درباره این کتاب
عنوان اصلی:
I Ging: Das Buch der Wandlungen
ایجینگ: کتاب تغییرات
نویسنده: ریچارد ویلهلم
ویلهلم ای جینگ را صرفاً کتابی برای پیشگویی نمیدانست، بلکه آن را بیان فشردهای از نگرش چینی به جهان، انسان و دگرگونی میشمرد؛ نگرشی که بر هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان و بر درک الگوهای تحول در طبیعت و زندگی تأکید دارد. از همین رو، ترجمهٔ او بیش از آنکه یک برگردان صرف از متن باشد، تلاشی برای انتقال روح سنت تفسیری چین به زبان و ذهنیت غربی بود.
شهرت جهانی این ترجمه تا اندازهٔ زیادی با استقبال و حمایت کارل گوستاو یونگ گره خورده است. یونگ که سالها با ویلهلم دوستی و همکاری داشت، برای ترجمهی کتابْ مقدمهای مشهور نوشت و ای جینگ را نمونهای برجسته از شیوهای متفاوت در فهم رابطهی میان رخدادها و معنا معرفی کرد؛ دیدگاهی که بعدها با نظریهٔ «همزمانی» (Synchronicity) او پیوند یافت. این مقدمه و نفوذِ فکریِ یونگْ موجب شد ای جینگ در جهانِ غربْ از قالب یک «کتاب فال شرقی» فراتر رود و بهعنوان اثری فلسفی، نمادین و روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
ترجمهٔ ویلهلم ـ که بعدها به وسیلهٔ کری باینز به انگلیسی برگردانده شد ـ همچنان یکی از پرخوانندهترین و تأثیرگذارترین ترجمههای ای جینگ در جهان غرب به شمار میآید و برای بسیاری از خوانندگان غربی، نخستین دریچهٔ آشنایی با این کتاب بوده است.
شش خطی 27
خوراک دادن، پرورش دادن، گوشه و کنار دهان (Yi)
اسامی و مفاهیم دیگر: پرورش دادن، حمایت کردن و خوراک دادن به جا و به اندازه، گوشههای دهان، نماد گونه و خوراک، فکها، فک پایین، بلعیدن، پند هوشمندانه، خوراک رساندن
معرفی
سنجش:
درستی و محکمی خوشاقبالی به بار میآورد.
مراقب خوراکی که به دیگران میرسانید و خوراکی که یک مرد با آن دهانش را پر میکند، باشید.
اگر دوست دارید دیگران را بشناسید، کافی است ببینید به چه کسی اهمیت میدهد و به کدام جنبه از خودش رسیدگی میکند و خوراک میرساند.
طبیعت همهی مخلوقات را خوراک میرساند.
انسان بزرگ (The great man)، به خوراک رساندن و پرورش انسانهای برتر میپردازد تا از طریق آنها، به امور همهی انسانها رسیدگی کند.
Mencius
منسیوس* در این باره میگوید:
اگر میخواهیم بدانیم که کسی برتر است یا خیر، باید ببینیم کدام قسمت وجودش را بسیار مهم میداند.
بدن شامل اعضای برتر، پست، مهم و بیاهمیت میشود. ما نباید به اعضای مهم آن، به خاطر اعضای بیاهمیت آسیب برسانیم. همینطور نباید به خاطر اعضای پست، به اعضای برتر آسیب رسانیم. کسی که به پرورش اعضای پست خود میپردازد، انسان پست (فرومایه، فرودست) است. کسی که به اعضای برتر ذات خود رسیدگی میکند، انسان برتر است.
*مِنگزی یا منسیوس فیلسوف چینی سدهٔ چهارم پیش از میلاد (۳۰۵ تا ۳۸۹ پ.م) است. او پیرو کئونگ چی، نوادهٔ کنفوسیوس بود و در راه گسترش و به کرسی نشاندن اندیشههای کنفوسیوس کوشا بود. اندیشههای او در شکلدادن نوکنفوسیوسگرایی اثرگذار بود. او را «دومین فیلسوف مهم کنفسیوسگرا»، پس از خود کنفوسیوس میدانند.
تصویر:
نگارهی «تأمین خوراک و پرورش دادن».
به این ترتیب، انسان برتر مراقب سخنانی هست که میگوید و در خوردن و آشامیدن میانه روست.
این تصویری از «تأمین خوراک و پرورش دادن» به وسیلهی حرکت و سکون است. (که از دو سه خطی تندر، حرکت و کوه، سکون به دست میآید.)
انسان برتر این شیوه را به عنوان الگویی برای خوراک رساندن و پرورش دادن شخصیت خود انتخاب میکند. کلمات حرکتی از درون به بیرون است. خوردن و آشامیدن حرکتی از بیرون به درون است. هر دوی اینها میتواند با سکون تنظیم شود. چون سکون بازدارندهی بیش از اندازه سخن گفتن است، و همینطور بازدارندهی غذاهای اضافیای است که داخل دهان میشود. به این شیوه فرد پرورش میابد.
