۱. چرا به سراغ متون اصلی میرویم؟
اهمیت متون بنیادین
در این دوره تلاش میکنیم تا حد امکان، به جای تکیه بر تفسیرها، به سراغ متون بنیادین و مرجع چین، هند و اسلام برویم تا امکان فهم دقیقتر مفاهیم و مشاهدهی ساختارهای بنیادین آنها بیشتر میشود. در این بررسیها میخواهیم ببینیم آیا میتوان معنای نهفته در آنها را بهتر درک کرد و اصول و الگوهای مشترکی را شناخت که به فهم بهتر هستی، ذهن و زندگی کنونی ما کمک کنند.
۲. معرفی کتابها
ایجینگ (کتاب ای)
ایجینگ (易經) یا «کتاب مقدس ای»، کهنترین و تأثیرگذارترین متن مقدس بر شکلگیری تمدن چین است که مبانی و آموزههای آن در دو جریان اصلی چین، یعنی دائویی و کنفوسیوسی تأثیر عمیقی گذاشته است.
بر اساس ایدهنگار اصلی واژهی «ای» و متون بنیادین تفسیری، سه معنای اصلی در این واژه قابل مشاهده است:
۱- حقیقت مطلق، امر بسیط و منشأ ناپیدای هستی.
۲- تعین نخست و رکن ثابت تجلیات بیپایان.
۳- آفریدههای بیشمار و بیپایان.
با درک این مفاهیم، معنای واژهی «ای» را میتوان «تجلیات بیپایان ذات خدا به واسطهی انسان کامل» دانست.
از نظر ساختاری، بخش سوم یعنی آفریدههای بیشمار و تجلیات بیپایان، به این شکل معرفی شده و شکل میگیرند: دوگانگی یین و ینگ که هشت سه خطی را به وجود آورده، و هشت سه خطی ۶۴ فصل کتاب را تشکیل میدهند. این ۶۴ فصل یک فرآیند کامل است که از بذر آگاهی شروع شده و با کاشت و پیمودن مسیر رشد و کمال ادامه میابد و در فصل ۶۳ به پایان و تکمیل چرخه میرسد، اما در فصل ۶۴ بار دیگر شاهد بینظمی کامل هستیم که نیاز به پیمودن مسیر دارد. در ادامهی دوره خواهیم دید که چگونه همین ساختار، به صورت پنج سطح در طرح آفرینش و در تجربهی زندگی هر لحظه حضور دارد.
مباحث زبانشناختی، توضیح ایدهنگار، متون اصلی و استدلالهای مربوط به این درک، در مقالهی «ای (易): تجلیات بیپایان و طرح آفرینش در حکمت چین» به تفصیل بیان شده است که پیشنهاد میکنم آن را مطالعه کنید.
بر اساس ایدهنگار اصلی واژهی «ای» و متون بنیادین تفسیری، سه معنای اصلی در این واژه قابل مشاهده است:
۱- حقیقت مطلق، امر بسیط و منشأ ناپیدای هستی.
۲- تعین نخست و رکن ثابت تجلیات بیپایان.
۳- آفریدههای بیشمار و بیپایان.
با درک این مفاهیم، معنای واژهی «ای» را میتوان «تجلیات بیپایان ذات خدا به واسطهی انسان کامل» دانست.
از نظر ساختاری، بخش سوم یعنی آفریدههای بیشمار و تجلیات بیپایان، به این شکل معرفی شده و شکل میگیرند: دوگانگی یین و ینگ که هشت سه خطی را به وجود آورده، و هشت سه خطی ۶۴ فصل کتاب را تشکیل میدهند. این ۶۴ فصل یک فرآیند کامل است که از بذر آگاهی شروع شده و با کاشت و پیمودن مسیر رشد و کمال ادامه میابد و در فصل ۶۳ به پایان و تکمیل چرخه میرسد، اما در فصل ۶۴ بار دیگر شاهد بینظمی کامل هستیم که نیاز به پیمودن مسیر دارد. در ادامهی دوره خواهیم دید که چگونه همین ساختار، به صورت پنج سطح در طرح آفرینش و در تجربهی زندگی هر لحظه حضور دارد.
