۱. چرا ایجینگ؟
ایجینگ (易經) یا «کتاب ای»، کهنترین متن بنیادینِ بهجامانده از تمدن چین و یکی از اثرگذارترین آثار تاریخ اندیشهٔ شرق آسیاست. بسیاری از مفاهیم بنیادین سنتهای دائویی و کنفوسیوسی بر پایهٔ این کتاب شکل گرفتهاند. آنچه ایجینگ را برای این دوره اهمیتمند میکند، ارائهٔ الگویی منسجم از مراتب آفرینش است؛ الگویی که در ادامه خواهیم دید چگونه میتواند به فهم سازوکار تجربههای ما در زندگی و حتی سایر کتابهای بنیادین نیز کمک کند.
حقیقت بنیادین را با چه نامی معرفی میکند؟
تا اینجا تلاش کردیم، بدون تکیه بر هیچ متن یا پیشفرض فلسفی، تنها با مشاهدهٔ مستقیم، چند ویژگی از آنچه «حقیقت بنیادین» نامیدیم را بشناسیم؛ حقیقتی همواره حاضر که همهٔ موجودات برای بودن به آن وابستهاند، خود به چیزی وابسته نیست، و منشأ پدید آمدن همهی موجودات است و این کار یک رخداد در گذشته نیست، بلکه در هر لحظه این فرآیند بر اساس کمال آگاهی و توانایی رخ میدهد.
در سنت چینی، یکی از نامهای این حقیقت بنیادین «ای (易)» بوده است؛ و در واقع نام کتاب ای جینگ نیز از همین حقیقت گرفته شده است.
امروزه «ای» معمولاً به معنای «تغییر» یا «سادگی» ترجمه میشود؛ مانند «دائو» هم به این حقیقت بنیادین اشاره میکند و همچنین معرف «راه» «شیوه» و مسیر است.
در زبان چینی ریشهی هر واژه بر اساس تصویری ترسیم شده که معنای واژه را نشان میدهد و به آن ideograph یا ایدهنگار گفته میشود.
ایدهنگار کهن «ای»، در واقع تصویری از یک ماه است که سه شعاع نورِ رو به پایین در کنار آن است.
در ادامه برای روشن شدن معنای ای و ایدهنگار آن که به عنوان حقیقت بنیادین از آن یاد کردیم، سه دسته از شواهد را کنار هم بررسی میکنیم. این توضیحات بخشی از مقالهی .... است که در آن به صورت مفصل به بررسی معنای «ای» در هستیشناسی چین پرداخته شده است.
در سنت چینی، یکی از نامهای این حقیقت بنیادین «ای (易)» بوده است؛ و در واقع نام کتاب ای جینگ نیز از همین حقیقت گرفته شده است.
امروزه «ای» معمولاً به معنای «تغییر» یا «سادگی» ترجمه میشود؛ مانند «دائو» هم به این حقیقت بنیادین اشاره میکند و همچنین معرف «راه» «شیوه» و مسیر است.
در زبان چینی ریشهی هر واژه بر اساس تصویری ترسیم شده که معنای واژه را نشان میدهد و به آن ideograph یا ایدهنگار گفته میشود.
ایدهنگار کهن «ای»، در واقع تصویری از یک ماه است که سه شعاع نورِ رو به پایین در کنار آن است.
در ادامه برای روشن شدن معنای ای و ایدهنگار آن که به عنوان حقیقت بنیادین از آن یاد کردیم، سه دسته از شواهد را کنار هم بررسی میکنیم. این توضیحات بخشی از مقالهی .... است که در آن به صورت مفصل به بررسی معنای «ای» در هستیشناسی چین پرداخته شده است.
اول؛ توضیح «ای» توسط کنفسیوس و شاگردانش
مهمترین توضیح دربارهی «ای» در مجموعهی «دهبال» آمده است؛ متنی که به کنفوسیوس و شاگردانش منسوب است و از دیرباز مهمترین شرح ایجینگ و بخشی جداییناپذیر از آن به شمار میآید. مهمترین مباحث مربوط به معنای «ای» و هستیشناسی ایجینگ نیز در بخش «تفسیر بزرگ» این مجموعه بیان شده است.
برخی از مهمترین توصیفهای «ای» در این متن چنین است:
۱. در این عبارات از دهبال، «ای» حقیقتی فراگیر، دانا به راههای شب و روز است که همهی موجودات را به کمال میرساند و مهمتر از همه، بیصورت و نادیدنی است.
