مطابق با معنای ریشهای، ویژگیهای [عظمت نیروی آفریننده، موفقیت، سودمندی(پیشرفت) و درستی(استقامت)] به هم متصلاند.
زمانی که فرد چنین اوراکلی(پنهان دان) دریافت میکند، به این معناست که موفقیت از اعماق بنیادین جهان به او خواهد رسید
و همهی تلاش او برای یافتن خوشبختی خودش و دیگران تنها به این شیوه بستگی دارد: استقامت در آنچه درست است.
معانی دقیق هر چهار ویژگی از همان دورانهای ابتدایی موضوع گمانهزنی بودهاند. کلمه چینی که در اینجا به منحصر به فرد(sublime) ترجمه شده است، به معنای واقعی کلمه به "سر"، "منشأ"، "بزرگ" اشاره دارد. به همین دلیل است که کنفوسیوس در توضیح آن میگوید: به راستی که بزرگ است قدرت آفرینش؛ همهی موجودات آغازشان را به آن مدیوناند.این نیرو به تمام آسمان نفوذ کرده و آن را در بر گرفته است. زیرا این ویژگی بنیان سه ویژگی دیگر نیز است.
آغاز همهی چیزها هنوز در فراسو به شکل ایدههایی که هنوز واقعی نشدهاند قرار دارد. اما آفرینش این توان را دارد که به این کهن الگوها شکل و فرم بدهد. این در کلمه موفقیت نشان داده شده است و این فرایند با تصویری از طبیعت نمایان میشود: ابرها میگذرند و باران کار خود را انجام میدهد و همه موجودات وارد جریان شکل گیریشان میشوند.
در مورد کاربردش در زندگی انسانی، این ویژگیها راه یک موفقیت چشمگیر را به انسان بزرگ نشان میدهند: زیرا او با وضوح بسیار علل و نتایج را میبیند، شش سطح را در زمان مناسب کامل میکند و در زمان مناسب سوار بر آنها به سوی آسمان روان میشود، گویی بر شش اژدها سوار است. شش سطح، شش موقعیت مختلف در شش خطی(هگزاگرام) هستند که بعداً با نماد اژدها نشان داده میشوند. اینجا مشخص شده که راه موفقیت، در فهمیدن و عملی کردن راه جهان [دائو] قرار دارد، که این راه، یا دائو همچون قانون و بستری است که از آغاز تا پایان جریان دارد و همه چیز را در وادی زمان پدیدار میکند. بنابراین هر سطح یا قدم که به سرانجام میرسد، فوراً به بستری برای سطح و مرحلهی بعد تبدیل میشود. زمان دیگر یک مانع نیست، بلکه وسیلهای است برای به ظهور رساندن و فعلیت بخشیدن به آنچه بالقوه و پتانسیل میباشد.
هنگامی که عمل آفرینش در دو ویژگی عظمت نیروی آفریننده و موفقیت بازتاب مییابد، فرآیند حفظ و ماندگاری چیزها به صورت به وجود آمدن و متمایز شدن پدیدهها نشان داده میشود.
این فرآیند در دو اصطلاح سودمندی(پیشرفت) (دقیقاً یعنی: "آفرینش آنچه با ذاتش در هماهنگی است") و درستی(استقامت) (دقیقاً یعنی: "درست و محکم") بیان شده است. مسیر آفرینش دچار دگرگونیها میشود و موجودات را شکل میدهد تا هر یک به ذات حقیقی و مخصوص خود برسند، سپس آنها را در هماهنگی با هارمونی بزرگ نگه میدارد. بدین ترتیب با پیشرفت از طریق استقامت خودش را نمایان میکند.
در رابطه با حوزه انسانی، این نشان میدهد که چگونه انسان بزرگ به واسطهی فعالیتش برای ایجاد نظم، صلح و امنیت را به جهان میآورد: او بر فراز انبوه مخلوقات جای میگیرد، و همهی سرزمینها در صلح متحد میشوند.
