اوپانیشادها

اوپانیشادها

27 خرداد 1405 • ویرایش: 27 خرداد 1405 • حدود 7 دقیقه

متن اصلی برخی بخش‌های اوپانیشادها مرتبط با هستی‌شناسی: این / آن / برهمن / آتمن / ماناس(ذهن) / من / او(سَه)

*******اوپانیشادها*******
بخش‌های مختلفی از اوپانیشادهای ده‌گانه‌ی اصلی به این فرآیند پرداخته که بخش دوم و چهارم اوپانیشاد برهدیآرنیکه در این زمینه به این شرح است:
۱- برهدآرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۱.۲.۱

«در آغاز، هیچ چیز در این (idam, ایدَم) [جهان] نبود. این (idam, ایدَم) به‌راستی به‌وسیلهٔ مرگ (mṛtyu, مْرِتیُه)، یعنی گرسنگی (aśanāyā, اَشَنایا)، پوشیده شده بود؛ زیرا گرسنگی (aśanāyā, اَشَنایا) همان مرگ (mṛtyu, مْرِتیُه) است. آن (tat, تَتْ) ذهن (manas, ماناس) را آفرید، [با این اندیشه:] «باشد که من دارای خود (ātman, آتمن) باشم.» آن (saḥ, سَه) در حال پرستش به گردش درآمد.»

۲- برهدآرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۱.۴.۱

«در آغاز، این (idam, ایدَم) فقط خود (ātman, آتمن) بود، به شکلِ یک شخص (puruṣa, پوروشَه). آن (saḥ, سَه) درنگریست و جز خود (ātman, آتمن) چیزی ندید. آن (saḥ, سَه) نخست گفت: «من (aham, اَهَم) هستم.» از این رو، نام «من (aham, اَهَم)» پدید آمد.»

۳- برهد‌آرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۱.۴.۱۰

«در آغاز، این (idam, ایدَم) به‌راستی برهمن (brahma, بْرَهْمَ) بود، تنها یکی. آن (tat, تَتْ)، چون یکی بود، رشد نکرد. آن (tat, تَتْ) شکلی برتر آفرید، قدرت شاهی (kṣatra, کْشَتْرَه) را... آن (tat, تَتْ) خود را چنین شناخت: «من (aham, اَهَم) برهمن (brahma, بْرَهْمَ) هستم (aham brahmāsmi, اَهَم بْرَهْماسْمی).» از این رو، آن (tat, تَتْ) همه‌چیز شد.»

۴- برهد‌آرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۱.۴.۱۱

«در آغاز، این (idam, ایدَم) به‌راستی برهمن (brahma, بْرَهْمَ) بود، تنها یکی؛ و آن (tat, تَتْ)، چون یکی بود، رشد نکرد. آن (tat, تَتْ) شکلی برتر آفرید، قدرت شاهی (kṣatra, کْشَتْرَه) را...»

۵- برهد‌آرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۱.۴.۱۴

«این (idam, ایدَم)، آن (tat, تَتْ) است؛ این (idam, ایدَم)، همهٔ این [جهان] است. هرکس این (idam, ایدَم) را چنین بداند که «من (aham, اَهَم) برهمن (brahma, بْرَهْمَ) هستم»، همهٔ این (sarvam idam, سَرْوَم ایدَم) می‌شود.»

۶- برهد‌آرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۲.۴.۵

«خود (ātman, آتمن)، ای محبوب، باید دیده شود، باید شنیده شود، باید دربارهٔ آن اندیشیده شود و باید در آن ژرف‌نگری شود. زیرا با دیدن خود (ātman, آتمن)، با شنیدن خود (ātman, آتمن)، با اندیشیدن به خود (ātman, آتمن) و با شناخت خود (ātman, آتمن)، همهٔ این (idam sarvam, ایدَم سَرْوَم) شناخته می‌شود.»

۷- برهد‌آرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۴.۵.۱۵

«به‌وسیلهٔ چه چیزی می‌توان شناسنده (vijñātṛ, ویجْنیاتْر) را شناخت؟ این (idam, ایدَم) خود (ātman, آتمن) است؛ آن (tat, تَتْ) فنا‌ناپذیر است.»

۸- برهد‌آرنیکه اوپانیشاد (Bṛhadāraṇyaka) / ۴.۴.۱۹

«در این‌جا (iha, ایهَ) هیچ گونه کثرتی (nānā, نانا) وجود ندارد. کسی که در این‌جا (iha, ایهَ) گویی کثرتی (nānā, نانا) می‌بیند، از مرگ به مرگ می‌رود.»

