درباره این کتاب
اطلاعات بیشتری درباره این کتاب ثبت نشده است.
شش خطی 51
تندر، شوک، زلزله (Zhen)
اسامی و مفاهیم دیگر: بیداری، ترس مقدس، ترس و لرز، سورپرایز، نماد حرکت خیره کننده، تغییر ناگهانی
سیر معنایی:
پس از پایهگذاری بنیانی تازه در دیگ (۵۰)، این دوران به واسطهی رخدادی غیرمنتظره و تکاندهنده ــ همچون آذرخشی تطهیر کننده ــ به روی فرد گشوده میشود. این آگاهی یا اتفاق ناگهانی، تمام ساختارهای درونی و بیرونی را به لرزه درآورده و آنها را برای مشاهده، شناخت و پاکسازی آماده میکند. این آغاز عصری تازه است.
معرفی
گفتارهای شش خطی 51
به محض اینکه یک فکر آغاز به حرکت میکند، میتوانید آن را در چهار مرحله بررسی کنید: قبل از ظهور فکر، در آستانهی ظهور، در حین فکر و بعد از فکر؛ این حالتْ هشدار(اوه اوه) نامیده میشود. سپس متوجه میشوید که این فکر حقیقت و پایه و اساسی ندارد؛ این حالت خنده(ها ها) نامیده میشود. ظهور تصادفی پدیدههای مختلفی که میتواند آزاردهنده باشد، مانند عینیت یافتن عادات آزاردهنده، به عنوان تندری که تا صد فرسخی را میترساند شناخته میشود. عدم از دست دادن تکنیکهای مراقبهی متمرکز و بینش به عنوان نیفتادن قاشق و جام شراب شناخته میشود. (چیشو)
در تمام این شش خط، نوعی ترس وجود دارد—ممکن است ترس درونی باشد یا بیرونی، ممکن است به بدبختی یا بیسرزنشی بیانجامد؛ اما هیچیک راه تزکیه-پرورش درونی که به خوشاقبالی میانجامد نیستند. جستجوی ترس در درون بدون ترس از بیرون، و توانایی مراقبت از آغاز و تکمیل پایان، تنها در خط ینگ نخستین یافت میشود. بنابراین، در پرورش درونی مهم است که از درون بترسیم، نه از بیرون. ترس از درون یعنی مراقبت از وضعیت درونی خویش؛ نترسیدن از بیرون یعنی تجلی این امر در عمل. اگر فرد ابتدا محتاط باشد، و سپس تمرین کردن را پرورش دهد، از تأثیرات بیرونی دچار اختلال نخواهد شد. بدین ترتیب، او میتواند بیتأثیر از فراز و نشیبها جوهر(وحدت) را درک کند و زندگی(کثرت) را کامل سازد. (ییمینگ)
و در«صور»(شاخ) دميده شود، آنگاه آسمانيان و زمينيان، مگر كسى كه خداوند خواسته است [همگى] بميرند. سپس دوباره در آن دميده شود. آنگاه آنان برخاسته و مىنگرند. (قرآن - ۶۸ - زمر)
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ
واژهشناسی و مفهوم کلیدی:
ژن (Zhen) به معنای «لرزش»، «شوک» یا «زلزله» است و از نظر زمانی با لحظهی آغاز بیداری طبیعت رابطه دارد. ایدهنگار کهن این ششخطی تصویری پیچیده از «آذرخش» و «بارش باران» را نشان میدهد.بر همین اساس میتوان دید که درخشش ناگهانی و مهیب «آذرخش» تاریکی و سرمای زمستان را شکافته، لرزه بر پیکر همهی زمین انداخته و آغاز دورانی تازه را نوید میدهد. شدت و هیبت این وضعیت بیدارباشی برای آنانی است که در خواب زمستانی فرو رفتهاند. در پایان، «بارش باران» ناپاکیها و تنشها را زدوده و بهاری تازه در فضای درونی و بیرونی آغاز میشود.
ساختارشناسی: تندر (☳) در پایین، تندر (☳) در بالا
در ژن نور آسمان(پدر) برای نخستین بار در زمین(مادر) طلوع میکند و یک ینگ در زیر دو یین ظاهر میشود. این طلوع مانند حضور نور در دل تاریکی، گرما در دل سرما، حرکت در دل سکون و غرشی مهیب در دل سکوت میتواند بسیار تکان دهنده و شوکه کننده باشد اما روشنگر، گرمابخش و محرک است و زندگی را وارد زمین مرده میکند.تندر در ذهن همچون طلوع ناگهانی یک آگاهی است که طوفانی از افکار و احساسات بر میانگیزد و با درخشش ناگهانی خود تمام ساختارهای ذهنی تهنشین شده و به خواب رفته را به لرزه انداخته و قابل مشاهده میکند. در نتیجه، این وضعیت گرچه لرزاننده، مهیب و ناگهانی است، اما روشنایی، پاکی و گشایش با خود دارد.
غرش مهیب تندر، یادآور صور اسرافیل و روز رستاخیز است. «رستا» به معنای «مرده» و «خیز» به معنای «برخاستن» یا همان «زنده شدن» است. به این ترتیب، در ژن، مردگان زمستان، آمادهی زندگی دوباره میشوند.تندر برخلاف باد ــ خستگی ناپذیر و ادامه دهنده ــ قدرتی بنیادین و پرشتاب دارد که دوامی ندارد و همانطور که ناگهانی آغاز میشود، ناگهان نیز به پایان میرسد. از اینرو تنها آغازگر دورانی تازه است و دیری نمیپاید.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
فرد تحت تأثیر نیرویی ژرف و قدرتمند، در قالب اتفاقی غیرمنتظره و تکاندهنده قرار میگیرد. این شرایط گرچه پایدار نیست، اما افکار و احساسات پنهان را به تکاپو انداخته و فرد را میلرزاند. ذهنی پرورش یافته در میان این تکانهها چون کوهی آرام و آگاه میماند و هماهنگ با جریان، قدرتمندانه عمل میکند.بااینحال، همه ظرفیت یکسانی ندارند و نمیتوانند در میان چنین تکانهای آرام، متعادل و قدرتمند باقی بمانند: فردی شدیداً آشفته میشود اما پس از دورهای طولانی از تلاش و تمرین، به خوبی پرورش مییابد و به تعادل و درستی برمیگردد. دیگری میتواند در میان تکانههای پیدرپی متعادل و استوار بماند، اما قدرت عمل کردن را ندارد. گاهی این تکانه، فردی منفعل را به حرکت وا میدارد که برای او سودمند است. در مواردی هم فرد پیش از رسیدن تکانه، از آن فاصله میگیرد.
در واقع حکمت تندر گشایش درهای تازه در قالب رخدادهای غیرمنتظره و تکاندهنده است، اما هرکس به میزان پرورش یافتگی و ظرفیت ذهنی از آن بهره میبرد.