درباره این کتاب
عنوان اصلی:
I Ging: Das Buch der Wandlungen
ایجینگ: کتاب تغییرات
نویسنده: ریچارد ویلهلم
ریچارد ویلهلم (۱۸۷۳–۱۹۳۰) خاورشناس، مترجم و مبلغ آلمانی بود که پس از سالها زندگی در چین، با همکاری و راهنمایی استاد چینی خود لائو نایشوان نخستین ترجمه و تفسیر جامع ای جینگ را بر پایهٔ سنت تفسیری کلاسیک چین به زبان آلمانی منتشر کرد (۱۹۲۴). این ترجمه برخلاف بسیاری از آثار پیشین غربی که عمدتاً بر جنبههای زبانشناختی یا پیشگویانهی کتاب تمرکز داشتند، کوشید ای جینگ را در بستر زندهٔ سنت فکری و فرهنگی چین معرفی کند و لایههای فلسفی، اخلاقی و حِکمی آن را نیز به خوانندهٔ غربی نشان دهد.
ویلهلم ای جینگ را صرفاً کتابی برای پیشگویی نمیدانست، بلکه آن را بیان فشردهای از نگرش چینی به جهان، انسان و دگرگونی میشمرد؛ نگرشی که بر هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان و بر درک الگوهای تحول در طبیعت و زندگی تأکید دارد. از همین رو، ترجمهٔ او بیش از آنکه یک برگردان صرف از متن باشد، تلاشی برای انتقال روح سنت تفسیری چین به زبان و ذهنیت غربی بود.
شهرت جهانی این ترجمه تا اندازهٔ زیادی با استقبال و حمایت کارل گوستاو یونگ گره خورده است. یونگ که سالها با ویلهلم دوستی و همکاری داشت، برای ترجمهی کتابْ مقدمهای مشهور نوشت و ای جینگ را نمونهای برجسته از شیوهای متفاوت در فهم رابطهی میان رخدادها و معنا معرفی کرد؛ دیدگاهی که بعدها با نظریهٔ «همزمانی» (Synchronicity) او پیوند یافت. این مقدمه و نفوذِ فکریِ یونگْ موجب شد ای جینگ در جهانِ غربْ از قالب یک «کتاب فال شرقی» فراتر رود و بهعنوان اثری فلسفی، نمادین و روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
ترجمهٔ ویلهلم ـ که بعدها به وسیلهٔ کری باینز به انگلیسی برگردانده شد ـ همچنان یکی از پرخوانندهترین و تأثیرگذارترین ترجمههای ای جینگ در جهان غرب به شمار میآید و برای بسیاری از خوانندگان غربی، نخستین دریچهٔ آشنایی با این کتاب بوده است.
ویلهلم ای جینگ را صرفاً کتابی برای پیشگویی نمیدانست، بلکه آن را بیان فشردهای از نگرش چینی به جهان، انسان و دگرگونی میشمرد؛ نگرشی که بر هماهنگی میان آسمان، زمین و انسان و بر درک الگوهای تحول در طبیعت و زندگی تأکید دارد. از همین رو، ترجمهٔ او بیش از آنکه یک برگردان صرف از متن باشد، تلاشی برای انتقال روح سنت تفسیری چین به زبان و ذهنیت غربی بود.
شهرت جهانی این ترجمه تا اندازهٔ زیادی با استقبال و حمایت کارل گوستاو یونگ گره خورده است. یونگ که سالها با ویلهلم دوستی و همکاری داشت، برای ترجمهی کتابْ مقدمهای مشهور نوشت و ای جینگ را نمونهای برجسته از شیوهای متفاوت در فهم رابطهی میان رخدادها و معنا معرفی کرد؛ دیدگاهی که بعدها با نظریهٔ «همزمانی» (Synchronicity) او پیوند یافت. این مقدمه و نفوذِ فکریِ یونگْ موجب شد ای جینگ در جهانِ غربْ از قالب یک «کتاب فال شرقی» فراتر رود و بهعنوان اثری فلسفی، نمادین و روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
ترجمهٔ ویلهلم ـ که بعدها به وسیلهٔ کری باینز به انگلیسی برگردانده شد ـ همچنان یکی از پرخوانندهترین و تأثیرگذارترین ترجمههای ای جینگ در جهان غرب به شمار میآید و برای بسیاری از خوانندگان غربی، نخستین دریچهٔ آشنایی با این کتاب بوده است.