۹- چاندوگیه اوپانیشاد (Chāndogya) / ۶.۲.۱

«ای سومی، در آغاز این (idam, ایدَم) فقط وجود (sat, سَتْ) بود، یکی (ekam, اِکَم)، بدون دوم (advitīyam, اَدْوِتِییَم).»

۱۰- چاندوگیه اوپانیشاد (Chāndogya) / ۶.۲.۳

«آن (tat, تَتْ) نگریست [یا اراده کرد]: «بسیار شوم (bahu syām, بَهُ سْیام)، زاده گردم (prajāyeya, پْرَجایِیَیِه).»»

۱۱- چاندوگیه اوپانیشاد (Chāndogya) / ۶.۳.۲

«آن (tat, تَتْ) نگریست: «باشد که من (aham, اَهَم) به این سه خداگونگی (devatā, دِوَتا) وارد شوم و به‌وسیلهٔ خود (ātman, آتمن) نام و شکل (nāma-rūpa, نامَه-روپَه) را آشکار سازم.»»

۱۲- چاندوگیه اوپانیشاد (Chāndogya) / ۶.۸.۷

«این (idam, ایدَم) همه، آن (tat, تَتْ) را به‌عنوان خود (ātman, آتمن) خویش دارد. آن (tat, تَتْ) حقیقت (satyam, سَتْیَم) است؛ آن (saḥ, سَه) خود (ātman, آتمن) است؛ تو (tvam, تْوَم)، ای شوتاکتو، آن (tat, تَتْ) هستی (tat tvam asi, تَتْ تْوَم اَسی).»

۱۳- چاندوگیه اوپانیشاد (Chāndogya) / ۳.۱۴.۱

«همهٔ این (sarvam idam, سَرْوَم ایدَم) به‌راستی برهمن (brahma, بْرَهْمَ) است. باید با آرامش در آن (tat, تَتْ) تأمل کرد؛ زیرا از آن (tat, تَتْ) [همه چیز] پدید آمده، در آن (tat, تَتْ) زیست می‌کند و در آن (tat, تَتْ) فرومی‌رود.»

۱۴- چاندوگیه اوپانیشاد (Chāndogya) / ۷.۲۵.۲

«هرجا دیگری (anya, اَنْیَه) دیده شود، دیگری شنیده شود، دیگری شناخته شود، آن محدود است. اما آن‌جا که هیچ دیگری (anya, اَنْیَه) دیده نمی‌شود، هیچ دیگری شنیده نمی‌شود و هیچ دیگری شناخته نمی‌شود، آن بی‌کران (bhūman, بْهومان) است.»

۱۵- ایتریه اوپانیشاد (Aitareya) / ۱.۱.۱

«در آغاز، خود (ātman, آتمن) به‌راستی فقط این (idam, ایدَم) بود، یگانه (eka, اِکَه). هیچ چیز دیگری که پلک بزند وجود نداشت. آن (saḥ, سَه) اندیشید: «جهان‌ها (lokān, لوکان) را بیافرینم.»»

۱۶- ایتریه اوپانیشاد (Aitareya) / ۱.۱.۳

«آن (saḥ, سَه) اندیشید: «این جهان‌ها (lokān, لوکان) هستند؛ اکنون نگهبانان جهان‌ها را بیافرینم.»»

۱۷- ایتریه اوپانیشاد (Aitareya) / ۳.۱.۳

«همهٔ این (idam sarvam, ایدَم سَرْوَم) به‌وسیلهٔ آگاهی (prajñāna, پْرَجْنیانَه) هدایت می‌شود و بر آگاهی (prajñāna, پْرَجْنیانَه) استوار است. آگاهی (prajñānam, پْرَجْنیانَم) برهمن (brahma, بْرَهْمَ) است.»

۱۸- تیتریه اوپانیشاد (Taittirīya) / ۲.۱.۱

«برهمن (brahma, بْرَهْمَ) حقیقت (satyam, سَتْیَم)، آگاهی (jñānam, جْنیانَم) و بی‌کرانی (anantam, اَنَنْتَم) است.»

۱۹- تیتریه اوپانیشاد (Taittirīya) / ۲.۶.۱

«در آغاز، این (idam, ایدَم) به‌راستی عدم (asat, اَسَتْ) بود. از آن (tat, تَتْ)، وجود (sat, سَتْ) پدید آمد. آن (tat, تَتْ) خود (ātman, آتمن) را به‌عنوان خودش آفرید.»