範圍天地之化而不過 → «دگرگونیهای آسمان و زمین را دربرمیگیرد، بیآنکه دچار افراط و تفریط شود.
曲成萬物而不遺 → همهی موجودات را به کمال میرساند، و چیزی را فروگذار نمیکند.
通乎晝夜之道而知 → به راه (نظم) شب و روز رخنه میکند و [بدینسان] میداند.
故神无方而易无體。 → از این رو، شِن جهتی ندارد، و "ای" صورت و قالب ندارد.»
(فصل ۱۲) 乾坤毀,則無以見易。 → ... اگر چیئن و کون از میان بروند، دیگر راهی برای آشکار شدن ای وجود نخواهد داشت....
۲. در بخش دیگری از این توصیفات به آرامش، بیحرکتی و ثبات «ای» میپردازد در حالی که با همهی احوال جهان ارتباط دارد و در واقع سبب جنبش همهی موجودات معرفی میشود :
鼓萬物而不與聖人同憂
«همهی موجودات را به جنبش درمیآورد، بیآنکه گرفتار غم و نگرانی شود.»
易無思也,無為也,寂然不動,感而遂通天下之故。
«ای نه از اندیشه است و نه از کنش؛ آرام و بیحرکت است، اما با همهی احوال جهان ارتباط دارد.»
۳. چند سطر بعد نیز این حقیقتی نادیدنی و فراگیر را که بیکنش و بیاندیشه است را خودِ زایش پیوسته معرفی میکند و میگوید :
生生之謂易
«زایش پیوسته را ای مینامند.»
این توصیفها چند بُعد متفاوت از حقیقت «ای» را آشکار میکنند. یکی از کهنترین شرحهای ایجینگ به نام سنت «ایوی»، این ابعاد را در قالب سه معنای مرتبط توضیح داده است.
برخی از مهمترین توصیفهای «ای» در این متن چنین است:
۱. در این عبارات از دهبال، «ای» حقیقتی فراگیر، دانا به راههای شب و روز است که همهی موجودات را به کمال میرساند و مهمتر از همه، بیصورت و نادیدنی است.
範圍天地之化而不過 → «دگرگونیهای آسمان و زمین را دربرمیگیرد، بیآنکه دچار افراط و تفریط شود.
曲成萬物而不遺 → همهی موجودات را به کمال میرساند، و چیزی را فروگذار نمیکند.
通乎晝夜之道而知 → به راه (نظم) شب و روز رخنه میکند و [بدینسان] میداند.
故神无方而易无體。 → از این رو، شِن جهتی ندارد، و "ای" صورت و قالب ندارد.»
(فصل ۱۲) 乾坤毀,則無以見易。 → ... اگر چیئن و کون از میان بروند، دیگر راهی برای آشکار شدن ای وجود نخواهد داشت....
۲. در بخش دیگری از این توصیفات به آرامش، بیحرکتی و ثبات «ای» میپردازد در حالی که با همهی احوال جهان ارتباط دارد و در واقع سبب جنبش همهی موجودات معرفی میشود :
鼓萬物而不與聖人同憂
«همهی موجودات را به جنبش درمیآورد، بیآنکه گرفتار غم و نگرانی شود.»
易無思也,無為也,寂然不動,感而遂通天下之故。
«ای نه از اندیشه است و نه از کنش؛ آرام و بیحرکت است، اما با همهی احوال جهان ارتباط دارد.»
۳. چند سطر بعد نیز این حقیقتی نادیدنی و فراگیر را که بیکنش و بیاندیشه است را خودِ زایش پیوسته معرفی میکند و میگوید :
生生之謂易
«زایش پیوسته را ای مینامند.»
این توصیفها چند بُعد متفاوت از حقیقت «ای» را آشکار میکنند. یکی از کهنترین شرحهای ایجینگ به نام سنت «ایوی»، این ابعاد را در قالب سه معنای مرتبط توضیح داده است.
دوم؛ سه معنای «ای» در مکتب ایوی
این سنت «ایوی» نام دارد و بیش از ۲۰۰۰ سال قدمت دارد. ایوی به معنای «پودای» است؛ تار و پود. از آنجا که ریشهی جینگ به معنای تار در دار بافندگی است، این دو در کنار هم تار و پود شناخت هستی را شکل میدهند.