مباحث زبانشناختی، توضیح ایدهنگار، متون اصلی و استدلالهای مربوط به این درک، در مقالهی «ای (易): تجلیات بیپایان و طرح آفرینش در حکمت چین» به تفصیل بیان شده است که پیشنهاد میکنم آن را مطالعه کنید.
دائو ده جینگ
دائو ده جینگ (道德經)، مهمترین متن مکتب دائویی و یکی از بنیادیترین آثار حکمت چین است که به لائودزو یا استاد لائو منسوب است. این کتاب از دو بخش کلی و ۸۱ فصل تشکیل شده که بخش اول آن را بر اساس اولین واژهی این بخش «دائو» نام گذاشته و بخش دومش «ده» است.
واژهٔ دائو (道) در سطح ظاهر و به طور معمول به معنای راه، طریق و شیوه است، اما در دائو ده جینگ و سنت دائویی علاوه بر معنای رایج، به حقیقت مطلقی اشاره میکند که بینام، بیصورت و فراتر از توصیف است، و همه چیز از آن پدید میآید و به آن بازمیگردد.
واژهٔ ده (德) نیز که معمولاً به «فضیلت» ترجمه میشود، به معنای کمالی است که به واسطهی تجلی دائو در فرد بروز پیدا میکند و طیف وسیعی از معنا را در بر دارد. چیزی مانند تقوا در قرآن که طیف وسیعی از فضایل را در بر میگیرد.
یکی از صریحترین توضیحات در مورد چگونگی پیدایش چیزها در فصل چهلودوم این کتاب آمده است:
«دائو یک را زایید؛ یک دو را زایید؛ دو سه را زایید؛ و سه، همهی موجودات را.»
این عبارت، یکی از متون اصلی ما برای بررسی ساختار پنج سطحی آفرینش خواهد بود.
واژهٔ دائو (道) در سطح ظاهر و به طور معمول به معنای راه، طریق و شیوه است، اما در دائو ده جینگ و سنت دائویی علاوه بر معنای رایج، به حقیقت مطلقی اشاره میکند که بینام، بیصورت و فراتر از توصیف است، و همه چیز از آن پدید میآید و به آن بازمیگردد.
واژهٔ ده (德) نیز که معمولاً به «فضیلت» ترجمه میشود، به معنای کمالی است که به واسطهی تجلی دائو در فرد بروز پیدا میکند و طیف وسیعی از معنا را در بر دارد. چیزی مانند تقوا در قرآن که طیف وسیعی از فضایل را در بر میگیرد.
یکی از صریحترین توضیحات در مورد چگونگی پیدایش چیزها در فصل چهلودوم این کتاب آمده است:
«دائو یک را زایید؛ یک دو را زایید؛ دو سه را زایید؛ و سه، همهی موجودات را.»
این عبارت، یکی از متون اصلی ما برای بررسی ساختار پنج سطحی آفرینش خواهد بود.
اوپانیشادها
اوپانیشاد (Upaniṣad) از سه جزء «اُپا» (نزدیک)، «نی» (به طور کامل) و «شد» (نشستن) تشکیل شده و معمولاً به معنای «نشستن در نزد استاد برای یادگیری تعالیم باطنی و بنیادین» فهمیده میشود. معنای دیگری که برای این واژه در نظر گرفته میشود به معرفتی اشاره دارد که جهل را از میان برمیدارد و انسان را به حقیقت نزدیک میکند.
اوپانیشادها آخرین بخش متون ودایی و بنیادیترین متون حکمی و معنوی تمدن هند به شمار میروند. تقریباً تمام مکاتب بزرگ فلسفی و عرفانی هند، مستقیم یا غیر مستقیم، بر فهم تعالیم اوپانیشادها استوار هستند. نقل قول مشهوری از علامه طباطبایی با این مضمون ارائه شده که گفتهاند: «رایحهی توحید از اوپانیشادها به مشام میرسد.»