شش خطی 1
نیروی آفریننده، آغازگر یا خلاق (چیئِن - Qian)
اسامی و مفاهیم دیگر: آفریننده، نماد آسمان، اصل خلاق، نیرو، کلید، خلاقیت، آغازگرانه، قدرت خلاق، قدرت اصلی، ینگ، نیروی زندگی، کوندالینی، پدر آسمانی
معرفی
سنجش:
ویلهلم: آفریننده موفقیت عظیم ایجاد میکند؛ هماهنگی و سودمندی به واسطهی استقامت(درست و محکم بودن).
اویی چیشو : آفریننده موفق است؛ در صورت درست بودن سودمند است.
اویی چیشو : آفریننده موفق است؛ در صورت درست بودن سودمند است.
متن کنفوسیوس برای ششخطی «1» از کتاب «ریچارد ویلهلم » ثبت نشده است.
تصویر:
ویلهلم: حرکت آسمان پر از توان و قدرت است. در نتیجه انسان برتر خود را قدرتمند و (کاملاً) خستگی ناپذیر میسازد.
اویی چیشو : عمل آسمان قدرتمندانه است. افرادی با ویژگیهای رهبری از آن برای رشد مداوم خود استفاده میکنند.
اویی چیشو : عمل آسمان قدرتمندانه است. افرادی با ویژگیهای رهبری از آن برای رشد مداوم خود استفاده میکنند.
روزی در پی روزی دیگر و تکرار این چرخه، ایدهی قدرتی خستگی ناپذیر و پایداری را نشان میدهد. حرکت مداومی که سست و متزلزل نمیشود.
با توجه به این تصویر، خردمندانه است یاد بگیرید چگونه بهتر رشد کنید تا تأثیرات شما پایدار بمانند.
شما باید به صورت همهجانبه قدرتمند شوید؛ این کار را با کنار گذاشتن هرچیز پست و خوارکننده انجام دهید.
خستگی ناپذیری شما در مسیر به محدود کردن آگاهانهی فعالیتهای خود وابسته است.
*اژدها نماد انرژی ذخیره شده، پویا و نیروی انگیزاننده است که به شکل رعد و برق آشکار میشود. در زمستان این نیرو در زمین پنهان میشود؛ در آغاز تابستان بار دیگر فعال میشود.
با توجه به این تصویر، خردمندانه است یاد بگیرید چگونه بهتر رشد کنید تا تأثیرات شما پایدار بمانند.
شما باید به صورت همهجانبه قدرتمند شوید؛ این کار را با کنار گذاشتن هرچیز پست و خوارکننده انجام دهید.
خستگی ناپذیری شما در مسیر به محدود کردن آگاهانهی فعالیتهای خود وابسته است.
*اژدها نماد انرژی ذخیره شده، پویا و نیروی انگیزاننده است که به شکل رعد و برق آشکار میشود. در زمستان این نیرو در زمین پنهان میشود؛ در آغاز تابستان بار دیگر فعال میشود.
خط اول:
اویی چیشو: اژدهای پنهان نباید به کار گرفته شود.
ریچارد ویلهلم: اژدهای پنهان. وارد عمل نشوید.
ریچارد ویلهلم: اژدهای پنهان. وارد عمل نشوید.
در چین اژدها معنای متفاوتی از جهان غرب دارد. اژدها سمبل الکتریسیتهی ذخیره شده، پویایی، نیروی انگیزانندهای است که خود را در طوفان و رعد و برق آشکار میکند.
در زمستان این نیرو به درون زمین میرود؛ در اوایل تابستان بار دیگر بیدار میشود و در آسمان به شکل رعد و برق دیده میشود. در نتیجه نیروهای برسازنده روی زمین شروع به حرکت میکنند. اینجا این نیروی برسازنده همچنان زیر زمین پنهان است و در نتیجه تأثیری ندارد. در مورد مسائل انسانی، این سمبل انسان بزرگی است که هنوز شناخته نشده است. با این وجود او به خود وفادار میماند.
