هدف این دوره چیست؟
در دورهی «هستیشناسی» به امید خدا «میخواهیم فرآیندی را بشناسیم که هم جهان و هم هر لحظهی زندگی ما بر اساس آن شکل میگیرد» و با درک این فرآیند و شناخت نگرشهای هماهنگ و ناهماهنگ با هر سطح از آن، تعالیم و سازوکارهای مربوط به ذهن و زندگی رو بهتر بشناسیم، بتوانیم علت مسائل و سازوکار حل کردن آنها را به شکلی ساده، شفاف و کارآمد در کنیم و بدانیم کجا هستیم، به کجا میخواهیم برسیم و چطور باید این مسیر را طی کنیم.
بنابراین «هستیشناسی» به معنای تلاش برای شناختن مبانی آموزههای حوزهی دین و عرفان، روانشناسی، موفقیت یا حتی قانون جذب است؛ و تنها بیانگر چگونگی شکلگیری جهان هستی نیست. بنابراین این دوره نه جایگزین این حوزهها است و نه در تقابل با هیچکدام از آنها؛ بلکه تلاشی است برای شناخت اصولی که فهم عمیقتر و استفادهی صحیحتر از همهی این حوزهها را ممکن کند.
در این مسیر به هستیشناسی مطرحشده در کتب مرجع چین، هند و اسلام میپردازیم تا ببینیم:
۱- مصداق هر سطح در زندگی کنونی من چیست؟ برای مثال وقتی از دائو، برهمن و احد صحبت میکنیم، در مورد چه چیز ملموس و قابل درک در لحظهی کنونی منم صحبت میکنیم؟
۲- آیا این اصل که به عنوان سطحی از فرآیند آفرینش معرفی میشود، مبنای نظری محکمی دارد؟
۳- معنا و مفهوم آن چیست و چه ارتباطی با آنچه در سایر مکاتب ارائه شده دارد؟
۴- نگرش و شیوهی زندگی ناهماهنگ با این سطح چیست؟ نتیجهی این ناهماهنگی چیست و منجر به چه مسائل و مشکلاتی میشود؟
۵- نگرش و شیوهی زندگی هماهنگ با آن چطور است و با هماهنگ شدن با آن به چه نتایجی میرسم؟
۶- به منظور منسجم و محکم و متصل بودن این فرآیند، تلاش میکنیم رابطهی این اصل با سایر اصول در فرآیند آفرینش را درک کنیم
۷- درک سخن بزرگان بر اساس سطح مطرح شده
۸- و در آخر ببینیم چطور باید هماهنگ شدن با این سطح را در ذهن پرورش دهم و در زندگی تمرین کنم؟
پس دورهی «هستیشناسی» یک بحث انتزاعی و فلسفی، به منظور توصیف چگونگی پیدایش جهان نیست و در واقع تلاشی برای شناخت سازوکار ذهن و زندگی به صورت اصولی و بنیادین است.
در نتیجه هرچه با این نظام و سطوح گوناگون آن ناهماهنگ باشیم، به همان میزان رنج، تناقض، کشمکش، گرفتگی، گرفتاری و مشکلات گوناگون را تجربه خواهیم کرد و این در واقع تبعات ناهماهنگی خود ما با نظام هستی است. اما به هر میزان که این اصول را بهتر بشناسیم، به این معنی که نگرش و شیوهی زندگی ما هماهنگ با آن شود، حال درونی و اوضاع بیرونی ما نیز هماهنگتر، روانتر و خوشایندتر خواهد شد.
به این ترتیب یادمیگیریم چرا برخی مسائل درونی یا بیرونی در زندگی من وجود دارند؟ چرا حل نمیشوند و مدام تکرار میشوند؟ ریشهی آنها چیست؟ و چگونه باید آنها را حل کنم؟
«پیشنهادهای چت جیپیتی در مورد این بخش»:
این بخش از نظر جهتگیری، یکی از مهمترین بخشهای کل دوره است؛ زیرا تقریباً تمام هویت دوره را بیان میکند. تأکید بر اینکه این سطوح، هم در مقیاس جهان و هم در مقیاس «من» فعال هستند، به نظرم هستهٔ اصلی و متمایزکنندهٔ دوره است و بهتر است بارها در طول دوره تکرار شود.