در این سنت، رسالهٔ «شکافتن رمز چیئن» از جایگاه ویژهای برخوردار است. چیئن به معنای نیروی بنیادین است که نام فصل اول کتاب و سهخطی آسمان است. در این رساله برای «ای» سه معنای بنیادین به نقل از کنفسیوس بیان شده است که رابطهی معناداری با سه سطح معنایی معرفی شده در دهبال دارد و در ادامه رابطهی آن با ایدهنگار «ای» را خواهیم دید:
این سه معنا اینگونه بیان شده است :
نخست، «ای» (易)؛ بدون هیچ قید یا وصفی.
در این معنا، خودِ واژهٔ «ای» به تنهایی برای توضیح «حقیقت ای» به کار میرود که در ادامه اینگونه در مورد آن توضیح داده شده است :
«برای رسیدن به آن هیچ دروازه و راهی وجود ندارد...
هیچ باطن و درونی ندارد ....
روشنایی آن چهار سو را فرا میگیرد و همهجا را فرا میگیرد...
همهی چیزها با پیروی از «ای» و بر اساس حقیقت آن نظم مییابند...
اشیا را دگرگون میکند و به ظهور میرساند...
هرگز حقیقت خود را از دست نمیدهد.
این است ای.»
دوم، بیانای یعنی دگرگونی و تغییر. این دگرگونیها در واقع مربوط به جهان کثرت و دگرگونیهای آن است که توضیح آن را نمیخوانیم و در مقاله میتوانید توضیح کامل آن را مطالعه کنید.
سوم، بوای، یعنی بدون تغییر؛ این معنا به رکن یا ارکانی که دگرگونیها و جهان کثرت بر پایهی آن استوار است اشاره میکند. متن توضیح این بخش هم میتوانید در مقاله بخوانید.
نکتهی قابل توجه این است که هر سه معنا با واژهی «ای» ساخته شدهاند که نشان میدهد سه حقیقت جداگانه نیستند و همچنین تنها حقیقت بنیادین است که تنها با واژهی «ای» به تنهایی ساخته شده است. به این ترتیب ای سه مرتبه از یک حقیقت واحد را نشان میدهد :
حقیقت بنیادین،
ظهور آن در دگرگونیها،
و رکن پایداری که این دگرگونیها و جهان کثرت از طریق آن شکل میگیرد و پیش میرود.
در این سنت، رسالهٔ «شکافتن رمز چیئن» از جایگاه ویژهای برخوردار است. چیئن به معنای نیروی بنیادین است که نام فصل اول کتاب و سهخطی آسمان است. در این رساله برای «ای» سه معنای بنیادین به نقل از کنفسیوس بیان شده است که رابطهی معناداری با سه سطح معنایی معرفی شده در دهبال دارد و در ادامه رابطهی آن با ایدهنگار «ای» را خواهیم دید:
این سه معنا اینگونه بیان شده است :
نخست، «ای» (易)؛ بدون هیچ قید یا وصفی.
در این معنا، خودِ واژهٔ «ای» به تنهایی برای توضیح «حقیقت ای» به کار میرود که در ادامه اینگونه در مورد آن توضیح داده شده است :
«برای رسیدن به آن هیچ دروازه و راهی وجود ندارد...
هیچ باطن و درونی ندارد ....
روشنایی آن چهار سو را فرا میگیرد و همهجا را فرا میگیرد...
همهی چیزها با پیروی از «ای» و بر اساس حقیقت آن نظم مییابند...
اشیا را دگرگون میکند و به ظهور میرساند...
هرگز حقیقت خود را از دست نمیدهد.
این است ای.»
دوم، بیانای یعنی دگرگونی و تغییر. این دگرگونیها در واقع مربوط به جهان کثرت و دگرگونیهای آن است که توضیح آن را نمیخوانیم و در مقاله میتوانید توضیح کامل آن را مطالعه کنید.
سوم، بوای، یعنی بدون تغییر؛ این معنا به رکن یا ارکانی که دگرگونیها و جهان کثرت بر پایهی آن استوار است اشاره میکند. متن توضیح این بخش هم میتوانید در مقاله بخوانید.
