درباره این کتاب
اطلاعات بیشتری درباره این کتاب ثبت نشده است.
شش خطی 27
خوراک دادن، پرورش دادن، گوشه و کنار دهان (Yi)
اسامی و مفاهیم دیگر: پرورش دادن، حمایت کردن و خوراک دادن به جا و به اندازه، گوشههای دهان، نماد گونه و خوراک، فکها، فک پایین، بلعیدن، پند هوشمندانه، خوراک رساندن
سیر معنایی:
پس از مهار و انباشت نیروی درونی (۲۶)، فرد به خوبی پرورش مییابد و میتواند دیگران را تغذیه کند.
معرفی
گفتارهای شش خطی 27
سخن آن گه کند حکیم آغاز یا سرانگشت سوی لقمه دراز
که ز ناگفتنش خلل زاید یا زناخوردنش به جان آید
لا جَرَم حکمتش بُوَد گفتار خوردنش تندرستی آرد بار (سعدی)
مایده عقلست نی نان و شوی نور عقلست ای پسر جان را غذی
نیست غیر نور آدم را خورش از جز آن جان نیابد پرورش
زین خورشها اندک اندک باز بر کین غذای خر بوَد نه آنِ حر
تا غذای اصل را قابل شَوی لقمههای نور را آکل شوی
عکس آن نورست کین نان نان شدست فیض آن جانست کین جان جان شدست
چون خوری یکبار از ماکول نور خاک ریزی بر سر نان و تنور
عقل دو عقلست اوّل مکسبی که در آموزی چو در مکتب صبی
از کتاب و اوستاد و فکر و ذکر از معانی وز علوم خوب و بکر
عقل تو افزون شود بر دیگران لیک تو باشی ز حفظ آن گران
لوح حافظ باشی اندر دور و گشت لوح محفوظ اوست کو زین در گذشت
عقل دیگر بخشش یزدان بوَد چشمهٔ آن در میان جان بوَد
چون ز سینه آب دانش جوش کرد نه شود گنده نه دیرینه نه زرد
ور ره نبعش بود بسته چه غم کو همیجوشد ز خانه دم به دم
عقل تحصیلی مثال جویها کان روَد در خانهای از کویها
راه آبش بسته شد شد بینوا از درون خویشتن جو چشمه را (مولوی)
گفت پیغامبر که احمق هر که هست او عدُوّ ماست و غول رهزنست
هر که او عاقل بود از جان ماست روح او و ریح او ریحان ماست
عقل دشنامم دهد من راضیم زانک فیضی دارد از فیاضیم
نبود آن دشنام او بیفایده نبود آن مهمانیش بیمایده
احمق ار حلوا نهد اندر لبم من از آن حلوای او اندر تبم (مولوی)
دو چیز طیره(خفت، خواری) عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی. (سعدی)
این شش خطی وضعیت شما را در حالت خوراک رساندن به خود و دیگران معرفی میکند. تأکیدش بر این است که دریافت (خوراک مادی و معنوی) در عین تأمین این خوراک برای دیگران روش درست مدیریت این وضعیت است. (ریتسما/کارچر)
میتواند به معنای پول، که نتیجهی تلاش بوده اشاره کند. (د.ف هوک)
واژهشناسی و مفهوم کلیدی: (یی - Yi)
«یی» در گذشتههای دور به معنای «فک پایینی» بوده و بعدها به معنی «خوردن به منظور متناسب ماندن» گسترش یافته است. ایدهنگار «یی» از دو بخش تشکیل شده که ایدهنگار سمت راست تلفظ یی را نشان میدهد. بخش سمت چپ که معنای واژه را نشان میدهد، برشی عمودی از دهان باز است که چیزی به نشانهی غذا در میان دندانها قرار گرفته است. احتمالاً نام ششخطی مستقیماً از ساختار خطوط گرفته شده که شبیه به یک دهان باز است و مفاهیم «پرورش دادن، تغذیه کردن و خوراک رساندن» به خود و دیگران را —چه مادی و چه معنوی— نشان میدهد.ساختارشناسی: تندر (☳) در پایین، کوه (☶) در بالا
در ساختار ششخطی، خطوط محکم (ینگ) اول و ششم مانند دو فک هستند؛ چهار خط شکسته و نرم (یین) میانی، فضای خالی دهانی باز یا دندانها را نشان میدهند. همچنین ساختار فکهای انسان شبیه به تندر در پایین و کوه در بالاست: فک پایین متحرک و فک بالا ثابت است. این ساختار، بر حفظ تعادل میان حرکت (تندر) و ایستایی(کوه) به جا، به منظور «به جا و متعادل خوردن» و «به جا و به اندازه سخن گفتن» نیز دلالت میکند.سهخطی تندر (سه سطح پایینی در خطوط) افراد بیقرار و خواهندهای را نشان میدهد که صرفاً در جستوجوی تأمین خوراک خود هستند. سهخطی کوه انسانهای بیخواسته و خودبسندهای را نشان میدهد که در پی تأمین خوراک دیگران هستند. خط ششم (ینگ) در قلهٔ کوه—همانند ششخطیهایی چون ۴ یا ۵۲—نماد استاد خردمند یا انسانی در اوج آگاهی است که از فراز قله، همگان را تغذیه میکند.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
تندر در پایین ارادهای قدرتمند و کنشگر را نشان میدهد که هماهنگ با لحظه تصمیم میگیرد؛ کوه در بالا، توانایی حفظ تسلط بر خود را فراهم میکند تا تحت تأثیر عوامل بیرونی یا خواهندگی درونی، از مسیر درست منحرف نشود. از این رو فرد در لحظه تشخیص میدهد، قدرتمند و کنشگر است اما آگاهانه، مختصر و مفید در جهت برآورده کردن نیازهای خود و دیگران گام برمیدارد.با این حال، این تعادل همیشه برقرار نیست. در سطوح نامتعادل و پایین (خطوط اول تا سوم)، که تسلط و خودبسندگی کوه به دست نیامده، فرد تنها به فکر تأمین نیازهای فردی خود است که در نهایت به بداقبالی و ناکامی میانجامد.
آموزهی اصلی ایجینگ و هر مکتب اصیل دیگر، رسیدن به هماهنگی و تعادل است. بر همین اساس فرد باید بتواند هماهنگ و متعادل به خود و دیگران خوراک رساند.