خط اول:
بد اقبالی.
خط دوم:
ادامه دادن به این کار بداقبالی به بار میآورد.
حالا اگر به خاطر روحیهی ضعیفتان مستقل نباشید، احساس ناراحتی بر شما غلبه میکند؛ چون شما از مسیر مناسب برای گذراندن زندگی خود خارج شدهاید و حمایتهای کسانی که در جایگاه بهتری هستند را پذیرا میشوید.
این کار بیارزشی است و شما را از مسیر حقیقی ذات شما دور میکند. ادامه دادن به این شیوه، قطعاً منجر به بداقبالی میشود.
خط سوم:
برای ده سال چنین کاری نکنید.
هیچ چیز در این مسیر هماهنگ و سودمند نیست.
لذتجویی دیوانه وار برای ارضای حواستان، هیچوقت شما را به هدف نمیرساند. شما هرگز نباید (ده سال یعنی یک چرخهی کامل) چنین مسیری را در پیش گیرید چون هیچ چیز خوبی در آن نیست.
خط چهارم:
تجسس کردن با چشمانی باز همچون ببری به شدت گرسنه، خطا نیست.
برای چنین کاری او نیاز به کمک دارد، چون او به تنهایی نمیتواند به چنین هدف بزرگی برسد. او با ولع ببری گرسنه به دنبال افراد مناسبی میگردد. از آنجا که او برای خود کار نمیکند و خیرخواه همه است، تلاش زیاد و اشتیاق او کار اشتباهی نیست.
خط پنجم:
درست و محکم باقی ماندن خوشاقبالی به بار میآورد.
او نباید از رودخانهی بزرگ بگذرد.
اگر شما با استواری و به درستی این نگاه را حفظ کنید، موفقیت و خوشبختی از آن شما خواهد بود. اما باید نسبت به وابستگی خود آگاه بمانید. نباید خود را به جلو هل دهید یا بخواهید کارهای پر مخاطرهای مثل «عبور از رودخانهی بزرگ» انجام دهید.
خط ششم:
آگاهی از خطر خوشاقبالی به بار میآورد.
گذشتن از رودخانهی بزرگ برای فرد هماهنگ و سودمند است.
گفتارهای شش خطی 27
سخن آن گه کند حکیم آغاز یا سرانگشت سوی لقمه دراز
که ز ناگفتنش خلل زاید یا زناخوردنش به جان آید
لا جَرَم حکمتش بُوَد گفتار خوردنش تندرستی آرد بار (سعدی)
مایده عقلست نی نان و شوی نور عقلست ای پسر جان را غذی
نیست غیر نور آدم را خورش از جز آن جان نیابد پرورش
زین خورشها اندک اندک باز بر کین غذای خر بوَد نه آنِ حر
تا غذای اصل را قابل شَوی لقمههای نور را آکل شوی
عکس آن نورست کین نان نان شدست فیض آن جانست کین جان جان شدست
چون خوری یکبار از ماکول نور خاک ریزی بر سر نان و تنور
عقل دو عقلست اوّل مکسبی که در آموزی چو در مکتب صبی
از کتاب و اوستاد و فکر و ذکر از معانی وز علوم خوب و بکر
عقل تو افزون شود بر دیگران لیک تو باشی ز حفظ آن گران
لوح حافظ باشی اندر دور و گشت لوح محفوظ اوست کو زین در گذشت
عقل دیگر بخشش یزدان بوَد چشمهٔ آن در میان جان بوَد
چون ز سینه آب دانش جوش کرد نه شود گنده نه دیرینه نه زرد
ور ره نبعش بود بسته چه غم کو همیجوشد ز خانه دم به دم
عقل تحصیلی مثال جویها کان روَد در خانهای از کویها
راه آبش بسته شد شد بینوا از درون خویشتن جو چشمه را (مولوی)
گفت پیغامبر که احمق هر که هست او عدُوّ ماست و غول رهزنست
هر که او عاقل بود از جان ماست روح او و ریح او ریحان ماست
عقل دشنامم دهد من راضیم زانک فیضی دارد از فیاضیم
نبود آن دشنام او بیفایده نبود آن مهمانیش بیمایده
احمق ار حلوا نهد اندر لبم من از آن حلوای او اندر تبم (مولوی)
دو چیز طیره(خفت، خواری) عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی. (سعدی)
این شش خطی وضعیت شما را در حالت خوراک رساندن به خود و دیگران معرفی میکند. تأکیدش بر این است که دریافت (خوراک مادی و معنوی) در عین تأمین این خوراک برای دیگران روش درست مدیریت این وضعیت است. (ریتسما/کارچر)
میتواند به معنای پول، که نتیجهی تلاش بوده اشاره کند. (د.ف هوک)
سهخطی پایینی نمایندهی «خوراک رساندن به خودتان»، مخصوصاً بدنتان است؛ در حالی که سهخطی بالایی نمایندهی «خوراک رساندن و پرورش دادن دیگران»، در معنایی متعالی و روحانی است.