درباره این کتاب
اطلاعات بیشتری درباره این کتاب ثبت نشده است.
شش خطی 56
سفر کردن (Lǚ)
اسامی و مفاهیم دیگر: مسافر، غریبه، گذر کردن، ناپایداری، سرگردان، مهمانخانه، سفر، تبعید، بیگانه، بی خانمان، تنها، رویارویی با ناشناختهها، نماد مسافر، خانه به دوش
سیر معنایی:
در ۵۵، دستاوردهای تحولاتی که از ۴۹ و ۵۰ آغاز شده بود به شکوفایی و پختگی میرسد؛ اما این پایان راه نیست و انسان باید از دلبستگی به جایگاه و داشتههای کنونی دست بردارد و بار دیگر غریبهی دیار ناشناختهها شود.
معرفی
گفتارهای شش خطی 56
به دلیل بیرون بودن، یک ماجرا را سفر مینامند. هنگام سفر، انعطافپذیر بودن بهترین و مهمترین چیز است و در بهکارگیری انعطافپذیری، متعادل بودن بهترین چیز است. هنگامی که متعادل باشیم، میتوانیم با قدرت هماهنگ شویم، بهگونهای که جایی در جهان نباشد که بودن در آن دشوار باشد. با حفظ آرامش خود میتوانیم هرجا که هستیم، در آسودگی باشیم. با ماندن با درک درست، میتوان فرصتها را دید و عمل کرد.
درستی این سفر همان درستی آفریننده(ششخطی ۱)، پذیرنده(ششخطی دوم) و کل فرآیند(ششخطیهای ۳ تا ۶۴) است. حکیمان فرزانه در تمام دورانها، از امپراتورها تا عوام، همهی سفر را کاملاً از منظر درستی آفریننده، پذیرنده و کل فرآیند در نظر گرفتهاند، بنابراین هنگامی که سفر میکنند، کاملاً درستی آفریننده، درستی پذیرنده و درستی کل فرآیند را درک میکنند. چگونه کسی میتواند آنقدر بیاحتیاط باشد که اهمیت بزرگ زمانی که در آن هست را نادیده بگیرد؟ (چیشو)
در میان انواع سفرهایی که در این شش خط نشان داده شدهاند، گاهی سفر درونی است، گاهی بیرونی؛ گاهی در سفر سختی وجود دارد، گاهی نرمی. سکون و آرامیدگی در درون و سفر در بیرون تنها در یینِ جایگاه دوم یافت میشود. خالی کردن خویش و سفر به سوی دیگران تنها در یینِ جایگاه پنجم است. کسانی که این راه را میشناسند، میتوانند با جهان تعامل کنند بیآنکه آن را نابود سازند، و میتوانند از جهان فراتر روند در حالی که در آن باقی میمانند. (ییمینگ)
اما پویندگان راهِ دائو باید نخست امور دنیوی را دریابند و گذرا بودن همهی شرایط و همهی موجودات را ببینند، بدون آنکه با مجذوب شدن و لذت بردن از باطل(فانی، ناپایدار، گذرا) به حق(پایدار، همیشگی) آسیب برسانند یا درون را به سبب بیرون دچار آشفتگی سازند. (ییمینگ)
واژهشناسی و مفهوم کلیدی (旅 Lǚ):
«لو 旅 Lǚ» بر اساس کتیبههای مفرغی دوران جو تصویری مرتبط با «حرکت گروهی از انسانها» است که برخی از پژوهشگران، جزء بالایی نویسه را «یک نشانهی نظامی یا پرچم» میدانند که این گروه به دنبال آن در حرکتند. در متون جو نیز، 旅 اغلب برای اشاره به یک گروه سازمانیافته، بهخصوص نیروی نظامی، به کار میرود.در همین راستا، معنای واژه از «گروه همراه و در حال حرکت» به «مسافر بودن، دور بودن از جایگاه اصلی و اقامت موقت در سرزمینی دیگر» تحول یافته است.
از این رو، 旅 تنها سفر بیرونی نیست، بلکه بیانگر انسانی است که در شرایطی تازه و ناآشنا قرار گرفته است. با توجه به نام و ساختار در این وضعیت، فرد باید غریبه بودن خود را به رسمیت بشناسد، به موقتی بودن جایگاه خود آگاه باشد و بدون انتظار از دیگران یا وابستگی به آنها، با احتیاط و هوشمندانه رفتار کند؛ زیرا غریبهای در سرزمینهای ناشناخته است و باید خودبسنده و خوشرفتار بماند.
ساختارشناسی: کوه (☶) در پایین، آتش (☲) در بالا
در این ساختار، سکون و آرامش کوه در پایین (عمق ذهن و اراده)، روشنایی و فهم درست آتش در بالا (هوشیاری و عملکرد) را افزایش میدهد؛ و شفافیت آتش، سکوت و آگاهی کوه را تثبیت میکند.در این مسیر، کوه در پایین (☶) نمایانگر آرامش درونی و ارادهای استوار است که در دام هوسها نمیافتد و تحت تأثیر بیرون، از خود بیخود نمیشود؛ از این رو آگاهانه، محتاطانه و بهجا میاندیشد و عمل میکند.
آتش در بالا (☲) ذهنی پرورشیافته را نشان میدهد که فهمی درست و شفاف از وضعیت دارد، دیگران را به خوبی درک میکند و با خوشرفتاری ارتباطی مؤثر برقرار میسازد.
به این ترتیب فرد کوهی از فضایل دارد که حتی در سرزمینهای ناشناخته میدرخشد.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
مسافر میداند اینجا خانهی دائمی او نیست و هر شخص یا موقعیتی برای او تازه و ناآشناست. از این رو بزرگی کردن برای او و جایگاهش مناسب نیست و بهتر است کوچکی کند؛ یعنی انجام کارهای بزرگ یا تغییر دادن اوضاع بیرونی هماهنگ نیست و بهتر است به جای خودنمایی و ابراز دانایی، با فروتنی به یادگیری و پرورش فضایل رفتاری بپردازد. اینگونه میتواند از طریق تجربههای تازه رشد کند.همهجا خانه و همهکس دوست چنین انسان باوقار، فروتن، فهمیده و خوشرفتاری است.
اما کسی که سطحینگر و متکبر است، با پرداختن به امور بیاهمیت یا رفتار گستاخانه خود را درگیر مشاجرات و پیشامدهای نامطلوب میکند.
زندگی در دنیا نیز یک سفر است و پرورش این ویژگیها، پیمودن آن را آسانتر میکند.