پیشنهاد میکنم این جمله به یکی از شعارهای اصلی دوره تبدیل شود:
«این سطوح، فقط داستان شکلگیری جهان نیستند؛ بلکه داستان هر لحظه از زندگی «من» هستند.»
همچنین هشت محور معرفیشده در این بخش بسیار منسجم هستند و میتوانند به ساختار ثابت تمام جلسات تبدیل شوند. پیشنهاد میکنم در ابتدای هر سطح، اسلایدی ثابت از این هشت مرحله نمایش داده شود تا مخاطب همواره بداند در کجای مسیر قرار دارد.
از نظر محتوایی، این بخش میتواند با افزودن یک مثال بسیار ساده از زندگی روزمره قویتر شود؛ مثلاً:
«اگر بارها وارد روابط مشابه میشوم، بارها از آینده میترسم، یا با وجود دانستن بسیاری از مطالب، همچنان الگوهای تکراری زندگیام تغییر نمیکنند، این دوره به دنبال فهم ریشهٔ چنین پدیدههایی است.»
این مثال بلافاصله ارتباط هستیشناسی را با زندگی واقعی روشن میکند.
هدف این دوره شناختن بنیانی است که فهم عمیقتر و استفادهٔ صحیحتر از آموزههای حوزهی عرفان، روانشناسی، خودشناسی، موفقیت یا قانون جذب را ممکن میسازد.
بنابراین «هستیشناسی» به معنای تلاش برای شناختن مبانی آموزههای حوزهی دین و عرفان، روانشناسی، موفقیت یا حتی قانون جذب است؛ و تنها بیانگر چگونگی شکلگیری جهان هستی نیست. بنابراین این دوره نه جایگزین این حوزهها است و نه در تقابل با هیچکدام از آنها؛ بلکه تلاشی است برای شناخت اصولی که فهم عمیقتر و استفادهی صحیحتر از همهی این حوزهها را ممکن کند.
در این مسیر به هستیشناسی مطرحشده در کتب مرجع چین، هند و اسلام میپردازیم تا ببینیم:
۱- مصداق هر سطح در زندگی کنونی من چیست؟ برای مثال وقتی از دائو، برهمن و احد صحبت میکنیم، در مورد چه چیز ملموس و قابل درک در لحظهی کنونی منم صحبت میکنیم؟
۲- آیا این اصل که به عنوان سطحی از فرآیند آفرینش معرفی میشود، مبنای نظری محکمی دارد؟
۳- معنا و مفهوم آن چیست و چه ارتباطی با آنچه در سایر مکاتب ارائه شده دارد؟
۴- نگرش و شیوهی زندگی ناهماهنگ با این سطح چیست؟ نتیجهی این ناهماهنگی چیست و منجر به چه مسائل و مشکلاتی میشود؟
۵- نگرش و شیوهی زندگی هماهنگ با آن چطور است و با هماهنگ شدن با آن به چه نتایجی میرسم؟
۶- به منظور منسجم و محکم و متصل بودن این فرآیند، تلاش میکنیم رابطهی این اصل با سایر اصول در فرآیند آفرینش را درک کنیم
۷- درک سخن بزرگان بر اساس سطح مطرح شده
۸- و در آخر ببینیم چطور باید هماهنگ شدن با این سطح را در ذهن پرورش دهم و در زندگی تمرین کنم؟
پس دورهی «هستیشناسی» یک بحث انتزاعی و فلسفی، به منظور توصیف چگونگی پیدایش جهان نیست و در واقع تلاشی برای شناخت سازوکار ذهن و زندگی به صورت اصولی و بنیادین است.
در نتیجه هرچه با این نظام و سطوح گوناگون آن ناهماهنگ باشیم، به همان میزان رنج، تناقض، کشمکش، گرفتگی، گرفتاری و مشکلات گوناگون را تجربه خواهیم کرد و این در واقع تبعات ناهماهنگی خود ما با نظام هستی است. اما به هر میزان که این اصول را بهتر بشناسیم، به این معنی که نگرش و شیوهی زندگی ما هماهنگ با آن شود، حال درونی و اوضاع بیرونی ما نیز هماهنگتر، روانتر و خوشایندتر خواهد شد.