نکتهی قابل توجه این است که هر سه معنا با واژهی «ای» ساخته شدهاند که نشان میدهد سه حقیقت جداگانه نیستند و همچنین تنها حقیقت بنیادین است که تنها با واژهی «ای» به تنهایی ساخته شده است. به این ترتیب ای سه مرتبه از یک حقیقت واحد را نشان میدهد :
حقیقت بنیادین،
ظهور آن در دگرگونیها،
و رکن پایداری که این دگرگونیها و جهان کثرت از طریق آن شکل میگیرد و پیش میرود.
معنای ایدهنگار و شناختی که تاکنون از «ای» به دست آمده است
بر اساس ایدهنگار نیز میتوانیم سه سطح برای آن در نظر بگیریم. ۱. منشأ ناپیدای نور ماه، ۲. ماه و ۳. سه شعاع نور.
حال اگر این تصویر و سه سطح آن را در کنار توصیفهای دهبال و شرح ایوی قرار دهیم، میتوان آن را چنین خواند :
سطح اول حقیقت بنیادین
(بیصورت، نادیدنی، فراگیر)
سطح دوم حضور پایدار حقیقت در همهی دگرگونیها
(بیحرکت اما در ارتباط با همهی احوال و برانگیزانندهی همهی موجودات)
سطح سوم ظهور آن حقیقت به صورت زایش پیوسته
(生生)
حال اگر این تصویر و سه سطح آن را در کنار توصیفهای دهبال و شرح ایوی قرار دهیم، میتوان آن را چنین خواند :
سطح اول حقیقت بنیادین
(بیصورت، نادیدنی، فراگیر)
سطح دوم حضور پایدار حقیقت در همهی دگرگونیها
(بیحرکت اما در ارتباط با همهی احوال و برانگیزانندهی همهی موجودات)
سطح سوم ظهور آن حقیقت به صورت زایش پیوسته
(生生)
ساختار کتاب
در کتاب مقدس ای تنها شاهد این ساختارها هستیم : یین و ینگ، هشت سهخطی و ۶۴ ششخطی
در واقع در کتاب آنچه قابل مشاهده و قابل اندیشیدن است را بر اساس فرآیند آفرینش و آنچه نادیدنی، فراگیر و بیحرکت و بیاندیشه است اما همهی راههای جهان را فراگرفته و در همهی احوال جهان حضور دارد بررسی میکنیم.
در واقع در کتاب آنچه قابل مشاهده و قابل اندیشیدن است را بر اساس فرآیند آفرینش و آنچه نادیدنی، فراگیر و بیحرکت و بیاندیشه است اما همهی راههای جهان را فراگرفته و در همهی احوال جهان حضور دارد بررسی میکنیم.
هستیشناسی ایجینگ
اکنون سه دسته از شواهد را در اختیار داریم.
نخست، ایدهنگار کهن «ای» که به صورت نمادین، منشأیی ناپیدا و ظهور جهان را از طریق تابش نور ماه تصویر میکند.
دوم، توضیح دهبال از ای و زنجیرهی هستیشناسی که «ای» را در آغاز زنجیرهٔ آفرینش قرار میدهد و مراتب بعدی را از تایجی تا جهان کثرت اینگونه توضیح میدهد :
ای → تایجی → یین و ینگ → چهار نمود (ینگ بزرگ، ینگ کوچک، یین بزرگ و یین کوچک) → هشت سهخطی → شصتوچهار ششخطی
سوم سه معنای «ای»، «بیانای» و «بوای»؛ یعنی حقیقت بنیادین، ظهور آن در دگرگونیها، و رکن پایدار در شکل گیری جهان کثرت.
این سه شاهد از لایههای متفاوت سنت ایجینگ به دست آمدهاند؛ یکی از ساختار نوشتاری واژه، دیگری از متن بنیادین هستیشناختی، و سومی از کهنترین شرحهای آن. با این حال، هر سه تصویری همسو از جایگاه «ای» و نسبت آن با جهان ارائه میکنند.
و مهمترین شاهد خود کتاب که از یین و ینگ، سهخطیها و ششخطیها تشکیل شده است.
به این ترتیب، نقشهی کلی هستیشناسی ایجینگ چنین ترسیم میشود:
۱. «ای» حقیقت بنیادینی است که همهی مراتب هستی در حضور او قرار دارند.
۲. «تایجی» نخستین مرتبهٔ ظهور و آغاز فرآیند آفرینش است.