او به خود اجازه نمیدهد تا تحت تأثیر موفقیت یا شکست بیرونی قرار بگیرد، بلکه به نیروی خود اعتماد میکند و این دوران را میگذراند. از این رو عاقلانه برای کسی که با پنهانبین (اوراکل) مشورت کرده و به این خط رسیده انتظار کشیدن در صبری مملو از قدرت است. زمان خود مسائل را حل میکند. نباید از این بترسد که قدرت او ظهور پیدا نکند؛ نکتهی اصلی این است که پیش از رسیدن زمان مناسب، نیروهای خود را صرف به زور رسیدن به چیزی نکنیم در حالی که هنوز زمان آن نرسیده است.
در زمستان این نیرو به درون زمین میرود؛ در اوایل تابستان بار دیگر بیدار میشود و در آسمان به شکل رعد و برق دیده میشود. در نتیجه نیروهای برسازنده روی زمین شروع به حرکت میکنند. اینجا این نیروی برسازنده همچنان زیر زمین پنهان است و در نتیجه تأثیری ندارد. در مورد مسائل انسانی، این سمبل انسان بزرگی است که هنوز شناخته نشده است. با این وجود او به خود وفادار میماند.
او به خود اجازه نمیدهد تا تحت تأثیر موفقیت یا شکست بیرونی قرار بگیرد، بلکه به نیروی خود اعتماد میکند و این دوران را میگذراند. از این رو عاقلانه برای کسی که با پنهانبین (اوراکل) مشورت کرده و به این خط رسیده انتظار کشیدن در صبری مملو از قدرت است. زمان خود مسائل را حل میکند. نباید از این بترسد که قدرت او ظهور پیدا نکند؛ نکتهی اصلی این است که پیش از رسیدن زمان مناسب، نیروهای خود را صرف به زور رسیدن به چیزی نکنیم در حالی که هنوز زمان آن نرسیده است.
خط دوم:
اویی چیشو: اژدها روی زمین دیده میشود؛ دیدن انسان بزرگ سودمند است.
ویلهلم: اژدها روی زمین دیده میشود. دیدن مرد بزرگ هماهنگ و سودمند است.
ویلهلم: اژدها روی زمین دیده میشود. دیدن مرد بزرگ هماهنگ و سودمند است.
او هنوز به جایگاه فرماندهی نرسیده و در میان سایرین است. به هر حال، چیزی که او را از دیگران متمایز میکند جدیت او در هدفی که دارد، اعتبار و قابل اعتماد بودن بیحد و حصر او و تأثیری است که ناخودآگاه بر محیط اطراف میگذارد. برای چنین فردی مقدر شده که بسیار تأثیرگذار شود و جهان را به نظم در آورد. از این رو دیدن او پسندیده است.
خط سوم:
اویی چیشو: یک رهبر در تمام روز کار میکند و در شب مراقب است. خطر وجود دارد، اما اشتباهی نیست.
ویلهلم: انسان برتر در تمام طول روز فعالی خلاق است. در شب ذهن او درگیر و دلواپس است. خطر. گناهی نیست.
ویلهلم: انسان برتر در تمام طول روز فعالی خلاق است. در شب ذهن او درگیر و دلواپس است. خطر. گناهی نیست.
فضای تأثیرگذاری برای انسان بزرگ باز شده است. شهرت او شروع به پخش شدن کرده است. انبوه مردم به سوی او میآیند. نیروی درونی او متناسب با افزایش فعالیت بیرونی او است.
اینجا انواع کارها را میتوان انجام داد و در غروب وقتی که دیگران در حال استراحت هستند، برنامهها و دلواپسیها به او فشار میآورد. اما خطر در رفتن از پستی به بلندی است. بسیاری از انسانهای بزرگ به خاطر جمع شدن مردم به گرد آنها و منحرف شدن از مسیرشان نابود شدند. مقام طلبی آنها باعث نابودی حقیقت وجود آنها شده است.
به هر حال، بزرگی حقیقی با وسوسهها به خطر نمیافتد و خراب نمیشود. او که نسبت به دوران تازه و نیازهای آن آگاه باقی میماند، به اندازهی کافی عاقبتاندیش است که از پرتگاهها دوری کند و بیگناه باقی بماند.
