درباره این کتاب
عنوان اصلی:
I Ging: Das Buch der Wandlungen
ایجینگ: کتاب تغییرات
نویسنده: ریچارد ویلهلم
ویلهلم ای جینگ را صرفاً کتابی برای پیشگویی نمیدانست، بلکه آن را بیان فشردهای از نگرش چینی به جهان، انسان و دگرگونی میشمرد؛ نگرشی که بر هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان و بر درک الگوهای تحول در طبیعت و زندگی تأکید دارد. از همین رو، ترجمهٔ او بیش از آنکه یک برگردان صرف از متن باشد، تلاشی برای انتقال روح سنت تفسیری چین به زبان و ذهنیت غربی بود.
شهرت جهانی این ترجمه تا اندازهٔ زیادی با استقبال و حمایت کارل گوستاو یونگ گره خورده است. یونگ که سالها با ویلهلم دوستی و همکاری داشت، برای ترجمهی کتابْ مقدمهای مشهور نوشت و ای جینگ را نمونهای برجسته از شیوهای متفاوت در فهم رابطهی میان رخدادها و معنا معرفی کرد؛ دیدگاهی که بعدها با نظریهٔ «همزمانی» (Synchronicity) او پیوند یافت. این مقدمه و نفوذِ فکریِ یونگْ موجب شد ای جینگ در جهانِ غربْ از قالب یک «کتاب فال شرقی» فراتر رود و بهعنوان اثری فلسفی، نمادین و روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
ترجمهٔ ویلهلم ـ که بعدها به وسیلهٔ کری باینز به انگلیسی برگردانده شد ـ همچنان یکی از پرخوانندهترین و تأثیرگذارترین ترجمههای ای جینگ در جهان غرب به شمار میآید و برای بسیاری از خوانندگان غربی، نخستین دریچهٔ آشنایی با این کتاب بوده است.
شش خطی 44
ملاقات، رویارویی، دیدار غیر منتظره (Gou)
اسامی و مفاهیم دیگر: به دیدار آمدن، نماد دیدار، رابطهی جنسی، شهوت، وسوسهی شهوترانی، وسواسهای فکری، افکار پیاپی آزاردهنده، قدرت گرفتن عنصر پست، نفوذ مردان پست، آب زیر کاه
معرفی
سنجش:
زنی نیرومند به پیش میآید، ولی او نباید با چنین زنی ازدواج کند.
رخ دادن چنین چیزی ممکن نیست مگر عنصر قدرتمند و روشنایی بخش (یانگ) هم به طرف او رفته و نیمی از راه را طی کند. این عنصر فرومایه به نظر بیآسیب و جذاب میرسد، به طوری که مرد از او لذت میبرد؛ آنقدر کوچک و ضعیف به نظر میرسد که او تصور میکند میتواند با او بازی کند بدون اینکه آسیبی به او برسد.
عنصر فرومایه فقط به این خاطر قدرت گرفته است که انسان برتر او را خطرناک نمیبیند و در نتیجه به او قدرت میدهد. اگر او از ابتدا مقاومت میکرد، (عنصر فرومایه) هرگز صاحب قدرت و نفوذ نمیشد.
زمان «به دیدار آمدن» از جنبهی دیگری هم مهم است. این یک قانون کلی است که ضعیف نباید به ملاقات قوی بیاید و مواقعی هست که این نکته اهمیت زیادی پیدا میکند. وقتی آسمان و زمین به دیدار یکدیگر میآیند، همهی موجودات کامیاب میشوند؛ وقتی شاهزاده و ملازمانش به دیدار یکدیگر میروند، نظم به جهان برمیگردد. این برای چیزهایی که پیوند و وابستگی متقابل مقرر شدهای دارند لازم و ضروری است که به سمت یکدیگر قدم بردارند. اما به هم پیوستن باید بدون انگیزههای پست پنهانی باشد، در غیر اینصورت نتیجهای جز آسیب و ضرر ندارد.
تصویر:
نگارهی «به دیدار آمدن».
شاهزاده هنگام ارسال و ابلاغ فرمانهایش اینگونه (همچون باد در زیر آسمان) عمل میکند.