از تایجی، یین و یانگ و سپس چهار نمود زاده میشوند و امکان همهی دگرگونیها را فراهم میکنند.
از ترکیب این مراتب، هشت سهخطی شکل میگیرند که نیروها و الگوهای بنیادین جهان را نمایش میدهند.
در نهایت، از ترکیب دو سهخطی، شصتوچهار ششخطی به وجود میآید که همهٔ وضعیتهای ممکن در جهان کثرت را به تصویر میکشند.
این خوانش، ادعای اثبات قطعی معنای «ای» نیست؛ بلکه تفسیری است که بر پایهی سه دسته شاهد مستقل ــ ایدهنگار کهن، متن دهبال و سنت ایوی ــ شکل گرفته است. همسویی این شواهد، انسجام قابل توجهی به این تفسیر میبخشد؛ هرچند مانند هر پژوهش تاریخی و زبانشناختی، با شواهد تازه میتواند دقیقتر یا کاملتر شود.
در ادامهی این بخش خواهیم دید که این یافتهها چه نسبتی با هستیشناسی دائودهجینگ، اوپانیشادها و قرآن دارد تا در جلسات بعد به هر یک از این مراتب را بهصورت جداگانه بپردازیم و ببینیم که این الگو چگونه به شناخت بهتر هر لحظه و هر شرایط و چگونگی روبرو شدن با آنها کمک میکند.
نخست، ایدهنگار کهن «ای» که به صورت نمادین، منشأیی ناپیدا و ظهور جهان را از طریق تابش نور ماه تصویر میکند.
دوم، توضیح دهبال از ای و زنجیرهی هستیشناسی که «ای» را در آغاز زنجیرهٔ آفرینش قرار میدهد و مراتب بعدی را از تایجی تا جهان کثرت اینگونه توضیح میدهد :
ای → تایجی → یین و ینگ → چهار نمود (ینگ بزرگ، ینگ کوچک، یین بزرگ و یین کوچک) → هشت سهخطی → شصتوچهار ششخطی
سوم سه معنای «ای»، «بیانای» و «بوای»؛ یعنی حقیقت بنیادین، ظهور آن در دگرگونیها، و رکن پایدار در شکل گیری جهان کثرت.
این سه شاهد از لایههای متفاوت سنت ایجینگ به دست آمدهاند؛ یکی از ساختار نوشتاری واژه، دیگری از متن بنیادین هستیشناختی، و سومی از کهنترین شرحهای آن. با این حال، هر سه تصویری همسو از جایگاه «ای» و نسبت آن با جهان ارائه میکنند.
و مهمترین شاهد خود کتاب که از یین و ینگ، سهخطیها و ششخطیها تشکیل شده است.
به این ترتیب، نقشهی کلی هستیشناسی ایجینگ چنین ترسیم میشود:
۱. «ای» حقیقت بنیادینی است که همهی مراتب هستی در حضور او قرار دارند.
۲. «تایجی» نخستین مرتبهٔ ظهور و آغاز فرآیند آفرینش است.
از تایجی، یین و یانگ و سپس چهار نمود زاده میشوند و امکان همهی دگرگونیها را فراهم میکنند.
از ترکیب این مراتب، هشت سهخطی شکل میگیرند که نیروها و الگوهای بنیادین جهان را نمایش میدهند.
در نهایت، از ترکیب دو سهخطی، شصتوچهار ششخطی به وجود میآید که همهٔ وضعیتهای ممکن در جهان کثرت را به تصویر میکشند.
این خوانش، ادعای اثبات قطعی معنای «ای» نیست؛ بلکه تفسیری است که بر پایهی سه دسته شاهد مستقل ــ ایدهنگار کهن، متن دهبال و سنت ایوی ــ شکل گرفته است. همسویی این شواهد، انسجام قابل توجهی به این تفسیر میبخشد؛ هرچند مانند هر پژوهش تاریخی و زبانشناختی، با شواهد تازه میتواند دقیقتر یا کاملتر شود.
در ادامهی این بخش خواهیم دید که این یافتهها چه نسبتی با هستیشناسی دائودهجینگ، اوپانیشادها و قرآن دارد تا در جلسات بعد به هر یک از این مراتب را بهصورت جداگانه بپردازیم و ببینیم که این الگو چگونه به شناخت بهتر هر لحظه و هر شرایط و چگونگی روبرو شدن با آنها کمک میکند.