به این ترتیب یادمیگیریم چرا برخی مسائل درونی یا بیرونی در زندگی من وجود دارند؟ چرا حل نمیشوند و مدام تکرار میشوند؟ ریشهی آنها چیست؟ و چگونه باید آنها را حل کنم؟
«پیشنهادهای چت جیپیتی در مورد این بخش»:
این بخش از نظر جهتگیری، یکی از مهمترین بخشهای کل دوره است؛ زیرا تقریباً تمام هویت دوره را بیان میکند. تأکید بر اینکه این سطوح، هم در مقیاس جهان و هم در مقیاس «من» فعال هستند، به نظرم هستهٔ اصلی و متمایزکنندهٔ دوره است و بهتر است بارها در طول دوره تکرار شود.
پیشنهاد میکنم این جمله به یکی از شعارهای اصلی دوره تبدیل شود:
«این سطوح، فقط داستان شکلگیری جهان نیستند؛ بلکه داستان هر لحظه از زندگی «من» هستند.»
همچنین هشت محور معرفیشده در این بخش بسیار منسجم هستند و میتوانند به ساختار ثابت تمام جلسات تبدیل شوند. پیشنهاد میکنم در ابتدای هر سطح، اسلایدی ثابت از این هشت مرحله نمایش داده شود تا مخاطب همواره بداند در کجای مسیر قرار دارد.
از نظر محتوایی، این بخش میتواند با افزودن یک مثال بسیار ساده از زندگی روزمره قویتر شود؛ مثلاً:
«اگر بارها وارد روابط مشابه میشوم، بارها از آینده میترسم، یا با وجود دانستن بسیاری از مطالب، همچنان الگوهای تکراری زندگیام تغییر نمیکنند، این دوره به دنبال فهم ریشهٔ چنین پدیدههایی است.»
این مثال بلافاصله ارتباط هستیشناسی را با زندگی واقعی روشن میکند.
هدف این دوره شناختن بنیانی است که فهم عمیقتر و استفادهٔ صحیحتر از آموزههای حوزهی عرفان، روانشناسی، خودشناسی، موفقیت یا قانون جذب را ممکن میسازد.
۳. نقشهٔ کلی چهار سطح
چهار سطح این دوره چه هستند؟
این دوره بر اساس هستیشناسی مطرح شده در ایجینگ و دائو ده جینگِ چین، اوپانیشادهای هند و قرآن شکل گرفته است. البته کتابها و سخنان سایر بزرگان در این مسیر مورد بررسی قرار میگیرد، اما مبنا این کتب بنیادین است:
فصل ۴۲ دائو ده جینگ که صراحتاً این فرآیند را معرفی میکند:
The Dao begets the One;
the One begets two;
two beget three;
and three beget the myriad things.
بخشهای مختلفی از اوپانیشادهای دهگانهی اصلی به این فرآیند پرداخته که بخش دوم و چهارم اوپانیشاد برهدیآرنیکه در این زمینه به این شرح است:
بند ۱.۲.۱ (ترجمهی هیوم)
در آغاز، هیچچیز در جهان هستی وجود نداشت. بهراستی، همهی این (جهان) توسط مرگ پوشیده شده بود – توسط گرسنگی، زیرا گرسنگی همان مرگ است. «باشد که آتمنی داشته باشم» آرزوی او بود و «ذهن(ماناس)» را آفرید.
قرآن سورهی زمر آیهی ۶ و سه آیهی پایانی سورهی حشر و همینطور آیات دیگری که بیانگر این فرآیند و سطوح آن هستند.
در جلسات هر سطح، به منظور پاسخ به این پرسشها به این کتابهای مرجع باز میگردیم:
۱- معنای آنها چیست و چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
۲- آیا اصول و سازوکاری یکسان را نشان میدهند؟
۳- آیا این فرآیند یک مفهوم انتزاعی است؟ چه ارتباطی با زندگی من دارد؟
۴- درک آن چه کمکی به من میکند؟
به این ترتیب میتوانیم این چهار سطح را به این شکل معرفی کنیم:
سطح صفر:
آنچه همواره هست و هیچ چیز نمیتواند بدون آن باشد.