اینجا انواع کارها را میتوان انجام داد و در غروب وقتی که دیگران در حال استراحت هستند، برنامهها و دلواپسیها به او فشار میآورد. اما خطر در رفتن از پستی به بلندی است. بسیاری از انسانهای بزرگ به خاطر جمع شدن مردم به گرد آنها و منحرف شدن از مسیرشان نابود شدند. مقام طلبی آنها باعث نابودی حقیقت وجود آنها شده است.
به هر حال، بزرگی حقیقی با وسوسهها به خطر نمیافتد و خراب نمیشود. او که نسبت به دوران تازه و نیازهای آن آگاه باقی میماند، به اندازهی کافی عاقبتاندیش است که از پرتگاهها دوری کند و بیگناه باقی بماند.
خط چهارم:
اویی چیشو: ممکن است در دره بپرد. هیچ اشتباهی نیست.
ویلهلم: اژدها در پروازش بر فراز ژرفاها، گاه بالا میرود و گاه پایین میآید. گناهی نیست.
ویلهلم: اژدها در پروازش بر فراز ژرفاها، گاه بالا میرود و گاه پایین میآید. گناهی نیست.
اینجا تغییر و تحول ایجاد شده است و حق انتخاب با انسان بزرگ است. دو رویکرد برای انسان بزرگ ممکن است:
او میتواند به ارتفاعات برود و نقش مهمی را در جهان بازی کند، یا میتواند کناره بگیرد و در خلوت خود را رشد دهد.
او میتواند راه یک قهرمان را در پیش گیرد یا راه قدیسی که گوشهنشینی را برگزیده است.
هیچ قانون کلی برای تعیین درستی هر یک از این مسیرها وجود ندارد. اگر فرد رفتاری پایدار داشته باشد و با خود صادق باشد، راه مناسب خود را پیدا خواهد کرد. این مسیر درست و بدونگناه برای او است.
او میتواند به ارتفاعات برود و نقش مهمی را در جهان بازی کند، یا میتواند کناره بگیرد و در خلوت خود را رشد دهد.
او میتواند راه یک قهرمان را در پیش گیرد یا راه قدیسی که گوشهنشینی را برگزیده است.
هیچ قانون کلی برای تعیین درستی هر یک از این مسیرها وجود ندارد. اگر فرد رفتاری پایدار داشته باشد و با خود صادق باشد، راه مناسب خود را پیدا خواهد کرد. این مسیر درست و بدونگناه برای او است.
خط پنجم:
اویی چیشو: اژدها در حال پرواز در آسمان است. دیدن مردمان بزرگ سودمند است.
ویلهلم: اژدهای در حال پرواز در آسمانها. دیدن مرد بزرگ هماهنگ و سودمند است.
ویلهلم: اژدهای در حال پرواز در آسمانها. دیدن مرد بزرگ هماهنگ و سودمند است.
اینجا انسان بزرگ به حلقهی انسانهای آسمانی رسیده است. تأثیرات او پخش شده و برای تمام جهان مشهود است. هرکس او را ببیند ممکن است او را انسانی نورانی و مبارک قلمداد کند.
کنفسیوس دربارهی این خط میگوید:
چیزهایی که آوای یکسانی دارند با هم میلرزند.
چیزهایی که در ذاتشان نزدیکی دارند یکدیگر را میجویند.
آب به سمت چیزی که خیس است جاری میشود، آتش رو به خشکی میکند.
ابرها (نفس آسمان) اژدها را دنبال میکنند، باد (نفس زمین) ببر را دنبال میکند.
به این ترتیب، دانا برمیخیزد و همه با چشمانشان او را دنبال میکنند.
زادهی آسمان به چیزهای بالا حس نزدیکی دارد.
زادهی زمین به چیزهای پایین حس نزدیکی دارد.
هر کدام همجنس خود را دنبال میکنند.
کنفسیوس دربارهی این خط میگوید:
چیزهایی که آوای یکسانی دارند با هم میلرزند.
چیزهایی که در ذاتشان نزدیکی دارند یکدیگر را میجویند.