موضوعات بنیادین اوپانیشادها شامل برهمن، آتمن، منشأ هستی، رابطهٔ انسان و حقیقت مطلق، آگاهی، رهایی و شناخت نفْس است.
در این دوره، اوپانیشادها نه صرفاً به عنوان متونی تاریخی یا دینی، بلکه به عنوان منابعی بنیادین برای فهم ساختار هستی و سازوکار آفرینش بررسی میشوند. تمرکز اصلی ما بر خواندن متن و فهم سازوکارهایی است که این متون برای توضیح رابطهی حقیقت مطلق، جهان و من ارائه میکنند.
**(نیاز به ویرایش و بهبود و جاگیری بهتر در متن)**اوپانیشادها مجموعهای از کتابهاست که بازهی زمانی گستردهای برای نوشتن هرکدام از آنها وجود دارد که از حدود ۳۰۰۰ سال پیش تا حدود ۲۰۰۰ سال پیش را در بر میگیرد. مهمترین اوپانیشادها، ۱۰ اوپانیشادی است که عارف مشهور «شانکره» به شرح این ۱۰ بخش و متون پیرامونی مانند شَنتی مانترای اوپانیشاد «بِرَهْدْــآرَنْیَکَه» و «ایشا» پرداخته است. ما از متون اصلی این اوپانیشادهای اصلی برای درک این سازوکارها استفاده خواهیم کرد.
اوپانیشادها آخرین بخش متون ودایی و بنیادیترین متون حکمی و معنوی تمدن هند به شمار میروند. تقریباً تمام مکاتب بزرگ فلسفی و عرفانی هند، مستقیم یا غیر مستقیم، بر فهم تعالیم اوپانیشادها استوار هستند. نقل قول مشهوری از علامه طباطبایی با این مضمون ارائه شده که گفتهاند: «رایحهی توحید از اوپانیشادها به مشام میرسد.»
موضوعات بنیادین اوپانیشادها شامل برهمن، آتمن، منشأ هستی، رابطهٔ انسان و حقیقت مطلق، آگاهی، رهایی و شناخت نفْس است.
در این دوره، اوپانیشادها نه صرفاً به عنوان متونی تاریخی یا دینی، بلکه به عنوان منابعی بنیادین برای فهم ساختار هستی و سازوکار آفرینش بررسی میشوند. تمرکز اصلی ما بر خواندن متن و فهم سازوکارهایی است که این متون برای توضیح رابطهی حقیقت مطلق، جهان و من ارائه میکنند.
**(نیاز به ویرایش و بهبود و جاگیری بهتر در متن)**اوپانیشادها مجموعهای از کتابهاست که بازهی زمانی گستردهای برای نوشتن هرکدام از آنها وجود دارد که از حدود ۳۰۰۰ سال پیش تا حدود ۲۰۰۰ سال پیش را در بر میگیرد. مهمترین اوپانیشادها، ۱۰ اوپانیشادی است که عارف مشهور «شانکره» به شرح این ۱۰ بخش و متون پیرامونی مانند شَنتی مانترای اوپانیشاد «بِرَهْدْــآرَنْیَکَه» و «ایشا» پرداخته است. ما از متون اصلی این اوپانیشادهای اصلی برای درک این سازوکارها استفاده خواهیم کرد.
قرآن
**(نیاز به ویرایش و بهبود و جاگیری بهتر در متن)**در بررسی قرآن تلاش میکنیم عین واژهها، معنای ریشهی آنها و رابطهی متن قرآن با سایر کتابهای مقدس بررسی شود تا به نوعی از تفسیر کتاب مقدس به کتاب مقدس دست یابیم و کمتر به سراغ تفسیرهای موجود برویم.
۳. متون اصلی این دوره
متون بنیادین مورد مطالعه
برخی متون اصلی که به آن خواهیم پرداخت موارد زیر است:
۱- فصل چهلودوم دائو ده جینگ و ساختار ارائه شده در «ای جینگ»
۲- شانتی مانترای یجورودا.
۳- اوپانیشاد برهدآرنیکه، بند ۱.۲.۱.