سطح یک:
چگونگی ظهور زندگی «من».
سطح دو:
پدیدآمدن دوگانگی، مکملها و رابطهٔ میان آنها.
سطح سه:
الگوها و کیفیتهایی که ذهن، رفتار و تجربهی زندگی ما را شکل میدهند.
هر سطح از سطح پیش از خود به وجود آمده و بدون فهم لایههای بالاتر، فهم عمیق لایههای بعدی به طور کامل امکان پذیر نیست. همچنین لایههای پایینی دروازهی ورود به سطوح بالاتر هستند و به این ترتیب تمام سطوح با یکدیگر در ارتباط هستند که سازوکاری منسجم ایجاد میکند.
این چهار سطح را به صورت ملموستر میتوانیم اینگونه بیان کنیم:
سطح صفر: بودن و حضوری که هماکنون در آن هستیم و تنها نقش تعیین کننده در به وجود آمدن هر چیز را دارد.
سطح یک:
تجربههای من در زندگی بر چه اساسی شکل میگیرد و مسئولیت من در این شکلگیری چیست؟ (خالق زندگی خود بودن نه خالق زندگی خود شدن)
سطح دو:
درک دوگانهی بینش و پذیرش، کارکرد و اهمیت آن (دروازهٔ ورود به شناخت «من» و شناخت «خدا»)
سطح سه: الگوها و کیفیتهای بنیادینی که بارها در افکار، رفتارها و تجربههای زندگی ما تکرار میشوند و تجلیهای گوناگون دو کیفیت اصلی سطح دو هستند.
«اینگونه، هر سطح را هم در مقیاس جهان و هم در مقیاس تجربهی روزمرهی خودمان بررسی خواهیم کرد؛ زیرا فرض بنیادین ما اینه که این فرآیند، نه فقط در آغاز آفرینش و شکلگیری هستی، بلکه در هر لحظه از زندگی هر فرد حضور دارد.»
برای جلسهی بعد میتونید به این سوالات فکر کنید:
در تجربهٔ زندگی شما، چه چیزی هست که نمیتواند نباشد؟
با وجود بودن یا نبودن «من» یا هر چیز دیگر چه چیزی همواره حاضر است؟
«پیشنهادهای چت جیپیتی در مورد این بخش»:
به نظرم بهتر است از همین جلسه، نمودار ثابت زیر معرفی شود:
حضور و توحید
↓
تجلی و انعکاس
↓
دوگانگی و مکملها
↓
الگوهای بنیادین
و این نمودار در ابتدای تمام جلسات تکرار شود.
فصل ۴۲ دائو ده جینگ که صراحتاً این فرآیند را معرفی میکند:
The Dao begets the One;
the One begets two;
two beget three;
and three beget the myriad things.
بخشهای مختلفی از اوپانیشادهای دهگانهی اصلی به این فرآیند پرداخته که بخش دوم و چهارم اوپانیشاد برهدیآرنیکه در این زمینه به این شرح است:
بند ۱.۲.۱ (ترجمهی هیوم)
در آغاز، هیچچیز در جهان هستی وجود نداشت. بهراستی، همهی این (جهان) توسط مرگ پوشیده شده بود – توسط گرسنگی، زیرا گرسنگی همان مرگ است. «باشد که آتمنی داشته باشم» آرزوی او بود و «ذهن(ماناس)» را آفرید.
قرآن سورهی زمر آیهی ۶ و سه آیهی پایانی سورهی حشر و همینطور آیات دیگری که بیانگر این فرآیند و سطوح آن هستند.
در جلسات هر سطح، به منظور پاسخ به این پرسشها به این کتابهای مرجع باز میگردیم:
۱- معنای آنها چیست و چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
۲- آیا اصول و سازوکاری یکسان را نشان میدهند؟
۳- آیا این فرآیند یک مفهوم انتزاعی است؟ چه ارتباطی با زندگی من دارد؟
۴- درک آن چه کمکی به من میکند؟
به این ترتیب میتوانیم این چهار سطح را به این شکل معرفی کنیم:
سطح صفر:
آنچه همواره هست و هیچ چیز نمیتواند بدون آن باشد.