آب به سمت چیزی که خیس است جاری میشود، آتش رو به خشکی میکند.
ابرها (نفس آسمان) اژدها را دنبال میکنند، باد (نفس زمین) ببر را دنبال میکند.
به این ترتیب، دانا برمیخیزد و همه با چشمانشان او را دنبال میکنند.
زادهی آسمان به چیزهای بالا حس نزدیکی دارد.
زادهی زمین به چیزهای پایین حس نزدیکی دارد.
هر کدام همجنس خود را دنبال میکنند.
خط ششم:
اویی چیشو: در اوج، اژدها پشیمان است.
ویلهلم: اژدهای خودرأی دلیلی برای توبه خواهد داشت.
ویلهلم: اژدهای خودرأی دلیلی برای توبه خواهد داشت.
وقتی انسانی به دنبال بسیار بالا رفتن باشد طوری که ارتباطش با سایر بشریت را از دست دهد، منزوی میشود و این لزوماً به شکست میانجامد.
این خط در برابر آرزوهای بسیار بزرگی که بیش از توان فرد است هشدار میدهد. سقوطی بلند و ناگهانی میتواند در پی باشد.
این خط در برابر آرزوهای بسیار بزرگی که بیش از توان فرد است هشدار میدهد. سقوطی بلند و ناگهانی میتواند در پی باشد.
گفتارهای شش خطی 1
درون جهان پیدا جهانی ناپیدا وجود دارد، جهان علتها درون جهان معلولها. درون ماده نیرویی وجود دارد، و این دو یکی هستند، و برای بودن به علت سومی وابستهاند، که علت رازآلود وجود آن دو است. جهان ملکوتی(soul) درون جهان مادی-ملکی(matter) وجود دارد، و این دو یکی هستند، و توسط جهان روحانی(spirit، شاید همان جبروت) ایجاد میشوند. ــ پاراسلسوس (زندگی و پیشگوییها)
تجربهها و سوالات 1
رسیدن به عشق قدیمی و رابطه صمیمی دوباره
خیلی کار داشتم ولی خیلی خوابم میومد. شب خیلی کم خوابیده بودم و زودم بیدار شده بودم.
یک خواستهی ...
یک خواستهی ...
خیلی جالبه من پرسش این بود من چه تاثیری قراره در این دنیا بزارم و اینو داد و واقعا بی نظیر بود این ش...
من برای ادامه رابطه ام پرسید 61 با خط 1 اومد ولی تفسیرش نمیدونم کسی میدونه
اوووم ، هر موجود زنده که حیات (نفس میکشد) دارد ، بجز اجسام،یک نمونه ریز از یک وجود و منبع آگاهی است،...
ایچینگ ) روح زنده ی استاد( / سپاس♡
چقدر شگفتزده شدم از پاسخش سوالم این بود چه اتفاقی در من افتاده چرا نمیتونم بنویسم چرا نمیتونم متمرک...
من پرسیدم استفاده از قدرت تخیل آیا برای آینده من خوبه
درود
من یه تصادف کردم باماشین یه آدم وبال به ناحق وباپارتی مقصرم کردند .پس ازکارشناسی های متعدد ...
من یه تصادف کردم باماشین یه آدم وبال به ناحق وباپارتی مقصرم کردند .پس ازکارشناسی های متعدد ...
نیروی آن در بند و محدود به وضعیتی در فضا نیست و از این جهت به عنوان پویایی نیز در نظر گرفته شده است.
زمان نیز به عنوان پایهای برای این حرکت و پویایی در نظر گرفته شده. و از این رو شش خطی نیروی زمان و نیروی پایداری در زمان که همان استقامت و استمرار است را در خود دارد.
قدرتی که در این شش خطی ارائه شده دو معنا دارد - اثرش در جهان هستی و اثرش در جهان انسانی.
در رابطه با هستی، شش خطی بیانگر قدرت و نیروی آفرینندهی ایزد است.
در رابطه با جهان انسانی، متعلق به عمل خلاقانهی یک انسان الهی و مقدس، یک فرمانروا یا رهبر است که از این نیرو در جهت تعالی و رشد انسانها استفاده میکند.