آسمان بسیار دور از هرچیزی روی زمین است، اما با استفاده از باد آنها را به حرکت در میآورد. فرمانروا نیز از مردم دور است، اما با استفاده از قوانین و دستورات آنها را به حرکت در میآورد.
خط اول:
استقامت خوش اقبالی به بار میآورد.
اگر فرد به آن (تاریکی) اجازه دهد تا به مسیرش ادامه دهد، فرد بد اقبالی را تجربه میکند.
حتی خوکی لاغر هم قابلیت بروز خشمی غیر قابل کنترل را دارد.
خط دوم:
(اما ماهی برای پذیرایی از) مهمان هماهنگ و سودمند نیست.
*ماهی و هندوانه استعاره از تاریکی است
خط سوم:
اگر او به خطر آگاه باشد، اشتباه بزرگی ایجاد نخواهد شد.
خوشبختانه شرایط مانع این اتفاق میشود؛ شما دوست دارید این کار را انجام دهید، اما نمیتوانید. این اتفاق منجر به عدم توانایی در تصمیم گیری در شما میشود. اما اگر دید واضحی از خطری که شما را تهدید میکند به دست بیاورید، امید این میرود که از ارتکاب خطاهای جدیتر جلوگیری کنید.
خط چهارم:
این منجر به بدبختی میشود.
*ماهی و هندوانه استعاره از تاریکی است
خط پنجم:
خطوط مخفی.
سپس این از آسمان در دامن کسی میفتد.
*ماهی و هندوانه استعاره از تاریکی است
این وضعیتی است که فردی خوش رفتار، قدرتمند، برتر به مراقبت و محافظت از چیزها یا افرادی پست و فرومایه در زیر پرچم خود میپردازد. او خط مشی محکم و زیبایی درون خود و برای خود دارد، ولی به آنها فشار نمیآورد (که مانند او باشند).
او این افراد و زیردستانش را با رفتارهای ظاهری و نصیحت کردن آزار نمیدهد، بلکه آنها را کاملاً آزاد میگذارد و به نیروی متحول کنندهی یک شخصیت قوی اعتماد میکند تا آنها صرفاً با بودن در کنار او متحول شوند. و ببینید! سرنوشت بسیار موافق است. این افراد فرومایه از او تأثیر میپذیرند و همچون میوهی رسیدهای که در دامن کسی میافتد، جذب منش و خلق و خوی او میشوند.
خط ششم:
سرافکندگی.
(با اینحال) سرزنشی نیست.
چنین افرادی به خاطر مغرور و سرد بودن سرزنش میشوند، اما از آنجا که هیچ پیوندی با فعالیتهای این دنیا ندارند، این سرزنشها اهمیت خاصی برای آنها ندارد. آنها به خوبی میدانند که با ناخوشنودی عموم مردم چگونه برخورد کنند.
گفتارهای شش خطی 44
هنگامی که شاه ون این وضعیت را مشاهده کرد، هوشیاری خود را افزایش داد. او دریافت که فردی نالایق در حال نفوذ به دربار است. تأثیرات منفی در حال رشد، یکی پس از دیگری افراد شایسته را کنار میزند. گرچه تاریکی و دشواریها از بین رفتهاند، اما تأثیرات منفی آنها هنوز کاملاً محو نشده است. این تأثیرات در حال نفوذ به بخشهای مختلف هستند. باید از این روند آگاه بود و فوراً اقدامات پیشگیرانهای برای جلوگیری از بدبختی احتمالی انجام داد. از این رو، سنجش از شاه ون و متن خطوط از «خردمند ژو» پر از هشدار است. اما تفسیرهای کنفوسیوس همچنان بر جنبهی مثبت تأکید دارند. (هوآنگ)
«زنانگی با خواست خود به دیدار مردانگی میآید». این وضعیتی ناپسند و خطرناک است و ما باید عواقب احتمالی چنین رفتاری را درک کرده و فوراً از به وقوع پیوستن آن جلوگیری کنیم.
این ششخطی با اواخر بهار و آغاز تابستان پیوند دارد، چون هنگام انقلاب تابستانی کم کم اصل تاریکی بار دیگر بالا میآید.