۴- اوپانیشاد برهدآرنیکه، بندهای ۱.۴.۱ تا ۱.۴.۵.
۵- سورهی زمر، آیهی ۶.
۶- سورهی حشر، آیات ۲۲ تا ۲۴.
و به صورت کلی میتوانیم این بخشها را در نظر بگیریم.(بیان همهی آنها مناسب است؟ بهتر است چطور بیان شود؟)
دائو ده جینگ:
**(نیاز به یافتن بخشهای بیشتر مرتبط با هستیشناسی ارائه شده و نقشهی وجود دارد)**
اوپانیشادها:
برهدآرنیکه (Bṛhadāraṇyaka): ۱.۲.۱، ۱.۴.۱، ۱.۴.۱۰، ۱.۴.۱۱، ۱.۴.۱۴، ۲.۴.۵، ۴.۵.۱۵، ۴.۴.۱۹ // چاندوگیه (Chāndogya): ۶.۲.۱، ۶.۲.۳، ۶.۳.۲، ۶.۸.۷، ۳.۱۴.۱، ۷.۲۵.۲ // ایتریه (Aitareya): ۱.۱.۱، ۱.۱.۳، ۳.۱.۳ // تیتریه (Taittirīya): ۲.۱.۱، ۲.۶.۱ // کته (Kaṭha): ۲.۱.۱۰، ۲.۱.۱۱، ۲.۲.۹ // کِنه (Kena): ۱.۵، ۲.۳ // ایشا (Īśā): ۱، ۶، ۷ // مُندکه (Muṇḍaka): ۲.۲.۱۱ // ماندوکیه (Māṇḍūkya): ۲، ۷ // پرشنه (Praśna): ۶.۳
قرآن:
سورهی شمس، الأعراف ۵۴، یونس ۳، هود ۷، الفرقان ۵۹، السجدة ۴، ق ۳۸، الحدید ۴
در جلسات آینده، متن اصلی، شرح و تفسیر این متون، رابطهی آنها با یکدیگر و پنج سطح نقشهی وجود را بررسی خواهیم کرد.
۱- فصل چهلودوم دائو ده جینگ و ساختار ارائه شده در «ای جینگ»
۲- شانتی مانترای یجورودا.
۳- اوپانیشاد برهدآرنیکه، بند ۱.۲.۱.
۴- اوپانیشاد برهدآرنیکه، بندهای ۱.۴.۱ تا ۱.۴.۵.
۵- سورهی زمر، آیهی ۶.
۶- سورهی حشر، آیات ۲۲ تا ۲۴.
و به صورت کلی میتوانیم این بخشها را در نظر بگیریم.(بیان همهی آنها مناسب است؟ بهتر است چطور بیان شود؟)
دائو ده جینگ:
**(نیاز به یافتن بخشهای بیشتر مرتبط با هستیشناسی ارائه شده و نقشهی وجود دارد)**
اوپانیشادها:
برهدآرنیکه (Bṛhadāraṇyaka): ۱.۲.۱، ۱.۴.۱، ۱.۴.۱۰، ۱.۴.۱۱، ۱.۴.۱۴، ۲.۴.۵، ۴.۵.۱۵، ۴.۴.۱۹ // چاندوگیه (Chāndogya): ۶.۲.۱، ۶.۲.۳، ۶.۳.۲، ۶.۸.۷، ۳.۱۴.۱، ۷.۲۵.۲ // ایتریه (Aitareya): ۱.۱.۱، ۱.۱.۳، ۳.۱.۳ // تیتریه (Taittirīya): ۲.۱.۱، ۲.۶.۱ // کته (Kaṭha): ۲.۱.۱۰، ۲.۱.۱۱، ۲.۲.۹ // کِنه (Kena): ۱.۵، ۲.۳ // ایشا (Īśā): ۱، ۶، ۷ // مُندکه (Muṇḍaka): ۲.۲.۱۱ // ماندوکیه (Māṇḍūkya): ۲، ۷ // پرشنه (Praśna): ۶.۳
قرآن:
سورهی شمس، الأعراف ۵۴، یونس ۳، هود ۷، الفرقان ۵۹، السجدة ۴، ق ۳۸، الحدید ۴
در جلسات آینده، متن اصلی، شرح و تفسیر این متون، رابطهی آنها با یکدیگر و پنج سطح نقشهی وجود را بررسی خواهیم کرد.
