایجینگ و دهبال (易經 / 十翼)
منبع اصلی مباحث هستیشناسی کنفوسیوسی، بهویژه عبارات «易有太極» و «生生之謂易».
لیهدْزو (列子)
کهنترین شاهد برای کاربرد هستیشناختی «ای» در مقام عالیترین مرتبهٔ هستی.
دائودهجینگ (道德經)
مبنای تطبیق ساختار «دائو ← یک ← دو ← سه ← همهٔ موجودات».
ایوی: رسالهٔ «شکافتن رمز چیئن» (易緯·乾鑿度)
مهمترین منبع پژوهش برای سه معنای «ای» و نظام «پنج تای».
شووِن جیهزی (說文解字)
یکی از مهمترین مستندات معنای «تغییر» برای ای، شرح واژگان شووِن از دورهی هان است که ایدهنگار «ای» را با تصویر «آفتابپرستی که پوست میاندازد» تفسیر میکند.
۲. منابع کلاسیک چینی
جانگژان (張湛)
کهنترین شرح برجایمانده بر لیهدْزو و منبع اصلی تفسیر «تایای».
جِنگشوئن (鄭玄)
از مهمترین مفسران کلاسیک که تعبیر «ایِ جیان» و خوانش سهگانهٔ «ای» را تثبیت کرده است.
وانگبی (王弼)
برای تبیین نسبت «وو»، «یک» و جهان کثرت در سنت فلسفی دائویی.
هان کانگبو (韓康伯)
از مهمترین شارحان ایجینگ و دهبال در سنت تفسیری وانگبی.
۳. پژوهشهای معاصر
اسماعیل رادپور
برای درک بهتر ایدهنگار کهن «ای»، معنای حقیقی آن و نقد برداشت رایج از معنای آن.
سید جلالالدین آشتیانی
برای تطبیق مفاهیم هستیشناختی سنت اسلامی با نتایج این پژوهش.
۴. منابع تطبیقی
اوپانیشادها، مخصوصاً بریهدآرنیکه
برای مقایسهٔ ساختار سهمرتبهای برهمن، آتمن و جهان موجودات.
سنت حکمت اسلامی
(بر پایهی قرآن، روایتهای معصومین و مفاهیم ارائه شده توسط عرفا و حکمای اسلامی؛ از جمله عزیزالدین نسفی، ابنعربی، سهروردی، ملاصدرا و آشتیانی)؛ برای مقایسهی هستیشناسی مطرح شده و مراتب حقیقت مطلق، نخستین تجلی و عالم کثرت.