سطح یک:
چگونگی ظهور زندگی «من».
سطح دو:
پدیدآمدن دوگانگی، مکملها و رابطهٔ میان آنها.
سطح سه:
الگوها و کیفیتهایی که ذهن، رفتار و تجربهی زندگی ما را شکل میدهند.
هر سطح از سطح پیش از خود به وجود آمده و بدون فهم لایههای بالاتر، فهم عمیق لایههای بعدی به طور کامل امکان پذیر نیست. همچنین لایههای پایینی دروازهی ورود به سطوح بالاتر هستند و به این ترتیب تمام سطوح با یکدیگر در ارتباط هستند که سازوکاری منسجم ایجاد میکند.
این چهار سطح را به صورت ملموستر میتوانیم اینگونه بیان کنیم:
سطح صفر: بودن و حضوری که هماکنون در آن هستیم و تنها نقش تعیین کننده در به وجود آمدن هر چیز را دارد.
سطح یک:
تجربههای من در زندگی بر چه اساسی شکل میگیرد و مسئولیت من در این شکلگیری چیست؟ (خالق زندگی خود بودن نه خالق زندگی خود شدن)
سطح دو:
درک دوگانهی بینش و پذیرش، کارکرد و اهمیت آن (دروازهٔ ورود به شناخت «من» و شناخت «خدا»)
سطح سه: الگوها و کیفیتهای بنیادینی که بارها در افکار، رفتارها و تجربههای زندگی ما تکرار میشوند و تجلیهای گوناگون دو کیفیت اصلی سطح دو هستند.
«اینگونه، هر سطح را هم در مقیاس جهان و هم در مقیاس تجربهی روزمرهی خودمان بررسی خواهیم کرد؛ زیرا فرض بنیادین ما اینه که این فرآیند، نه فقط در آغاز آفرینش و شکلگیری هستی، بلکه در هر لحظه از زندگی هر فرد حضور دارد.»
برای جلسهی بعد میتونید به این سوالات فکر کنید:
در تجربهٔ زندگی شما، چه چیزی هست که نمیتواند نباشد؟
با وجود بودن یا نبودن «من» یا هر چیز دیگر چه چیزی همواره حاضر است؟
«پیشنهادهای چت جیپیتی در مورد این بخش»:
به نظرم بهتر است از همین جلسه، نمودار ثابت زیر معرفی شود:
حضور و توحید
↓
تجلی و انعکاس
↓
دوگانگی و مکملها
↓
الگوهای بنیادین
و این نمودار در ابتدای تمام جلسات تکرار شود.
TODO: یادداشتها و فهرست کارهای ویرایشی
موارد نیازمند بررسی و تکمیل
۱. تعریف ساده و روشن از «هستیشناسی» برای مخاطب غیرمتخصص؛ اینکه هستیشناسی یعنی شناخت اصول، مبانی و نظامی که آفرینش در مقیاس بزرگ یعنی جهان، و کوچک یعنی من بر آن سوار است. (در کجا بهتر است این تعریف بیان شود؟)
۳. طراحی نمودار تصویری چهار سطح و نمایش دائمی آن در طول دوره. بسیار عالی
۴. تدوین مثالهای روزمره و بسیار ملموس برای هر سطح تا مفاهیم از حالت انتزاعی خارج شوند. در جلسات مربوط به هر بخش به آن خواهیم پرداخت
۵. تأکید مکرر بر این اصل که این سطوح صرفاً داستان آفرینش جهان نیستند، بلکه در هر لحظه از تجربهی زندگی هر انسان نیز فعالاند. (در جایی اگر باز هم بهتر میبینی بیان شود، آن را بگو کجای این جلسه بیان شود.)