۴. نقشهٔ کلی پنج سطح
پنج سطح نقشهی وجود
بر اساس متون بنیادین مورد مطالعه، میتوان فرآیند آفرینش هر لحظهی زندگی من و همهی جهان را به صورت پنج سطح در نظر گرفت:
سطح صفر: حقیقت مطلق، ذات، دائو و برهمن.
سطح یک: رکن پایدار آفرینش، حقیقت من، آتمن، تجلی کامل ذات، انسان کامل.
سطح دو: جفتها، یین و یَنگ، دوگانگیهای بنیادین و مکملها.
سطح سه: الگوها و ساختارهای بنیادین؛ کیفیتها و الگوهایی که از دوگانگیها برمیخیزند و زمینهی شکلگیری تجربهها و رفتارهای گوناگون را فراهم میکنند.
سطح چهار: همهی آفرینش؛ جهان کثرت، تجربههای روزمره، روابط، ذهن، بدن و همهی تجلیات بیپایان هستی.
در جلسات آینده خواهیم دید که این سطوح مفاهیم فلسفی و عرفانی و صرفاً توصیفی از پیدایش جهان نیستند، بلکه هر لحظه در تجربهی زندگی ما حضور دارند و هماهنگی یا ناهماهنگی با آنها، کیفیت حال درونی و اوضاع بیرونی ما را شکل میدهد.
سطح صفر: حقیقت مطلق، ذات، دائو و برهمن.
سطح یک: رکن پایدار آفرینش، حقیقت من، آتمن، تجلی کامل ذات، انسان کامل.
سطح دو: جفتها، یین و یَنگ، دوگانگیهای بنیادین و مکملها.
سطح سه: الگوها و ساختارهای بنیادین؛ کیفیتها و الگوهایی که از دوگانگیها برمیخیزند و زمینهی شکلگیری تجربهها و رفتارهای گوناگون را فراهم میکنند.
سطح چهار: همهی آفرینش؛ جهان کثرت، تجربههای روزمره، روابط، ذهن، بدن و همهی تجلیات بیپایان هستی.
در جلسات آینده خواهیم دید که این سطوح مفاهیم فلسفی و عرفانی و صرفاً توصیفی از پیدایش جهان نیستند، بلکه هر لحظه در تجربهی زندگی ما حضور دارند و هماهنگی یا ناهماهنگی با آنها، کیفیت حال درونی و اوضاع بیرونی ما را شکل میدهد.
۵. ورود به سطح صفر
پرسشی برای تأمل
پیش از ورود به سطح صفر، میتوانید برای مدتی به این پرسشها بیندیشید:
در تجربهی زندگی من، چه چیزی هست که نمیتواند نباشد؟
با وجود بودن یا نبودن «من»، یا هر چیز دیگری، چه چیزی همانطور که هست باقی میماند؟
چه چیزی هست که همواره حاضر باشد، بدون آنکه به چیزی دیگر وابسته باشد؟
این پرسشها، دروازهی ورود به نخستین سطح نقشهی وجود هستند؛ سطحی که در آن از حضور، حال، حقیقت مطلق، غیب مطلق و توحید سخن خواهیم گفت.
در تجربهی زندگی من، چه چیزی هست که نمیتواند نباشد؟
با وجود بودن یا نبودن «من»، یا هر چیز دیگری، چه چیزی همانطور که هست باقی میماند؟
چه چیزی هست که همواره حاضر باشد، بدون آنکه به چیزی دیگر وابسته باشد؟
این پرسشها، دروازهی ورود به نخستین سطح نقشهی وجود هستند؛ سطحی که در آن از حضور، حال، حقیقت مطلق، غیب مطلق و توحید سخن خواهیم گفت.