۲۰- کته اوپانیشاد (Kaṭha) / ۲.۱.۱۰

«هر آنچه این‌جا (iha, ایهَ) است، همان (tat, تَتْ) آن‌جاست؛ و هر آنچه آن‌جا است، همان (tat, تَتْ) در این‌جا (iha, ایهَ) است.»

۲۱- کته اوپانیشاد (Kaṭha) / ۲.۱.۱۱

«تنها با ذهن (manas, ماناس) است که این (idam, ایدَم) باید دریافت شود؛ در این‌جا (iha, ایهَ) هیچ گونه کثرتی (nānā, نانا) وجود ندارد.»

۲۲- کته اوپانیشاد (Kaṭha) / ۲.۲.۹

«آن یگانه (ekaḥ, اِکَه) که در همهٔ موجودات نهان است، خود (ātman, آتمن) همهٔ موجودات است.»

۲۳- کِنه اوپانیشاد (Kena) / ۱.۵

«آن (yat, یَتْ) که گفتار به آن نمی‌رسد، اما گفتار به‌وسیلهٔ آن (yena, یِنَه) بیان می‌شود، آن (tat, تَتْ) را برهمن (brahma, بْرَهْمَ) بدان، نه این (idam, ایدَم) که مردم در این‌جا می‌پرستند.»

۲۴- کِنه اوپانیشاد (Kena) / ۲.۳

«اگر می‌اندیشی: «من (aham, اَهَم) آن را به‌خوبی می‌شناسم»، بی‌گمان اندکی از آن (tat, تَتْ) را شناخته‌ای.»

۲۵- ایشا اوپانیشاد (Īśā) / ۱

«به‌وسیلهٔ خداوند (īśa, ایشَه)، این (idam, ایدَم)، هر آنچه در این جهان در حرکت است، پوشیده شده است.»

۲۶- ایشا اوپانیشاد (Īśā) / ۶

«کسی که همهٔ موجودات را در خود (ātman, آتمن) و خود (ātman, آتمن) را در همهٔ موجودات می‌بیند، از هیچ چیز روی‌گردان نمی‌شود.»

۲۷- ایشا اوپانیشاد (Īśā) / ۷

«برای کسی که همهٔ موجودات، خود (ātman, آتمن) او شده‌اند، چه فریب و چه اندوهی می‌تواند باشد، برای آن‌که یگانگی (ekatva, اِکَتْوَه) را می‌بیند؟»

۲۸- مُندکه اوپانیشاد (Muṇḍaka) / ۲.۲.۱۱

«برهمن (brahma, بْرَهْمَ) پیش روی است؛ برهمن (brahma, بْرَهْمَ) پشت سر است؛ برهمن (brahma, بْرَهْمَ) به راست و به چپ است؛ برهمن (brahma, بْرَهْمَ) در پایین و بالا است. این (idam, ایدَم) سراسر برهمن (brahma, بْرَهْمَ) است.»

۲۹- ماندوکیه اوپانیشاد (Māṇḍūkya) / ۲

«همهٔ این (etad, اِتَد) به‌راستی برهمن (brahma, بْرَهْمَ) است. این (ayam, اَیَم) خود (ātman, آتمن)، برهمن (brahma, بْرَهْمَ) است.»

۳۰- ماندوکیه اوپانیشاد (Māṇḍūkya) / ۷

«[آن] نه آگاهی درونی است و نه آگاهی بیرونی، نه هر دو با هم، نه توده‌ای از آگاهی... نامرئی، نامعین، دست‌نیافتنی، بی‌نشانه، نااندیشیدنی و توصیف‌ناپذیر است؛ ذاتِ آگاهیِ یگانهٔ خود (ātman, آتمن) است؛ پایان همهٔ نمودها، آرام (śānta, شانْتَه)، فرخنده (śiva, شیوَه) و بی‌دوم (advaita, اَدْوَیتَه) است. آن (saḥ, سَه) خود (ātman, آتمن) است؛ آن (saḥ, سَه) باید شناخته شود.»

۳۱- پرشنه اوپانیشاد (Praśna) / ۶.۳

«آن (saḥ, سَه) اندیشید: «به رفتنِ چه کسی (kasmin, کَسْمین) من خواهم رفت و به ماندنِ چه کسی من خواهم ماند؟»»