۶. مشخص کردن نسبت این دوره با روانشناسی، عرفان، معنویت، خودیاری و فلسفه تا مخاطب جایگاه آن را بهتر درک کند. (جایگاه آن بنیان درک مفاهیم حقیقی و درست همهی آنهاست. کجا آن را معرفی کنم؟)
۷. طراحی یک تمرین مقدماتی برای پایان جلسهی معرفی؛ برای مثال: «همین اکنون، پیش از هر فکر و احساسی، چه چیزی حاضر است؟» تا مخاطب از همان ابتدا وارد مشاهدهی مستقیم شود. (سوال از مخاطب برای ورود به بخش «حال، خدا و واجب الوجود»: به این فکر کنید که در تجربهی زندگی خودتون، چه چیزی هست که نمیشه نباشه؟ نظرت چیست؟)
۸. طراحی یک نمودار یا اسلاید ثابت از هشت مرحلهی آموزشی هر سطح (مصداق هر سطح، متن اصلی، بنیان معنایی و نظری، ناهماهنگی، هماهنگی، رابطه با سایر سطوح، درک سخن بزرگان بر این اساس، تمرینها) و تکرار آن در ابتدای هر جلسه.
۱۰. بیان اصولی که بسیار بیان شده ولی به خوبی درک نشده و ارتباط آن با مسائل من و حل شدن مسائل من به خوبی درک نشده است: در حال بودن، توحید، پذیرش، آگاهی(اصلاً آگاهی چیه و چه تفاوتی با فکر داره؟)
۱۱. تدوین یک واژهنامهٔ ثابت برای مفاهیم کلیدی:
حال، بودن، آگاهی، ذهن، توحید، انعکاس، پذیرش، دوگانگی، الگو.
۱۲. مشخص کردن دقیق نسبت میان «آگاهی»، «فکر»، «ذهن» و «توجه»؛ زیرا این چهار مفهوم در طول دوره بسیار استفاده خواهند شد.
۱۳. تهیهٔ یک نمودار از رابطهٔ میان چهار سطح و مسائل رایج زندگی؛ برای مثال:
اضطراب ← سطح صفر
سرزنش و فرافکنی ← سطح یک
تعارض و مقاومت ← سطح دو
الگوهای تکراری ← سطح سه
۱۴. طراحی یک نمودار از چرخهٔ ناهماهنگی:
غفلت از سطح → شکلگیری نگرش ناهماهنگ → تجربهٔ رنج → تکرار الگو → بازتولید رنج.
۱۵. طراحی یک نمودار از چرخهٔ هماهنگی:
شناخت سطح → مشاهدهٔ مصداق در زندگی → تمرین → تغییر نگرش → تجربهٔ هماهنگی.
مشخص کردن دقیق معنای «حال»؛ زیرا این واژه ممکن است با «زمان اکنون»، «ذهنآگاهی»، «آگاهی» یا «توجه» اشتباه گرفته شود.
تدوین یک نمودار از رابطهٔ چهار سطح:
حال
↓
تجلی
↓
دوگانگی
↓
الگوها
و همچنین رابطهٔ بازگشتی آنها در تجربهٔ روزمرهٔ انسان.
تدوین یک مثال واحد و ثابت که بتوان هر چهار سطح را با آن توضیح داد؛ برای مثال:
ترس از آینده،
رابطهٔ عاطفی،
یا احساس ناکافی بودن.
به این ترتیب مخاطب میبیند که همهٔ سطوح در یک تجربهٔ واحد حضور دارند.
--
مشخص کردن دقیق تفاوت میان:
دانستن،
فهمیدن،
دیدن،
تجربه کردن،
و هماهنگ شدن.
زیرا یکی از اهداف دوره صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه تغییر در شیوهٔ دیدن و زیستن است.
--
طراحی یک جملهٔ ثابت که در ابتدای هر جلسه تکرار شود:
«آنچه در این جلسه بررسی میکنیم، فقط بخشی از داستان آفرینش جهان نیست؛ بلکه همین اکنون در تجربهٔ زندگی ما نیز فعال است.»
۳. طراحی نمودار تصویری چهار سطح و نمایش دائمی آن در طول دوره. بسیار عالی
۴. تدوین مثالهای روزمره و بسیار ملموس برای هر سطح تا مفاهیم از حالت انتزاعی خارج شوند. در جلسات مربوط به هر بخش به آن خواهیم پرداخت
۵. تأکید مکرر بر این اصل که این سطوح صرفاً داستان آفرینش جهان نیستند، بلکه در هر لحظه از تجربهی زندگی هر انسان نیز فعالاند. (در جایی اگر باز هم بهتر میبینی بیان شود، آن را بگو کجای این جلسه بیان شود.)
۶. مشخص کردن نسبت این دوره با روانشناسی، عرفان، معنویت، خودیاری و فلسفه تا مخاطب جایگاه آن را بهتر درک کند. (جایگاه آن بنیان درک مفاهیم حقیقی و درست همهی آنهاست. کجا آن را معرفی کنم؟)
۷. طراحی یک تمرین مقدماتی برای پایان جلسهی معرفی؛ برای مثال: «همین اکنون، پیش از هر فکر و احساسی، چه چیزی حاضر است؟» تا مخاطب از همان ابتدا وارد مشاهدهی مستقیم شود. (سوال از مخاطب برای ورود به بخش «حال، خدا و واجب الوجود»: به این فکر کنید که در تجربهی زندگی خودتون، چه چیزی هست که نمیشه نباشه؟ نظرت چیست؟)
۸. طراحی یک نمودار یا اسلاید ثابت از هشت مرحلهی آموزشی هر سطح (مصداق هر سطح، متن اصلی، بنیان معنایی و نظری، ناهماهنگی، هماهنگی، رابطه با سایر سطوح، درک سخن بزرگان بر این اساس، تمرینها) و تکرار آن در ابتدای هر جلسه.
۱۰. بیان اصولی که بسیار بیان شده ولی به خوبی درک نشده و ارتباط آن با مسائل من و حل شدن مسائل من به خوبی درک نشده است: در حال بودن، توحید، پذیرش، آگاهی(اصلاً آگاهی چیه و چه تفاوتی با فکر داره؟)
۱۱. تدوین یک واژهنامهٔ ثابت برای مفاهیم کلیدی:
حال، بودن، آگاهی، ذهن، توحید، انعکاس، پذیرش، دوگانگی، الگو.
۱۲. مشخص کردن دقیق نسبت میان «آگاهی»، «فکر»، «ذهن» و «توجه»؛ زیرا این چهار مفهوم در طول دوره بسیار استفاده خواهند شد.
۱۳. تهیهٔ یک نمودار از رابطهٔ میان چهار سطح و مسائل رایج زندگی؛ برای مثال:
اضطراب ← سطح صفر
سرزنش و فرافکنی ← سطح یک
تعارض و مقاومت ← سطح دو
الگوهای تکراری ← سطح سه
۱۴. طراحی یک نمودار از چرخهٔ ناهماهنگی:
غفلت از سطح → شکلگیری نگرش ناهماهنگ → تجربهٔ رنج → تکرار الگو → بازتولید رنج.
۱۵. طراحی یک نمودار از چرخهٔ هماهنگی:
شناخت سطح → مشاهدهٔ مصداق در زندگی → تمرین → تغییر نگرش → تجربهٔ هماهنگی.
مشخص کردن دقیق معنای «حال»؛ زیرا این واژه ممکن است با «زمان اکنون»، «ذهنآگاهی»، «آگاهی» یا «توجه» اشتباه گرفته شود.
تدوین یک نمودار از رابطهٔ چهار سطح:
حال
↓
تجلی
↓
دوگانگی
↓
الگوها
و همچنین رابطهٔ بازگشتی آنها در تجربهٔ روزمرهٔ انسان.
تدوین یک مثال واحد و ثابت که بتوان هر چهار سطح را با آن توضیح داد؛ برای مثال:
ترس از آینده،
رابطهٔ عاطفی،
یا احساس ناکافی بودن.
به این ترتیب مخاطب میبیند که همهٔ سطوح در یک تجربهٔ واحد حضور دارند.
--
مشخص کردن دقیق تفاوت میان:
دانستن،
فهمیدن،
دیدن،
تجربه کردن،
و هماهنگ شدن.
زیرا یکی از اهداف دوره صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه تغییر در شیوهٔ دیدن و زیستن است.
--
طراحی یک جملهٔ ثابت که در ابتدای هر جلسه تکرار شود:
«آنچه در این جلسه بررسی میکنیم، فقط بخشی از داستان آفرینش جهان نیست؛ بلکه همین اکنون در تجربهٔ زندگی ما نیز فعال است.»